خاطرات صراط 2 - پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب شهرستان دزفول
17th، آگوست 2013
پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب
اخبار دزفول، خوزستان، جهان
Dezmehrab.ir
زمان انتشار: 17 th آگوست 2013 ساعت 9:55 ب.ظ | کد خبر: 5555  

سلام

تو جلسه توجیهی از بچه ها خوشم اومد از اینکه از جاهای مختلف تریپ مذهبیا جمع شده بودند آدم کیف می کرد.

اونجا چیزی که منو سر ذوق اورد حضور خواهر دکتر خسروپناه بود، که بعد در اردو بیشتر با ایشون آشنا شدیم ، اخلاقشون واقعا ماه بود. تواضعشون بالا بود چیزی که در سایر مسئولان کمتر دیدم.

خانم حداد حرف هایی زدن درباره فلسفه وجودی صراط و مهراب اما درباره برنامه اردو توضیحات خیلی کمی دادن متاسفانه!!!

————–

در روز موعود وقتی با اتوبوس رسیدم درب اردوگاه یه سوتی برا ماشین با کلاس خانم حداد کشیدیم (اما تو دلمون)

وقتی وارد اردوگاه شدیم چیزی که نظر همه رو جلب کرد آبیاری بارانی از بالا بود که هوا رو مطبوع و فضا رو زیبا کرده ، در روز دوم این باران برقرار بود اما بعد بستنش تا روز آخراما ما هم از رو نرفتیم و یکی دوبارخودمون بازش کردیم و لذت بردیم

چون خاطرات را طول دوره ننوشتم و الان حوصله ندارم به مخم فشار بیارم از نوشتن زمان اتفاقات معذورم!

صبحانه حکایتی داشت و شام حکایت دیگر!!

صبحانه یه بار بهمون مربا با حلوا شکری دادن دو تا خوراک شیرین نه خیلی شیرین با هم!!!

شام رو بعضی اوقات آقایون درست میکردن ،یه بار سیب زمینی با تخم مرغ درست کردن،چون ادویه نزده بودن غذا بوی گند مرغ می داد،سیب زمینی ها خام بودن و از طرفی دیگه کمی آبکی بود چند لقمه به زور خوردیم تا اون رگ عشا نفرینمون نکنه!

اه از یادآوری اون شام دوباره حالم بهم خورد.

یه دفعه دیگه توغذای یکی از بچه جیرجیرک مرده پیداشد  .جیرجیرک اون هم تو غذای خانم ها، چه شود!!

بچه ها از جیرجیرک هایی که با پرش ناگهانی شوک وارد می کردن و گربه هایی که بدون اذن وارد خوابگاه می شدن خاطرات شیرینی با خودشون بردن.

یکی دیگه از اتفاقات بد زمانی بود که شام هندوانه و پنیر میدادن! نه اشتباه نکنید با غذا ما یه جوری کنار میاییم

 اما مشکل این بود که بعد از پخش غذا گفتن آقای بیات میگن شماnنفر هستید اما ما اندازه n+20غذا دادیم بهتون!(شما به جای n تعداد نفرات خواهران رو بذارید)

آخه ما این غذا رو به زور می خوردیم تازه کمی هم ته ظرفمون می مونه بعد ایشون میگن…

ممکنه ادامه داشته باشه!

2

 

توجه : (مدیر سایت) :دیگر اعضای شرکت کننده در دوره نیز می توانند خاطرات خود را از دوره برایمان ایمیل کنند(info@dezmehrab.ir)

نظر بینندگان
  1. طهورا says:

    سلام.
    سیب و تخم مرغ فقط کمی خام بود،همین! واتفاقا به نظرم سیستم غذا خصوصاشام کلا خوب بود.حالا این سیب تخم مرغ رو اینقدر هم نزنید!!

  2. یاسر says:

    سلام
    چند نکته:
    ۱-اولا حلوا شکری با مربا هیچ عیبی نداره
    ۲-ثانیا سیب زمینی تخم مرغ غذاییه که اصلا مرغ توش استفاده نمی شه،قابل توجه زنان خانه دار آینده!
    ۳-ثالثا حالا من باب حفظ رگ عشا هر بار غذاهایی مثل چلو مرغ و سالاد الویه و…بود خانما بعلاویه ی ان می شدن؟!
    ۴-رابعا مگه یه جیرجیرک مرده چقد سر و صدا داره تازه هم بیچاره مرده؟!
    ۵-با همه ی اوصاف شما، تشکر از نظم سر کلاس رفتنتون ،خوابیدنتون،ساعت ۱۱ بازی کردنتون،ساعت ۱۱ تقاضای چایی کردنتون، و صبرتون و به موقع رفتن سر غذاتون و در کل ممنون!!!

