پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب

محصول جدید انحراف در بازار!

مجموعه‌اى كه متصدى امر كتاب است، نميتواند با اتكاء به اين فكر كه ما آزاد ميگذاريم، خودشان انتخاب كنند، هر كتاب مضرى را وارد بازار كتابخوانى كند . همچنان كه داروهاى مسموم ، خطرناك و مخدر را متصديان امور اين داروها را آسان و بى‌قيد در اختيار همه نمي گذارند.  69109-206681-1395054858

نویسنده هنرمندی است که هنر خود را وسیله تبلیغ یک نوع ایدئولوژی قرار می دهد و اعتقادات، افکار و نوع نگاه خود به زندگی را به خواننده القاء می کند.

ناباکوف در این باره می گوید: «نویسنده را از سه نظرگاه می‌توان بررسی کرد؛ می‌توان او را یک داستان گو، یک آموزگار، و یک افسونگر دانست. یک نویسنده بزرگ ترکیبی از این سه است. اما افسونگر درون اوست که مسلط می‌شود و او را به نویسنده‌ای مهم بدل می‌کند.»

حال با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید، ناشران کتاب های صادق هدایت و دولت آبادی و … امیدوار شده و کتاب های خود را  که باعث انحراف در افکار و اعتقادات نسل جوانان می شود با اشتیاق تمام  روانه بازار کرده اند. چرا که سید‌عباس صالحی معاون فرهنگی وزیر ارشاد درباره آثار هدایت می گوید : «آثار هدایت هم مانند آثار دیگر نویسندگان ایرانی است. طبیعتاً زمینه‌های نشر آثارش با شرایط عمومی که نشر ما دارد، است و طبق همان ضوابط ما در قوانین عمل می‌شود».

* صادق هدایت: من بیشتر دوست داشتم با یک نفر دوست یا آشنا حرف بزنم تا با خدا

آنچه که با خواندن کتاب های “صادق هدایت” بر خواننده آشکار است ، آن است که او در سرتاسر داستان های خود دچار پوچی و پوچ گرایی است و این نوع نگرش او به زندگی باعث شده است  تا برخی از خواننده های داستان های او به افسردگی شدید دچار شوند. زیرا صادق هدایت به بی خدایی رسیده بود و در آثار خود چندین بار به این بی اعتقادی اقرار می کند. یکی از معروف ترین و آخرین داستان های او “بوف کور “است که سراسر داستان را نا امیدی، کفر، درد، رنج و عذاب فرا گرفته است.

محوریت اصلی داستان یک تصویر توهمی است که تا آخر داستان همراه نویسنده می ماند. در این تصویر ذهنی دختری در حال دادن خمره ای به پیر مردی هندی و بد قیافه است که بین دختر و پیر مرد رودی قرار دارد. در طول داستان افراد مختلفی را جای دختر و مردمان شروری را جای پیرمرد می گذارد تا جایی که حتی او خدا را با آن پیر مرد زشت مقایسه می کند.
در این کتاب مکرر پوچی دنیا و بی خدایی به خواننده القا می شود. صادق هدایت در طول این داستان همسر خود را فقط بدکاره خطاب می کند و تمام افراد شهر را رجاله می داند. او تمام مردم شهر را پست می داند و فکر می کند تنها او در این جهان شخصی متفاوت است.

“صادق هدایت” در کتاب “بوف کور “می گوید: ” هیچ وقت نه مسجد و نه صدای اذان و نه وضو و نه اخ و تف انداختن و دولا راست شدن مقابل یک قادر متعال و صاحب اختیار مطلق که باید به زبان عربی با او اختلاط کرد در من تاثیری نداشته است. اگرچه سابق بر این وقتی سلامت بودم چند بار اجبارا به مسجد رفته ام و سعی می کردم که قلب خود را با سایر مردم جور و هماهنگ بکنم. در موقع دعا کردن چشم هایم را می بستم و کف دستم را جلوی صورتم می گرفتم. من بیشتر دوست داشتم با یک نفر دوست یا آشنا حرف بزنم تا با خدا، با قادر متعال! چون خدا از سر من زیاد بود “.

