واکنش به مرگ پاشایی؛ یک واکنش خودجوش یا یک حرکت مدیریت شده!؟ - پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب شهرستان دزفول
18th، نوامبر 2014
پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب
اخبار دزفول، خوزستان، جهان
Dezmehrab.ir
زمان انتشار: 18 th نوامبر 2014 ساعت 9:52 ب.ظ | کد خبر: 22958  
«شبکه مویرگی انتقال پیام» را جدی بگیریم۱- ماجرای واکنش‎ها به مرگ مرتضا پاشایی که در نهایت به برگزاری یک تشییع پر جمعیت برای این خواننده معمولی پاپ شد، به عنوان یک پدیده اجتماعی، خیلی از ذهن‎ها را به خود مشغول کرده است. اینکه این پدیده چگونه تبیین می‎شود و علل شکل گرفتن آن چگونه تحلیل می‎شود، این روزها موضوع گفتگو خیلی از افراد جامعه از نخبه و دانشگاهی تا مردم کوچه و بازار است. اما به نظر می‎ رسد اینکه اعتقاد داشته باشیم این واکنش‎ها «خود جوش» بوده و یا اینکه به صورتی «مدیریت شده» به یک موج اجتماعی مبدل شده ، قطعا در تبیین این پدیده و البته استخراج برخی قواعد برای امواج مشابهی که احتمالا در سال‎های پیش رو بصورت گسترده با آن روبرو خواهیم بود، کمک بزرگی می‎کند.

۲- معتقد نیستم که واکنش‎ها به مرگ مرتضا پاشایی، یک «پدیده خودجوش اجتماعی» بوده است. این را ناظر به ویژگی‎های شخصی مرتضا پاشایی می‎گویم. پاشایی یک خواننده معمولی پاپ است، خواننده‎ای مثل علیزاده، لهراسبی، صفوی و … او قطعا مثل شادمهرعقیلی و یا محسن چاووشی، یک ستاره محبوب و اصطلاحا پاپیولار نبود و استقبال از کارهایش در حد کارهای معمولی پاپی بوده که در این سال‎ها و با موج دوم موسیقی پاپ در کشور رواج پیدا کرده و به کمک رسانه ملی، شنیده شده و به شهرت رسیده است.

پس ویژگی‎های خاص موسیقی پاشایی نمی‎تواند او را به محبوبیتی در این حد رسانده باشد. شاید نحوه مرگ او و مظلومیتی که در مبارزه با سرطان برای او ایجاد شد هم در احساس ترحم و همدردی موثر بوده باشد، اما نمونه‎های مشابه زیادی بوده است که این سال‎ها در مظلومیت جدال با سرطان جان باخته‎اند و این چنین احساسی را برنیانگیخته‎اند. پس ماجرا چیست!؟

۳- شاید همین دو سه دلیل کافی باشد تا واکنش‎ها به مرگ مرتضا پاشایی را یک «حرکت مدیریت شده» بدانیم که موفق به موج سازی اجتماعی شده و بخشی از مردم را نیز با خود همراه کرده است.

سال‎هاست که نظریه‎پردازان حوزه «مد» به دنبال تبیین چرایی و چگونگی فراگیر شدن یک مد در جامعه هستند. اینکه اولا چگونه یک مد در جامعه « نشر» پیدا می‎کند و ثانیا چرا جامعه به آن اقبال نشان می‎دهد، چه برای آنهایی که می‎خواستند محصولی را در قالب مد روز به جامعه تحمیل کنند، چه آنها که می خواسته‎اند با این تحمیل مقابله کنند و جامعه را در مقابل مد واکسینه کنند، پاسخ به این دو سوال بسیار مهم بوده است و البته برخی هم برای پاسخ به پرسش  اول یعنی چگونگی نشر یک مد، به نظریه‎های بازاریابی و نحوه رسیدن یک کالا به دست جزئی‎ترین مشتری متوسل شده‎اند. حالا اگر در همین نظریه «نشر مد»، بجای اینکه به چگونگی فراگیر شدن یک نوع پوشش بپردازیم، به دنبال آن باشیم که بدانیم «یک پیام و یا مفهوم» چگونه به پایین‎ترین لایه‎های اجتماع می‎رسد، ماجرا جذاب‎تر می‎شود.

