از لباس آخوندی تا آغوش اِبی/موی دم اسبی به جای عمامه - پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب شهرستان دزفول
8th، سپتامبر 2013
پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب
اخبار دزفول، خوزستان، جهان
Dezmehrab.ir
زمان انتشار: 8 th سپتامبر 2013 ساعت 6:08 ب.ظ | کد خبر: 6430  

چندی پیش رسانه ها مطلبی را از شخصی به نام محمد جواد اکبرین (از روحانیون تندرو جبهه اصلاحات) منتشر کردند که تأمل برانگیز بود. اخیراً خاطره ای توسط یکی از آشنایانش (که البته از اول قرابتی با وی نداشته است) منتشر شده که بدون دخل و تصرف در ادامه می آید:

“سال ۷۸ با ایشان آشنا شدم. دانشجو بودم، رفته بودم همایش کانون های فرهنگی و هنری دانشجویی. همایش از این قرار بود که دختر و پسرهای دانشجوی شرکت کننده را دریک اردوگاه جنگلی بزرگ چند روزی رها کردند! آهنگ بود، رقص بود، خوش وبش بود، درخت بود وتاریکی هم بود، بگذریم از این برنامه های فرهنگی دولت آن زمان . . .
دلم از این فضا گرفته بود که چشمم افتاد به یک روحانی مودب وخوش برخورد و البته خوش قیافه، فرق خوش قیافه و نورانی را نمی دانستم هنوز هم خوب نمی دانم. رفتم سراغش تا از روحانیت اش بهره ای ببرم و از کدورتم کمی بکاهم. اسمش محمدجواد اکبرین بود.

akbarin-montazeri

آشنا که شدیم دیدم حرفهایش به عنوان یک روحانی عجیب و غریب است. کم کم بحثمان داغ شد. به من می گفت جالب است، با اینکه شما دانشجویی و من حوزوی. شما موضع حوزوی ها را داری و من موضع دانشجویان را.
تازه فهمیدم چرا او را به عنوان روحانی این جمع و این محفل پر شور ونشاط انتخاب کرده اند. وقتی داشتیم اردوگاه را ترک می کردیم، شنیدم چند دانشجو درباره دستاوردهای این همایش صحبت می کردند و خاطراتشان را می گفتند یکی از آنها می گفت برای دستاورد این همایش باید یک زایشگاه و یک کودکستان هم بسازند…..

ارتباطم با اکبرین ادامه داشت، چند بار به او تلفن زدم. مدتی هم پیگیر این بودم تا سوال هایی که در ذهنم درست کرده بود را جواب دهم و بلاخره جوابشان را پیدا کردم.
بعدها فهمیدم او سابقاً در بابل درس می خوانده و هم مدرسه ای هایش از مناجات های زیبای او تعریف می کردند. مداح قابلی بود. بعد از آمدن به قم هم دعای ندبه هایش پرطرفدار بوده و بسیار دلنشین. دوستانش از دعای ندبه های او در مدرسه معصومیه خاطراتی زیادی به یاد دارند.

او یک متدین متعصب بود و در این عقاید وکارهای گاهی تندش از هیچ ملامتی نمی ترسید. بگذریم که این نترسی او ناشی از ایمان قویش بود یا از روحیه افراطی گری او. آنگونه که دوستانش می گویند همواره نوعی افراط در رفتارهای او دیده می شد.

سال ۷۶ که سال حساسی بود، در انتخابات خاتمی با رای بالا انتخاب شد، اکبرین هم از طرفداران و مبلغان او شده بود. افراط های او داشت به شکلی دیگر نمایان می شد و همین امر به مذاق برخی خوش نیامده و او را طرد کرده بودند. این برخوردها بر روندی که محمدجواد در پیش گرفته بود، بی تاثیر نبود. سیری که دامنه آن به اندازه فاصله دعای ندبه تا صدای آمریکا بود. . .

بعدها که طلبه شدم، در اولین سال حضورم در قم با منزلش تماس گرفتم. خانمش گوشی را برداشت و گفت که محمدجواد زندانی شده. پرسیدم چرا؟ گفت بخاطر مطالبی که در روزنامه نوشته. . .
سیر تغییرات محمدجواد ادامه داشت. بعدها فهمیدم که در کنار این اتفاقات، اعتقاداتش خیلی تغییر کرده بود. بعضی دوستانش می گویند بعد از این دوره بود که دیگر به ولایت فقیه نه تنها اعتقادی نداشت بلکه به شدت می تازید.

یازده سال از عمر طلبگی ام می گذشت. ایام محرم بود و به عنوان روحانی مبلغ به یک خوابگاه دانشجویی رفته بودم. مراسم عزادادری و هیأت داشتیم. هرشب به اتاق دانشجوها هم سر می زدم و گاهی مشاوره و بحثی علمی یا سیاسی پیش می آمد.

یک شب هرچه تلاش می کردم، خوابم نمی برد. بدجوری به هم ریخته بودم، اتفاقی افتاده بود که خیلی شوکه ام کرده بود. جریان از این قرار بود که بعد از مراسم هیأت به اتاقم رفتم، ایمیل هایی برایم رسیده بود. در یکی از این ایمیل ها لیست افرادی که در یک کنفرانس در ضدیت با جمهوری اسلامی شرکت داشتند، آورده شده بود از روی کنجکاوی نگاهی به اسم ها انداختم و میخکوب شدم. بله اشتباه نمی کردم اسم محمدجواد اکبرین هم در میان آنها بود. اسمش را در اینترنت جستجو کردم، عکس هایی دیدم که برق از سرم پرید، همان اکبرین بود با همان لبخند ولی دیگر عمامه نداشت و به جای آن موهایش را دم اسبی بسته بود و دست بر گردن ابی خواننده آن ور آبی انداخته بود.

اکبرین وابی

باورش برایم سخت بود، گیج شده بودم. حالا دیگر اکبرین کارشناس مذهبی بود، در شبکه بی بی سی و نمی دانم چه چیزی را می خواست به عنوان اسلام به مخاطبان این شبکه معرفی کند.
اکبرین کجا و بی بی سی کجا!
حوزه علمیه قم کجا و صدای آمریکا و کجا!
درس مراجع تقلید کجا و ابی خواننده لوس آنجلسی کجا!
و این وجود کش دار اکبرین در طول عمری کوتاه بود که اکنون این همه را به هم پیوند زده بود. . .

رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً ۚ إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ
پروردگارا! دلهایمان را، بعد از آنکه ما را هدایت کردی، (از راه حق) منحرف مگردان! و از سوی خود، رحمتی بر ما ببخش، زیرا تو بخشنده ای”

گفتنی است؛ محمدجواد اکبرین از جمله روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلبی بود که سابقه تحصیل در حوزه‌های علمیه را دارد. وی که در دوره اصلاحات در رسانه‌هایی چون نشاط و عصرآزادگان به فعالیت مشغول بود چندین بار به دلیل مطالب خلاف واقع احضار و بازداشت شد.

وی همچنین از حامیان «کمپین یک میلیون امضا برای برابری» برای لغو قوانین اسلامی می‌باشد. اکبرین که در چند سال گذشته در فرانسه ساکن است در مقالاتی که به اسم دین‌پژوهشی ارائه می‌کند به اصول اسلام حمله می‌کند. وی همچنین در خارج از کشور برای رسانه‌های ضدانقلاب به تولید محتوا می‌پردازد.

ارسال نظر

     


-->