صادق هدایت: انسان نه فقط احمق ترین حیوانات است،بلكه درنده ترین و شریر ترین آنهاست

* نظر اندیشمندان کشور درباره آثار صادق هدایت

مقام معظم رهبری: صادق هدايت جزو نويسندگان بزرگ دنيا نيست. اگر شما صادق هدايت را با نويسنده‌هاى معروف دنيا مقايسه كنيد ، چه نويسنده‌هاى روسى، چه نويسنده‌هاى فرانسوى، چه نويسنده‌هاى انگليسى؛ اينهايى كه رمانهاى معروف را خلق كردند و داستانهاى بزرگ را نوشتند، در مقابل آنها بچه‌ى كوچكى است!

استاد مطهری: « در عصر ما به تقلید از اروپاییان و به علل دیگر که اکنون جای ذکرش نیست، نویسندگانی بدبین پیدا شده اند که زهرهایی را از این راه به جان جوانان می ریزند و آنان را بی علاقه به زندگی و احیانا وادار به خودکشی می کنند و از طرف عوامل مرئی و نامرئی مورد تشویق قرار می گیرند و روز به روز به عددشان افزوده می گردد. صادق هدایت از این گروه است. نوشته های وی به قول ویلیام جیمز حالت همان خوکی را می نمایاند که زیر تیغ ناله سر می دهد و یا موشی که در حالی که مشغول جان دادن است جیر جیر می کند.»

صادق هدایت: خودكشی در خمیره و سرشت بعضی ها هست و نمی توانند از دستش بگریزند

استاد رحیم پور ازغدی: صادق هدایت یکی از بهترین نویسندگان زمان خودش بود ولی، از نظر محتوایی و درون مایه وی آدم بیماری بود که جز سیاه جلوه دادن جامعه و انسان ها و پوچ گرایی هیچ مفهوم متعالی از آثارش به دست نمی آید.صادق هدایت با نوشته هایش بر جهان بینی برخی از جوانان آن دوره اثر گذاشت و پیام نفرت و یاس به جامعه ارسال کرد، پس یک نویسنده هنرمند و یک خواننده تیز بین باید تکنیک را از محتوا تمیز دهد.
آثار هنری و ادبی به مخاطبش خوراک فکری می دهد حتی اگر مخاطب فقط به قصد تفریح و سرگرمی این اثر را مطالعه یا تماشا کند، این آثار قلب و مغز وی را در بر می گیرد و چارچوب فکری و نظری خود را ناخواسته با پیام آن اثر همسو می کند.

دکتر شریعتی در کتاب « تاریخ تمدن » می گوید: «صادق هدایت نمونه انسانی است که واقعیت برایش پوچ است و هیچ. بنابراین در جستجوی گمشده ای است که خلاء وجودیش را پر کند و عبث بودن خودش را معنی بدهد…{ نهایتا هدایت} به آخرین نقطه تفکرش می رسد و می بیند آن خلاء را با هیچ چیز نمی تواند پر کند…»

سید علی موسوی گرمارودی: شرم می‌کردم از خودم اگر بر صادق هدایت لعنت نمی‌فرستادم. خداوندا صادق هدایت را لعنت کن. نویسنده‌ی «توپ مرواری» (صادق هدایت) توهین‌های زشتی به امام حسین (ع) کرده است، وظیفه‌ی هر قلم به دستِ اهل قبله می‌دانم که حداقل به جوانان این کشور بفهماند که چه بی‌شرف‌هایی در این کشور قلم زدند که از امویان هم بدتر بودند؛ اسمشان هم صادق بود و هدایت مردم را بر عهده داشتند.

