۲۰ام، خرداد ۱۳۹۶
پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب
اخبار دزفول، خوزستان، جهان
Dezmehrab.ir
زمان انتشار: ۲۰ ام خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۴:۲۶ ب.ظ | کد خبر: 52610  

یادداشتی از دکتر مجید بذرافکن

 دو تحریف و ظلم بزرگ مدعیان اصلاح و اعتدال

بسم الله الرحمن الرحیم
یا أَیُّهَا الرَّسُولُ لا یَحْزُنْکَ الَّذینَ یُسارِعُونَ فِی الْکُفْرِ مِنَ الَّذینَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ وَ مِنَ الَّذینَ هادُوا سَمَّاعُونَ لِلْکَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرینَ لَمْ یَأْتُوکَ یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ یَقُولُونَ إِنْ أُوتیتُمْ هذا فَخُذُوهُ وَ إِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا وَ مَنْ یُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِکَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَیْئاً أُولئِکَ الَّذینَ لَمْ یُرِدِ اللَّهُ أَنْ یُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِی الدُّنْیا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَهِ عَذابٌ عَظیمٌ۴۱ مائده

سال هاست در کشور ما یک گروه سیاسی-فکری مدعی اصلاح در اندیشه های قبلی خود شده اند و جدیدا گروه جدیدی که قبلاً کمتر ضربان داشته اند و امروزه بیش فعال شده اند خواستار ایجاد اعتدال در انقلاب شده اند. اینکه یک مجموعه سیاسی-اجتماعی تغییر رأی بدهد یا نسبت به دیدگاه دیگری در سیاست و اجتماع و … نظر دیگری داشته باشد؛ امر غریب و عجیبی نیست.
میدان سیاست در همه جای جهان قواعد اختصاصی خود را دارد ولی برخی قوانین جهان شمول و مورد اتفاق همه مردمان در همه زمان ها بوده است.مهمترین و برترین این اصول«صداقت در قول و فعل» است. مغرض¬ترین اندیشه ورزان سیاست که سیاستمداران را به عدم پایبندی به هر اصلی توصیه می کنند؛ بازهم توصیه می کنند تا حدامکان باید وجه صداقت و یکرنگی با مردم را نکوداشت و پاسداشت.
امام خمینی رحمه الله علیه رهبر انقلاب، بنیانگذار جمهوری اسلامی و مدیر و مدبر عالی قریب به ده سال از عمر این کشور بوده است. از سال ۱۳۴۲ تا ۱۳۶۸ بیانات سیاسی-اجتماعی ایشان به صورت تفصیلی و جزء به جزء مکتوب شده است و توسط میلیون ها بیننده و صدها نفر از معاشران ایشان نقل و ثبت و ضبط شده است. وصیت-نامه ایشان نیز با ضمانت های کافی از قلم ایشان تراویده و به دست آیندگان رسیده است.
اختلاف نظر کلان با ولی فقیه و عدم تبعیت عملی از برخی اصول مدنظر نظام توسط رؤسای جمهور و سیاسیون ارشد جمهوری اسلامی یکی از نکات بدیع تاریخ سیاسی ایران زمین است. چرایی این مسئله و پیامدهای آن در فرصت دیگری باید بررسی شود ولی اصل وجود اختلاف نظر و داشتن دیدگاه متفاوت با مقام معظم رهبری و امام خمینی؛ به خودی خود اشکالی ندارد. اما آن چه زشت و قبیح است، دروغ بستن به امام و رهبری است. به بیان صریح تر یک مسئول ارشد می تواند با دیدگاه های امام مخالف باشد ولی با کدام اصل اخلاقی و قانونی به خود اجازه می دهد تا به امام خمینی دروغ ببندد و دیدگاه های شخصی خود را دیدگاه امام خمینی معرفی کند.
مدعیان اصلاح و اعتدال جمهوری اسلامی در نظر و عمل در موضوعات مهم سیاست داخلی و خارجی مانند ایستادگی در برابر زورگویی قدرت های بزرگ، مانند حذف گروه های معاند سیاسی مانند نهضت آزادی، حمایت از مردم مظلوم منطقه، اولویت استیفای حق مستضعفین و فقرا، ساده زیستی مسئولین و مبارزه با اشرافیت مسئولین، اصرار کرده اند که به مکتب امام خمینی(ره) باور ندارند.
دوباره باید تأکید کرد در بدو امر اختلاف نظر با حضرت امام و مقام معظم رهبری امری قبیح نیست بلکه بی صداقتی و تزویر ادعای توخالی پیروی و پایبندی به نظرات امام و رهبری است.
از مصادیق واضح و روشن تناقض بین گفتار و رفتار این طیف سیاسی، اصرار و ابرام این مجموعه در پیوستگی به میراث فیزیکی امام خمینی رحمه الله علیه است. اما برای فهم چرایی این اتفاق، یعنی تشبه و انتساب خود به امام و تحریف معنایی و مکتبی ایشان باید به دومین دروغ و ظلم این تفکرات اشاره کرد.
این تفکر ادعا دارد گذشت زمان و احوال جدید کشور و جهان موجب می شود تا کآرایی و روایی تفکر امام از دست برود. از سوی دیگر نسل های جدیدی که آمده اند نیز تعلق خاطری به آرمان های دهه شصت ندارند و در فرایند جهانی شدن هویت یابی می کنند. از همه مهمتر عقلانیت و تجربه چهل ساله جمهوری اسلامی هم می گوید نباید انسان عاقل به زمان قبل برگردد و مردم علاقه ندارند به دوران سپری شده بازگردند و بالصراحه مدعی هستند که افکار امام خریداری ندارد و دوره آن گذشته است. جوان ها بدان اقبالی ندارند و مردم دلبستگی سابق خود را به راه امام از دست داده اند.
برای جلوگیری از اطاله کلام فقط باید یک سوال پرسید، اگر مرجعیت و مقبولیت اندیشه¬ ها و آرای امام و رهبری در میان از دست رفته است، پس سبب این همه اصرار بر تحریف معنایی و ادعای ظاهری پرچمداری و تفسیر درست از امام، انقلاب و رهبری برای چیست؟
پاسخ ساده است زمانی که سکه طلا رونق بیابد،جاعلین و فرصت طلبان به دنبال انتشار نسخه بدلی خواهند بود.

این ماجرا در تاریخ صدر اسلام سابقه مفصلی دارد، زمانی که منکرین نظری و عملی اسلام اصیل نبوی صلی الله علیه و آله نتوانستند از رونق و غلبه آن جلوگیری کنند، تحریف و وارونه کردن دین حقیقی را در دستور قرار دادند و کار را به جایی رساندند که امام حسین علیه السلام شد، منکر اسلام و خارج از سنت نبوی!
در نهایت خطاب به مدعیان اعتدال و اصلاح باید گفت، صداقت در سیاست ورزی و حفظ اصول اولیه اخلاق در مواجهه با امام امت و مردم شریف ایران، توصیه نیست، بلکه شرط بقای آبرومندانه خودتان در سیاست و تاریخ است، حتی اگر به اصول و ارزش های انقلاب اسلامی یا بخشی از آنها غیرمعتقد بوده اید یا شده اید.

دکتر مجید بذرافکن

ارسال نظر

     


-->