شرط کربلایی شدن … ! - پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب شهرستان دزفول
16th، نوامبر 2013
پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب
اخبار دزفول، خوزستان، جهان
Dezmehrab.ir
زمان انتشار: 16 th نوامبر 2013 ساعت 4:06 ب.ظ | کد خبر: 9509  

pic3-4

آزادگی و رهایی

اول شرط شهادت چیست ؟ مگر نه آنکه از مال گذشتن و بالاتر از آن از هر چه که داری یعنی جان گذشتن مگر نه باید از دنیا گسست تا شهید شد .

یاران ابا عبدالله از دنیا گسسته و از دنیا گذشته اند . آنگونه که خود امام بیان می کند : « به خدا سوگند آنان را از خودم راندم و آزمودم و آنان را صخره های ستبر و نفوذ ناپذیر کوهستان و شیفتگان به مرگ یافتم . »

خود امام نیز از دنیا گسستگی خویش را چنین بیان می کند : « انی لا اری الموت الا السعاده و الحیاه مع الظالمین الا برما » ؛ من مرگ را جزسعادت و زندگی با ظالمان را جز ننگ و خواری نمی بینم .

هنگام تصمیم های بزرگ ، دو چیز راه انسان را سد می کند . یکی « تطمیع » و دیگری « تهدید » . آن که می « خواهد » طمع می ورزد و آنکه « دارد » ترس بر او غالب می شد . خاصیت روح های بزرگی که در کنار امام هستند این است که اگر می خواهند ، می گذرند و اگر دارند ، رها می کنند .

همانند حر ، که وقتی ارتقای درجه یافت و از فرماندهی هزار سپاهی به فرماندهی چهار هزار سپاهی رسید ؛ همه را رها کرد و برهنه پا به سوی امام شتافت .

قرآن نیز در توصیف چنین افرادی فرموده است : « ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون » ؛ همانا کسانی که گفتند پروردگارما الله است و بر آن پای فشردند نه ترسی بر آنان است و نه اندوهگین می شوند .

نمی ترسند و اندوهگین نمی شوند چون این رفتن ها رها کردن ها در راه خدا می بینند و یقین دارند که خدا بهترین پاداش دهندگان است .

همین است که یاران حسین (ع) شب عاشورا با شادمانی و بی تابی در انتظار فردایند تا به فراسوی خاک روند . همین است که وقتی امام به بشربن عمرو حضرمی که خبر اسارت فرزندش را در کربلا به او دادند اجازه ترک میدان می دهد ؛ بشر با گریه و استغاثه به محضر امام می گوید درندگان زنده زنده قطعه قطعه ام کنند و بخورند اگرتو را رها سازم و بروم ؛ از تو مرکبی بخواهم و با کمی یاران تنهایت گذارم و خود ؛ آسوده خاطر باز گردم ! نه نه ! هرگز چنین نخواهم کرد . »

و شاید نتوان مصداق و مثالی زیباتر از این برای رهایی یاران اباعبدالله یافت که هنگامی که برای پیر زنی سر فرزندش را آوردند ، سر را به سوی کوفیان پرتاب کرد و گفت : ما هدیه ای را که در راه خدا داده ایم ، باز پس نمی گیریم . »

« یاران حسین درنگ و رنگ نشناختند و به دلیل آزادگی و رهایی ، سخت ترین و دشوارترین حادثه ها را صبورانه پشت سر نهادند تا برای آزاد اندیشان و آزادگان اسوه ای جاودانه باشند . »

نظر بینندگان
  1. نجمه says:

    چ را…..

  2. مصطفی says:

    سلام با اینکه نوشته های قبلیت هم خوب بودن ولی این یکی رو بنده که بیشتر پسندیدم فکر کنم از اون دوتای قبلی بهتر بود

  3. حسین says:

    سلام.نسبت به دوتا نوشته ی قبلی پرمغزتر بود.استفاده از ایجاز در بعضی جملات هم به دلنشین تر شدن مطلب کمک کرده بود.

  4. نجمه says:

    این سایت ثبات نداره،اول بررسی کنید مطلب بعد اپلود کنید از این نویسنده دو مطلب پشت سر هم اپلود شد، اما بعد چند روز یکیشون حذف شده،اینجوری خوانندگان دچار تردید میشن.حتما رسیدگی بشه.

  5. دانشجو says:

    سلام ، برای عضویت باید چیکار کنیم؟ خسته نبااشید.خدا قوت

ارسال نظر

     


-->