سوال اینجاست که با توجه به اظهارنظر صاحبنظران و نویسندگان متعهد کشور و نیز درکی که این قشر از جامعه از حساسیت قلم خود دارند، چرا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مهر ابطال به تمام این اندیشه ها زده و تفاوتی  میان مشی فکری و نوشتاری نویسندگان متعهد و غیر متعهد قایل نشده است و آثار این نویسنده پوچ گرا را در ردیف سایر نویسندگان ایرانی قرار می دهد و به آن هویتی جعلی می بخشد؟

* سر آخر هم يك جمله از كتابي كه قرار بود خمير شود، بيشتر حذف نشد

محمود دولت آبادی در کتاب “کلیدر” خود اینگونه درباره سبک زندگی ایرانیان می گوید:  «ما را مثل عقرب بار آورده اند؛مثل عقرب!
ما مردم صبح که سر از بالین ورمی داریم تا شب که سر مرگمان را می گذاریم، مدام همدیگر را می گزیم. بخیلیم؛بخیل! خوشمان می آید که سر راه دیگران سنگ بیندازیم؛ خوشمان می آید که دیگران را خوار و فلج ببینیم.
اگر دیگری یک لقمه نان داشته باشد که سق بزند، مثل این است که گوشت تن ما را می جود. تنگ نظریم ما مردم. تنگ نظر و بخیل. بخیل و بدخواه. وقتی می بینیم دیگری سر گرسنه زمین می گذارد، انگار خیال ما راحت تر است. وقتی می بینیم کسی محتاج است، اگر هم به او کمک کنیم، باز هم مایه خاطر جمعی ما هست. انگار که از سرپا بودن همدیگر بیم داریم!»

  

محمود دولت آبادیتا چه مایه اندوهناک و دشوار می تواند باشد عالم
وقتی تو هیچ بهانه ای برای حضور در آن نداشته باشی …

چندی پیش از رفع مشکل ممیزی رمان پرحاشیه «زوال کلنل» محمود دولت آبادی و انتشار قریب الوقوع آن خبرهایی منتشر گردید. این در حالی است که این نویسنده در سال 1388 نتوانسته است مجوز این کتاب  را دریافت کند و معتقد است که این کتاب نیاز فرهنگی کشور در دوران بحرانی سال 1388 بوده است و در اظهار نظری قابل تامل می گوید:« بر اساس قانون اساسي ايران اتاق مميزي غير قانوني است در آن موقعيت ويژه‌ي كه ايران و ايراني در بحران بود راهي ديگر نبود كه بخواهم طي كنم مگر اين كه ديگران را متقاعد كنيم اين اثر نه تنها خطري براي جامعه ندارد كه نياز فرهنگ هم  هست  و سر آخر هم يك جمله از كتابي كه قرار بود،  خمير شود بيشتر حذف نشد».

از نگاه این نویسنده که سال 1388 را بحران زده می خواند ، شخصیت باسواد و فرهیخته جامعه آرمانی او که زنگارها را می زداید اینگونه است.

«محمد خاتمي شخصيت با سواد و فرهيخته‌اي است كه در انتشار كتاب موثر بود و همچنين بها‌ءالدين خرمشاهي، كامران فاني،  احمد مسجد جامعي كمك كردند تا كتاب مجوز بگيرد. به نظرم اين جور آدم‌ها نقش مهمي در فضاي فرهنگي دارند و كارشان اين است كه زنگارها را بزدايند».

* انتخاب و گزينش كتاب از دیدگاه مقام معظم رهبری

«كتاب، محصول فكر و مغز و تجربه و هنر و ذوق يك كسى است يا كسانى است كه اين كتاب را تهيه و توليد كرده‌اند.لزوماً هر كتابى مفيد نيست و هر كتابى غيرمضر نيست. بعضى كتابها مضر است. مجموعه‌اى كه متصدى امر كتاب است، نميتواند با اتكاء به اين فكر كه ما آزاد ميگذاريم، خودشان انتخاب كنند، هر كتاب مضرى را وارد بازار كتابخوانى كند . همچنان كه داروهاى مسموم ، خطرناك و مخدر را متصديان امور اين داروها را  آسان و بى‌قيد در اختيار همه نمي گذارند.