    • بانو says:

      ۱-برا کسی که خیلی علاقه به شیرینی داره ،عیب که نداره هیچ،خیلی هم خوش مزه است ! مگه نه ؟!
      اما اگه کمی مزاج شناسی بدونید بد نیس!!!
      ۲- توش مرغ بکار نرفته اما چون توش تخم مرغ بکار رفته و ادویه نداشت بوی بسیار بد مرغ می داد!!
      ۵- باید برای دوره هایی که صراط میذاره حتما فکری برا ورزش اعضا بکنن ، متاسفانه اکثر مذهبی ها تحصیل و تهذیب رو گرفتن و “ورزش” رو ول کردن!
      اگه میخوایید بچها سر کلاس خواب نرن یا به موقع برن سر کلاس باید حتما ورزش صبحگاهی بذارید!
      بچه ها فقط یه شب بازی کردن و فک میکنم خاطره انگیز ترین شبشون در طول دوره شد! مگه نه بچه ها ؟!

  3. ایرانی says:

    سلام
    خاطره شما بد نبود (نثری ساده و زیباداره)
    من که در دوره نبودم ،انگار همه دوره غذا بوده!!!!!!!
    تنها خاطرات شما از غذا است آیا برنامه ها، رفتارها ، اساتید و… خاطراتی، نبودند

  4. هادی says:

    سلام
    اول اینکه بالاخره نبود هیچ موضوعی برای نوشتن به جز خورد و خوراک …! یعنی یعنی دوره آموزشی بوده نه دوره آشپزی و خوراک خوری
    دوم به مسئول محترم سایت پیشنهاد می کنم تیتیر یادداشت های سایت را به خاطره نویسی تبدیل کنند که صراط ۳ هم پیشرو می باشد.
    لطفا از کیفیت مباحث دوره خواهران بفرمایید و اینکه برنامه استمرار دوره چه می باشد تا بتوان نیروهای دیگر آشنا را ملحق کنیم

  5. غذا پزنده says:

    آقا اتفاقا غذا فوق العاده بود مخصوصا سیب و تخم مرغ ماکه خوردیم کیف کردیم
    نخاع ما که کار میکردیم روز آخر دیگه ترک برداشته بود یکم از نخاع ما هم بگید از میان وعده های خوشمزه از استادا که به نظرم فوق العاده بودن طبق گفته بسیاری از خواهران از مرغ و کباب و…هم که نوش جان کردید بگید!!!! و غیره فکر کنم یکی از بچه های تدارکات هم باید خاطراتش رو بنویسه! از سخت ترین جای قضیه خالی کردن سطل های آشغال!

    • بانو says:

      خانم خسروپناه از کسایی بود که متواضعانه در همه جا فعالیت میکرد یعنی کار تدارکات هم کردن!!

  6. منتظر says:

    حتما باید ادامه داشته باشه؛ چون فقط از غذاها گفتی
    جای خیلی چیزا خالی میمونه!!!

  7. ایران says:

    سلام
    واقعا تشکر از خاطره زیباتون
    خدارو شکر که یونولیت شکست که اگه نمیشکست….
    درسته تواین کار موفق نبودبد آخا اینا کار خانم ها نیست نارحت نشید. انشا الله تو زمینه خانه داری صد در صد موفق هستید. انشاالله .
    البته اگه باد نباشه
    خارج جیر جیرک گیر نمی یاد بخورن اونوفت شما مینالید.
    چرا خودتون غذا درست نکردید.
    و….

    • بانو says:

      سلام
      اگه بعضی جاها خانم ها کارشون میلنگه بخاطر اینه که میخوان کار رو دقیق و صحیح و سالم تحویل بدن. مثلا در فضاسازی با اعمال شاقه۱ دو خواهر خودشون رو به آب و آتیش زدن تا صحیح و سالم یونولیت رو تحویل بدن و دادن اما در خاطره ۲ یه خواهر و یه برادر حضور داشتن یونولیت شکست !
      مطمئنم اگه دو برادر حضور می داشتن یونولیت رو قطعه قطعه تحویل می دادن!!
      اما درباره غذا ، خوب ما هم همینو میخواییم اتفاقا اون شبی که سیب تخم مرغ دادن قبل از اذان وقت آزاد داشتیم و ما از خدامون بود خودمون غذا درست کنیم!
      از انتقاداتی که به این دوره صراط خواهران داشتیم نبود گروه تدارکات بود ـ لطفا نگید که تدارکات بود وگرنه میشنم براتون توضیح میدم که نبود و اگه بود بسیجی وار بودن یعنی کاملا بی نظم و بی برنامه ـ
      “بودن کسایی که می خواستن در تدارکات فعالیت کنن اما کسی نبود که سازماندهی شون کنه”.

