عکس‌هایی‌ که‌ از ما‌ خسته‌ می‌شوند +تصاویر - پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب شهرستان دزفول
21st، اکتبر 2013
پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب
اخبار دزفول، خوزستان، جهان
Dezmehrab.ir
زمان انتشار: 21 st اکتبر 2013 ساعت 2:03 ب.ظ | کد خبر: 8222  

به گزارش جهان به نقل از فارس، نه تقصیر آفتاب است که به شدت می‌تابد و نه تقصیر باد و باران؛ به سیمان و ملات هم ربطی ندارد؛ این سنگ‌ها تا وقتی سنگ بودند، بی‌جان بودند و راکد.

nf00320653-2

از وقتی که نام این بچه‌های مفقودالاثر، روی این سنگ‌ها حک شد و تن بی‌جانشان با تصویر این بچه‌ها جان گرفت، دیگر سنگ نبودند؛ زنده شدند… جان گرفتند.

یک جورهایی می‌خواهم ربطش بدهم به «شرف المکان بالمکین»؛ اصلاً نام این بچه‌ها را تغییر دادند به جاویدالاثر که شاید نامشان مفقود نماند.

سنگ‌ها احساس پیدا کردند با تصویر این دسته گل‌ها؛ می‌توانستند، نمای یک ساختمان باشند و همه با تحسین نگاهشان کنند؛ به گمانم اگر آن می‌شدند هنوز حرمتشان بیشتر می‌شد، چون هر از چندگاهی کسی دستمالشان می‌کشید یا شستشویی می‌کردشان؛ حرف را بیش از این ادامه نمی‌دهم.

*۲۸ عکس یادمان فروافتاده‌اند

nf00320653-1

نمی‌خواهم بگویم متولی رسیدگی به این یادمان شهدای جاویدالاثر شهید آباد دزفول کیست؟

چرا که حافظ هم گفت: «من جرب المجرب حلت به الندامه»؛ می‌دانم هر کس توپ را می‌اندازد توی زمین دیگری و آب هم از آب تکان نمی‌خورد.

آخر گزارش تلویزیونی یا افتتاحیه پروژه‌ای نیست که مدیران و مسئولان شهرم با کت و شلوارهای اتوکشیده با کله بدوند به سمت دوربین‌ها و میکروفن‌ها و باد به غب غب بیاندازند که ما بودیم و دیگری نبود.

نمی‌خواهم بگویم چرا فراموش کرده‌ایم؟ نمی‌خواهم بگویم از جنازه این بچه‌ها که خبری نشد، حداقل حرمت تصویر و نامشان را نگه داریم؛ نمی‌خواهم بگویم کمی هم جای پدر و مادر چشم انتظارشان باشیم؛ هیچ یک از اینها را نمی‌خواهم بگویم.

n00320653-t

فقط آمده‌ام بگویم، این عکس‌ها هم از ما خسته شده‌اند.

از آنچه که می‌بینند .

این عکس‌ها از ما خسته شده‌اند.

از اینکه می‌بینیمشان و عکسشان رفتار و عمل می‌کنیم.

یکی یکی می‌افتند پایین.

یا می‌شکنند که تصویرشان هم بشود مثل پیکرشان و اثری نماند یا روی زمین، بین خاک و خل‌ها و رو به دیوارند تا ما را نبینند؛ یکی یکی پایین می‌افتند تا نبینند چه بر سر آرمان‌هایی آوردیم که آنان بخاطرش رفتند و حتی استخوانی از آنان برنگشت.

*عکس‌هایی که مظلومانه در بین خاک و زباله افتاده‌اند

nf00320653-3

یکی یکی می‌افتند

مثل برگ‌های پاییز

و خوب می‌دانیم که پاییز بهانه است

برگ از درخت خسته می‌شود.

نظر بینندگان
  1. گمنام says:

    متن خیلی خوبی بود
    آه از نهادم بلند شد…

  2. منتظر says:

    اینکه بعضیاشون عکس دارن و بعضیا ندارن
    اینکه فامیل یکی دوتاشون (روی این سنگا)درست نوشته نشده
    اینکه روی سنگی ضربه میزنند و فاتحه میخونن که فقط یادبوده
    و خیلی چیزای دیگه که ما نمی بینیمشون ولی خانواده هاشون دردشو قشنگ احساس میکنن

  3. امینه says:

    بجز تصویراول بقیه تصاویر باز نشدن!
    متاسفانه کار فرهنگی ای برا شهدا نمیشه ، تا کسی بعضی سازمان ها رو با خبر و داد و قیل بیدار نکنه اونا اهمیت نمیدن.مثلا سازمان حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس چیکار میکنه؟
    تمام هم و غمشون شده ساختمونی که دارن برا خودشون می سازن! میسازن بعد یه جایش پسندشون نمیاد یا بهر دلیل دیگه، خراب میکنن و دوباره می سازن ، مهم هم نیست چقدر ولخرجی میشه مهم اینه یه ساختمان متفاوت و زیبا و چشم پرکن ساخته بشه!
    فک میکنن منظور از آثار و ارزشهای دفاع مقدس ، تانک و جنگنده و ساختمونشونه!!!

  4. مشکی زاده says:

    آقای موجودی … واقعا عالی بود …معلوم از قریحه شعرتون استفاده کرده بودید … لطفا بیشتر بنویسید

  5. مشتاق says:

    منم خیلی دوست دارم به کمال برسم اما افسوس چون راهش رو بلد نیستم!!!!!افسوس افسوس

ارسال نظر

     


-->