بخشی از وصیت نامه شهید مصطفی ردانی پور؛اسلام منهای روحانیت معنی ندارد - پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب شهرستان دزفول
15th، اکتبر 2012
پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب
اخبار دزفول، خوزستان، جهان
Dezmehrab.ir
زمان انتشار: 15 th اکتبر 2012 ساعت 5:29 ب.ظ | کد خبر: 758  

تهران – شهید مصطفی ردانی پور، در اولین وصیت نامه اش که بسیار بلیغ و شیوا است، این چنین می نویسد: اسلام منهای روحانیت، اسلام نیست این سد دشمن شکن را نگذارید بشکند و این حربه عظیم را از شما نگیرند.

این شهید بزرگوار همچنین نوشته است: نگذارید اسلام وارونه را به مردمتان عرضه کنند، بدون روحانیت کاری از پیش نمی رود.
او در ادامه به توصیف ویژگی های مومنان و شهیدان می پردازد که ˈدر نزد آنان سروری می بینی که مخصوص دل های گرویده به عالم جاوید است، و اثر ترسی مشاهده می کنی که از خطرهای ملاقات حق حاصل آید.ˈ
شهید مصطفی ردانی پور در بخش هایی از وصیت نامه های بعدی خویش می نویسد: ˈتنها راه سعادت و رسیدن به کمال، بندگی خداست و بندگی او، در اطاعت از اوامر و ترک نواهی او است.
همه دستورهای اسلام در دو جمله خلاصه می شود فرمانبرداری از خدا و نافرمانی از شیطان. وی در جایی دیگر می نویسد: دوستان عزیز! تنها راه رسیدن به سعادت ترک محرمات و انجام واجبات است. راه قرب به خدا همین است و بس، دست یکدیگر را بگیرید و راه شهدا را، که همان راه رسیدن به خدای متعال است، ادامه دهید.ˈ