  8. یکی از تدارکاتی ها says:

    افراد گروه تدارکات سازماندهی هم شده بودن اما خانم ها هههههههههههمگی می خواستن کمک کنن ونمی شد بشونم گفت لطفا کمک نکنید!
    اما باز این از خوبی خانم هاست. دربارهی یونولیت هم راست می گید. این کار خانم ها نیست. اما از همون اول چرا یک آقا کمک نکرد؟؟؟؟

  9. بانو says:

    اگه سازماندهی شده بودن :
    چرا یه شب در سالن غذاخوری برای جمع آوری پارچ های خالی آب یکی از آقایون اومد و اونها رو جمع کرد و برد،تدارکات کجا بود؟
    چرا غذا ها درست تقسیم نمی شد و غذا کم می آمد وبعد نیش و طعنش رو کسایی می شنیدن که یاغذانخوردن و یا کمتر خوردن؟
    چرا صبح ها صبحانه دیر داده میشد که بعد بچه ها هم دیر به کلاس میرسیدن؟
    و چرا های دیگه
    تدارکات خواهران و برادران در دوره صراط خواهران بسیار ضعیف عمل کردن!!!

  10. ای خدا says:

    انشا الله در دوره بعد تدارکاتو کلا میدیم دسته خانوما خودشون بپزن بشورن بخورن برن! بسیار ضعیف قطعا بی انصافی است شما جمع کردن آشغالا رو میان وعده ها رو کباب و مرغ ها رو تدارکات نمی دونین فقط دیر دادن و … رو تدارکات میدونین فکر میکنین سطل های آشغال که پر می شد کیا می بردن خالی می کردن!!!!و …………………..

  11. یکی از تدارکاتی ها says:

    من به شخصه ارز کار خودم وسایر تدارکاتی ها راضی بودم. از همین جا هم به همشون می گم: “خداقوت”
    شما فعلا روی این سوال فکر کنید که کی ساعت یک شب چایی می خوره که خانم ها درخواست کردن؟؟؟؟؟؟

  12. بانو says:

    با تشکر از زحمات تدارکاتی ها که مخلصانه کار کردن و ما قدرشون رو ندونستیم.
    اما با عرض معذرت از مسئولین دوره،باید بگم که تجربشون کمه و اشکال و ایرادی که من میگیرم به اون هاست نه نیروهای پایین دست !!!
    مجدداخاضعانه از تدارکاتی ها قدردانی میکنم، و میگم که مشکل کار از شما ها نبود بلکه از مسئولین بود چون بی برنامگی در “بعضی” جاها و عدم انسجام در این بخش بویژه تدارکات خواهران باعث شد کل سیستم زیر سوال بره.
    امیدوارم در دوره های بعدی “نظم” ، “انسجام و هماهنگی” ، “برنامه ریزی ” در بخش تدارکات و فرهنگی قوی تر بشه!
    (من ایراداتی هم به بخش فرهنگی خواهران دارم که در یه فرصت دیگه میگم.)
    ما خیلی هم خوشحال میشیم که خودمون بپزیم و بشوریم و بروبیم و تا حد امکان زحمت مون گردن دیگران نیافته.

    و اما درباره چای در نیمه شب!! چنین تقاضایی اون هم از سوی خانم هایی با اون رده سنی(۱۶تا۳۰) بسیار عجیب و غیرمنطقی است و دلیلی برای اجابت خواستشون وجود نداره و با عرض معذرت این هم از ضعف تدارکات بود ، قاطعیت همچین جاهایی باید باشه ، اون خانم باید بفهمه اینجا خونه خاله نیس و باید برنامه داشتن رو بهش بفهموند.
    و باتوجه به چنین تقاضایی از سوی بعضی معتادین به چای، باید در روز بعد از ان شب به اونها تذکر داده می شد!!!و اعلام میشد که چای فقط در فلان ساعات داده میشه و لاغیر!!
    با این اوصاف ، پیشنهاد میدم در دوره های بعد طب سنتی در زیر مجموعه سبک زندگی اسلامی قرارداده بشه.

  13. دانشجو says:

    دوره صراط عالی بود به خصوص اساتیدی مثل خانم نیلچی زاده . من که خیلی استفاده کردم . از تمام کادر تدارکات هم که خالصانه زحمت کشیدن تشکر میکنم. انشاالله همچنان ادامه داشته باشه ما منتظر طرحهای خوبتون هستیم.از خانم چاییده و خسروپناه و حداد و همین طور کادر برادران تشکر میکنیم و از خدا میخوایم که نعمت خدمت در راه ولایت را ازشون نگیره!

ارسال نظر

     


-->