بايد كتاب خوب و سالم را در اختيار گذاشت. بيشتر هم بايد توجه كرد به اين كه آن كتاب بتواند هم پرورش فكرى بدهد، هم راه درست را در اختيار بگذارد. بنابراين در كنار برنامه‌ى مطالعاتى، توجه به اين نكته هم لازم است… ما مى‌بينيم در مجموعه‌ى كتاب و بازار كتاب، گاهى اوقات هدايت هاى همراه با انحراف را دنبال ميكنند؛ بخصوص سراغ مسائلى ميروند كه براى ذهنيت جامعه، براى ذهنيت كشور، چه از لحاظ جنبه‌هاى اخلاقى، چه از لحاظ جنبه‌هاى دينى و اعتقادى، چه از لحاظ جنبه‌هاى سياسى، زيانبخش است. انسان به وضوح مشاهده ميكند كه در بازار كتاب، در مجموعه‌ى كتاب، دستهائى فعالند؛ يك چيزهائى را وارد كنند، ترجمه‌هائى را به وجود بياورند، با مقاصد سياسى؛ ظاهرش هم فرهنگى است، اما باطنش سياسى است.»

(بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان كتابخانه‌ها و كتابداران29/4/90)

* کتاب غذای روح انسان است

بدیهی است که القای روحیه ناامیدی، بی اعتمادی به ذات قدسی پروردگار، زیر سوال بردن اعتقادات دینی و فرهنگی، ایجاد انحراف فکری در سطح جامعه ، ایجاد فضای ابهام و بی قانونی ، …. با قلم یک نویسنده غیر متعهد و منحرف در سطح جامعه جاری می شود. بنابراین وظیفه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است که در این حوزه از روح و جان خوانندگان و به خصوص جوانان محافظت نموده و متعهدانه در راستای دادن مجور انتشار به کتاب ها ، نشریات و روزنامه ها اقدام نماید.

امیدواریم وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاونین ایشان، بدانند که در مسندی نشسته اند تا به مدد ترویج امر کتاب و کتابخوانی و انتشار اخبار و اطلاعات در سطح جامعه ،توکل و اعتماد، ارج گذاری و مراقبت از هویت ملی، امید به آینده، پویایی و نشاط،  را در میان اقشار مردم تقویت کنند و کشور را در راه رسیدن به اهداف والای خود یاری رسانند. و یادمان باشد که همچنان شبیخون فرهنگی، خطرناک ترین تهاجمی است که هر روز با شکل و شمایلی جدید و نو کشور و ملت ما را تهدید می کند.

«امروز هيچكس نمی‌تواند انكار كند كه فوري ترين هدف دشمنان جمهورى اسلامى، تسخير پايگاه هاى فرهنگى در كشور است. آنان درصددند بدين وسيله، باورهاى اسلامى و انقلابى را كه اصلى‌ترين عامل ايستادگى ملت ايران در برابر نظام سلطه‌ى استكبارى است، از ذهنها و دلها بزدايند و باورهاى سلطه‌پذيرى و فرودستى در برابر غرب را به جاى آن بنشانند.تلاش آشكار از سوى واسطه‌ها و دست‌نشاندگان امپراتوريهاى زر و زور، در بسيارى از عرصه‌هاى فرهنگى براى ترديد افكنى در مبانى اسلام و انقلاب، امروز افراد دير باور را نيز به دغدغه افكنده است، و كسانى كه ديروز هشدار در برابر شبيخون فرهنگى را جدى نمی‌گرفتند، امروز آن را به چشم خود مى‌بينيد. بی‌شك نخستين آماج اين شبيخون، جوانان‌اند، به ويژه آنانكه در جاده‌ى دانش و فرزانگى قدم برمى‌دارند و آينده‌ى فرهنگى و سياسى كشور در دست آنها است.» (بیانات مقام معظم رهبری در تاریخ 1/6/1380)

اخبار مرتبط