صفت کلیدی یاران اباعبدالله (ع) - پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب شهرستان دزفول
8th، نوامبر 2013
پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب
اخبار دزفول، خوزستان، جهان
Dezmehrab.ir
زمان انتشار: 8 th نوامبر 2013 ساعت 6:40 ق.ظ | کد خبر: 9253  

index

صفت کلیدی یاران اباعبدالله (ع)

در متن پیشین که با نام «کربلا هم گریستن است ؛ هم نگریستن » منتشر گردید به این نکته اشاره کردم که باید صفات یاران ابا عبدالله (ع) را بشناسیم و در زندگی خویش به کار بریم تا ان شاء الله از یاران حجت عصر ، مهدی فاطمه روحی و ارواحنا لتراب مقدمه فداه باشیم .

در زیر به یکی از مهم ترین و کلیدی ترین و یژگی های اصحاب حسین (ع) اشاره خواهم کرد . امید است که مورد توجه قرار گیرد .

معرفت و فهم عمیق

اگر یقین با جانی گره بخورد و عجین شود ، نه تنها هرچه پرسش و حیرت و تردید است را از میان بر می دارد ؛ حتی به گام ها شتاب و جهت می دهد . همین است که یاران ابا عبدالله در ذکر هاشان می گویند : « اللهم مکن الیقین فی قلبی و اغلبه علی رایی و عزمی »

اگر معرفت نباشد ، کژی و انحراف رخ می نماید و خود فریبی و دیگر فریبی رسم می شود . نبود معرفت در عبادت و نفهمیدن عمیق راه خطر آفرین است و نتیجه اش می شود گروهی همانند خوارج که نه تنها به امام خویش پشت کرده و او را تنها می گذارند ؛ حتی در مقابل او می ایستند و به جنگ با وی می پردازند . همان گروهی که پیامبر ، آنان را « یمرقون من الدین »(۱) نامید .

و مگر عمر سعد و یاران عمر سعد این چنین نبودند . افرادی خشک مغز و سطحی نگر و دنیا بین . هنگامی که عمر خواست اولین تیر را به سوی خیمه های ابا عبدالله شلیک کند ، همه را گواه گرفت که « یا خیل الله ارکبی و بالجنه ابشری »

او در کربلا نماز گزارد و در سلام نمازش به حسین (ع) سلام داد « السلام علینا و علی عباد الله الصالحین » اما چون عبادتش بی معرفت بود امام را به گودال قتلگاه کشانید .

در سوی مقابل یاران ابا عبدالله که به یقین های عمیق و تزلزل ناپذیر رسیده اند امام را تنها نمی گذارند و تا آخرین قطره خون از جان امام و آرمان امام محافظت می کنند .

مگر نه معرفت است که عدم آن سی و سه هزار را برای قتل امام به کربلا می کشاند و وجود آن اندکی را برای حفاظت از امام .

علی اکبر زمانی که در منزل بنی مقاتل از پدر استرجاع(۲) شنید از پدر سوال پرسید : « علت استرجاع شما چیست »

امام پاسخ داد : « هاتف غیبی خبر داد که مرگ در کمین است و این کاروان رهسپار مرگ است . »

علی اکبر دوباره پرسید : « پدر جان ، مگر ما بر حق نیستیم ؟ »

امام پاسخ می دهد : « به خدایی که فرجام همه ما به سوی اوست ، ما بر حقیم »

علی اکبر بلا فاصله گفت : « ای پدر پس پروا و هراسمان از مرگ نیست . »

و یا حضرت قاسم در شب عاشورا از امام می پرسد : « عمو جان من هم شهید می شوم ؟ »

امام به جای پاسخ دادن پرسید : « چنین رفتنی پیش تو چگو نه است ؟»

قاسم: « شیرین تر از عسل »

امام : « آری تو هم شهید خواهی شد »

چنین پرسش و پاسخ هایی شناخت عمیق و استوار یاران ابا عبدالله را بیان می کند .

  1. در روایتی بخارى در صحیح خود از ابو سعید خُدرى از پیامبر اکرم صلى‏ الله ‏علیه‏ و‏ آله نقل کرده که آن حضرت فرموده است :
    یَخْرُجُ نَاسٌ مِنْ قِبَلِ الْمَشْرِقِ وَ یَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ لاَ یُجَاوِزُ تَرَاقِیَهُمْ، یَمْرُقُونَ مِنَ الدِّینِ کَمَا یَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِیَّهِ، ثُمَّ لاَ یَعُودُونَ فِیهِ حَتَّى یَعُودَ السَّهْمُ إِلَى فُوقِهِ .
    افرادى از ناحیه مشرق، قیام مى‏ کنند و قرآن تلاوت مى‏ کنند و حال آن قرآن که از گلوگاه آنها تجاوز نمى‏ کند (در قلب آنان تاثیر نمى‏ گذارد) و از قرآن بهره نمى ‏برند، این گروه از دین خارج مى ‏شوند همان گونه که تیر از کمان خارج مى ‏شود و دیگر به طرف دین برنمى‏ گردند مانند تیر که به سوى کمان برنمى‏ گردد.
  2. گفتن آیه ی «إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَیْهِ رَاجِعونَ»
نظر بینندگان
  1. طلوع says:

    مطلب بسیار عمیق وپر نکته بود
    فهم دقیق و بصیرت بسیار حایز اهمیت است.یقینا تاریخ تکرار می شود.بگرد و یزیدیان وحسینیان را پیدا کن….
    پیدا کردی؟
    تو با کدام یک هستی؟حسین یا…..
    (دعای کربلاییان پشت و پناه تان)

  2. یاسر says:

    سلام
    عاقبت بخیر

  3. یاسر says:

    سلام
    عاقبت بخیر بشی

  4. مصطفی says:

    به نظر من کربلا جایی است که تغافل به معنی واقعی کلمه خودش رانشان می دهد اینها جاهل نبودند غافل هم نبودند بلکه خود را به غفلت زده بودند احتمالا!!!
    باریک الله به نکته خیلی خوب وتاثیر گذاری اشاره کردی!
    موفق باشی

  5. صدرا says:

    نثر بسیار زیبا و باور نویسنده به آن چه نوشته است کمک شایانی برای دل نشینی متن کرده است
    التماس دعا

ارسال نظر

     


-->