* بخشی از زندگینامه شهید مصطفی ردانی پور
شهید حجت الاسلام مصطفی ردانی پور اول فروردین ۱۳۳۷ در خانه ای کوچک اما سبز در شهر اصفهان شکفته شد و چهره اهالی مهربان این خانه را غرق نور و روشنی کرد و با ورودش خاطره این بهار را به یادماندنی کرد.
پدرش از راه کارگری و مادرش از طریق قالی بافی مخارج زندگی را تامین می کردند. آن ها از عشق و محبت سرشاری به ائمه اطهار و حضرت زهرا (س) برخوردار بودند تا آن جا که با همان درآمد ناچیز، ماهانه جلسات روضه خوانی در منزلشان برگزار می شد.
سخت کوشی و تلاش با زندگی مصطفی عجین شده بود، به طوری که در شش سالگی شاگردی مغازه کفاشی می کرد و در ایام تحصیل نیز نیمی از روز را به کار مشغول بود.
شهید ردانی پور که از خانه نیکوکاران برخاسته بود، تحصیل در هنرستان را به دلیل جو طاغوتی و فاسد در آن زمان تحمل نکرد و از محیط آن کناره گرفت و با مشورت یکی از علما، به تحصیل علوم دینی پرداخت.
او یک سال در حوزه علمیه اصفهان به کسب دانش دین پرداخته و پس از آن، راهی قم شد و در مدرسه علمیه حقانی به درس خود ادامه داد. در آن زمان، مدرسه حقانی بنا به فرموده آیت الله بهشتی، پذیرای طلابی بود که از جهت اخلاقی، ایمانی و تلاش علمی نمونه بودند. شهید ردانی پور نیز که از تدین، اخلاق نیک و بینش و همت والایی برخوردار بود، به عنوان محصل در این حوزه پذیرفته شد.
قبله آمال شهید مصطفی ردانی پور در شهر قم، یکی حرم مطهر حضرت معصومه (س) و دیگری مسجد مقدس جمکران بود. عشق به امام عصر (عج) تمام وجود مصطفی را تسخیر کرده بود و کم کم آوازه طلبه ای جوان، که هر سه شنبه ظهر، عاشقانه در سوز و سرمای زمستان یا گرمای طاقت فرسای تابستان، پابرهنه و پیاده به طرف مسجد مقدس جمکران می رفت و آقای خویش را می خواند، در میان طلاب پیچید.
حدود شش سال از تحصیل شهید مصطفی ردانی پور در حوزه علمیه می گذشت، که کم کم نسیم خوش انقلاب اسلامی همه جا را فراگرفت و او هم با تمام وجود در راه هدایت مردم وارد عمل شد و با استفاده از فرصت های تبلیغی، به مناطق محروم کهکیلویه و بویراحمد سفر کرد و در سازمان دهی و هدایت حرکت خروشان مردم تلاش زیادی از خود نشان داد.
پس از پیروزی انقلاب و تشکیل سپاه، آن شهید بزرگوار به عضویت آن درآمد و به دلیل محبوبیت و نفوذی که بین مردم خونگرم منطقه کهگیلویه پیدا کرده بود، به سمت فرماندهی سپاه یاسوج درآمد. شهید ردانی پور بعد از آن که از تثبیت موقعیت منطقه مطمئن شد، مسوولیت را واگذار کرد و دوباره برای ادامه تحصیل راهی قم شد.
با شروع جنگ تحمیلی، شهید ردانی پور به همراه عده ای از همرزمان خود، از کردستان وارد جبهه های جنوب شد. وی مدت ها با رزمندگان اسلام در خطی که به ˈخط شیرˈ معروف بود، برضد دشمن بعثی به مبارزه پرداخت. از مهم ترین علت های شش ماه مقاومت نیروها در این خط، وجود این روحانی دل سوز بود که به رزمندگان کفرستیز روحیه می داد، سخنرانی می کرد یا مراسم دعا برگزار می کرد.
سردار شهید مصطفی ردانی پور، با کوله باری از تجربه نظامی از نبرد در کردستان به جبهه جنوب رفت و به تدریج در آن جا مسوولیت های خطیری برعهده گرفت. او در چند عملیات با سمت فرمانده گردان فعالانه انجام وظیفه کرد و چندین بار مجروح شد، اما بی درنگ در حالی که هنوز بهبودی کامل نیافته بود، به جبهه برگشت.
شهید ردانی پور در عملیات آزادسازی خرمشهر، با دستی شکسته در جبهه حضور یافت و پس از آن در عملیات رمضان، فرماندهی قرارگاه فتح سپاه را برعهده گرفت. او در کمتر از سه سال، سطوح فرماندهی رزمی را تا سطح قرارگاه پشت سرگذاشت که این مهم، ناشی از همت، تلاش، پشتکار و اخلاص در عمل این شهید بزرگوار بود.
شهید ردانی پور به سلاح تقوا مسلح بود و آن را به دیگران نیز توصیه می کرد و یادآور می شد که ˈکسانی که با خون شهدا و ایثار و استقامت و تلاش سربازان گم نام عنوانی پیدا کرده اند، مواظب خود باشند و اخلاق اسلامی را رعایت کنند.ˈ
شهید مصطفی ردانی پور در روز عروسی خویش در جمع دوستانش که بیش تر رزمندگان لشکر امام حسین (ع) سخنانی پرشور ایراد کرد و با بغضی در گلو به آن ها گفت: ˈعروسی من، روزی است که در خون خود بغلطم.ˈ
شهید ردانی پور دو هفته پس از ازدواج، در عملیات والفجر دو عاشقانه به وصال محبوب رسید و بدین سان، در نهم مرداد ماه سال ۱۳۶۲، این سرباز سلحشور و گمنام امام زمان(عج) به منتهی آرزوی خویش رسید و از آنجا که عشق به زهرای اطهر علیهاالسلام تمام وجودش را فراگرفته بود، جسد پاک و مطهرش هرگز پیدا نشد و جسم پاکش، مظلومانه در منطقه حاج عمران بر زمین ماند و روح پرعظمتش به معراج پرکشید.

ارسال نظر

     


-->