حکایت گنجشک و قناری - پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب شهرستان دزفول
5th، فوریه 2015
پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب
اخبار دزفول، خوزستان، جهان
Dezmehrab.ir
زمان انتشار: 5 th فوریه 2015 ساعت 2:20 ب.ظ | کد خبر: 26538  

بهمن سالروز شهادت کسی است که هر جا

همانجا عملیات بود .

او پیش قراول شهیدان عملیات والفجر ۸ بود

اما در جزیره مجنون .

 

“آقای کاج ، به محض رسیدن گل اکبر ، ولو به قیمت زندانی کردنش او را در جزایر نگهدار و حق برگشتن به منطقه ام الرصاص را ندارد ! “

 

محمد گل اکبر از بچه های اطلاعات و شناسایی بود . رابطه نزدیکی بین من و او وجود داشت . بچه های اطلاعات و عملیات می دانستند که هر جا او هست ، عملیات همان جاست . تصمیم بر این شد تا او از منطقه ام الرصاص و اروند کنده شده و به جزایر مجنون فرستاده شود . لذا به او گفتم :باید به جزیره مجنون بروی !

 

گفت : عملیات اینجاست و من هم اینجا می مانم .

 

گفتم : دلیلی ندارد عملیات اینجا باشد ، ما تقسیم کار کرده ایم (شهید) علی کمیلی فر آنجاست ، تو هم باید آنجا بروی و برای عملیات آماده بشوید .

 

گفت : گنجشک رنگ کرده ای و می خواهی به جای قناری به من بفروشی ؟

 

نپذیرفت . در آخر مجبور شدم به ترفندی او را روانه کنم ! نامه ای به آقای کاج ، مسئول محور جزایر مجنون نوشتم و دادم دستش گفتم : این نامه را می بری و به دست آقای کاج می دهی و تا جواب نامه را نگرفتی برنمی گردی . هیچ کس هم حق ندارد نامه را باز کند و اگر اتفاقی افتاد و یا درگیر شدید نامه را بخور یا به شکلی از بین ببر !

 

نامه را برده و تحویل آقای کاج داده بود . بعدها پیگیر شدم ، کاج گفته بود برو داخل سنگر تا نامه را بخوانم . او گفته بود می خواهم جواب نامه را بگیرم و ببرم ! کاج می گوید : بگذار نامه را بخوانم بعدجواب می دهم . بعد از رفتن محمد به سنگر و خواندن نامه ، آقای کاج به سنگر رفته و به او می گوید : حالا نامه را برایت می خوانم . حاج احمد نوشته است :

 

“آقای کاج ، به محض رسیدن گل اکبر ، ولو به قیمت زندانی کردنش او را در جزایر نگهدار و حق برگشتن به منطقه ام الرصاص را ندارد ! “

 

بعد کاج می گوید آزاد نمی شوی مگر قول بدهی حرف ام الرصاص و اروند را نزنی ! …

 

در آخر نامه نوشته بودم شما مکلف به اطاعت از دستور هستید ، حتما مصلحتی در کار است . بعد از مدتی ، نامه ای برایم نوشت به این مضمون :

 

” شما دستور داده بودید و من باید اطاعت می کردم … “

 

از خاطرات سردار شهید حاج احمد سوداگر

 

  به نقل  از کتاب  : جاده های سربی

 

و سر انجام محمد گل اکبر که در تقدیرش

 

شهادت در جزایر مجنون برایش رقم خورده بود

 

در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۳۶۴ به آرزوی دیرینه اش که همانا شهادت بود رسید .

منبع وبلاگ رهسپار قدیمی

ارسال نظر

     


-->