۴- به نظرم یک شبکه انتقال پیام در کشور در حال شکل‎گیری است که در نظریه‎های بازاریابی و نظریه‎های انتشار مد، به آن «شیوه انتقال مویرگی» اطلاق می‎شود و ما در این بحث اسم آنرا «شبکه مویرگی انتقال پیام» می‎گذاریم. از یکسال و نیم پیش به وضوح تلاش برای شکل دادن به این «شبکه مویرگی انتقال پیام» را شاهد هستیم که البته با تکیه بر زیرساخت جدید اپلیکیشن‎های ارتباطی گوشی‎های همراه به دنبال گسترش خود در لایه‎های زیرین جامعه است.

در یک سال و نیم اخیر همه تلاش طراحان این «شبکه مویرگی انتقال پیام» هم این بوده است که فارغ از نوع و متحوای پیام، تنها با ارسال پیام از طریق این شبکه به هر موضوع و بهانه با ربط و بی‎ربطی، شبکه را تکمیل کرده، گسترش داده و به لایه‎های زیرین جامعه برسانند.

این پیام می‎تواند موضوع یوزپلنگ ایرانی باشد، یا آزادسازی سربازان ایرانی، موضوع دریاچه ارومیه یا آلودگی هوا، جوک‎های «پ نه پ» باشد یا تکیه کلام‎های شریعتی، مهم این است که این پیام در فیس بوک و توئیتر و اینستاگرام تولید و وارد این شبکه شده، و از طریق واتس اپ و وایبر توزیع شود  تا به لایه‎های زیرین برسد.

۵- این «شبکه مویرگی انتقال پیام» در ماه‎های اخیر دو عملیات مهم انجام داده است که دومی یک عملیات میدانی قابل توجه و تامل است. اولین عملیات مهم و جدی این شبکه انتقال پیام، اسیدپاشی و تبدیل آن به یک بحران اجتماعی در کشور و خصوصا شهر اصفهان بوده و بنظرم دومین عملیات مهم و جدی این شبکه که البته تفاوتش با موارد مشابه دیگر در حضور میدانی اعضای این شبکه بوده، ماجرای واکنش به مرگ مرتضا پاشایی است. این شبکه موج تبلیغاتی را ایجاد کرده و البته بخشی از مردم را نیز با خود همراه کرده است.

ویژگی مهم این «شبکه مویرگی انتقال پیام» نیز آن است که قرار نیست در آن پیام‎های سیاسی و یا فرهنگی منتقل شود، تنها پیام‎های اجتماعی در این شبکه توزیع خواهد شد تا هم بعد فراگیری موضوع تضمین شده باشد، هم رسانه‎های رسمی مجبور به همراهی با آن بوده باشند و هم بهانه‎ای برای برخورد با آن وجود نداشته باشد.

۶- در عکس‎های منتشر شده از تشییع مرتضا پاشایی، این تصویر را گویاترین تصویر در تبیین معنا و ماهیت این پدیده اجتماعی دانست. نقش گوشی‎های در دست حاضرین در این تجمع از نقش خود آنها در شکل‎گیری این تجمع مهم‎تر بوده است. در واقع این مردم از دورن همین گوشی‎هایی که به دست گرفته‎اند به این  اجتماع آمده‎اند و باید آنها را لشکر این «شبکه مویرگی انتقال پیام» در حال شکل‎گیری بدانیم.

پاشایی

علی نادری

نظر بینندگان
  1. داوود says:

    تحلیل قشنگی بود….
    فکر کنم این هم یکی دیگه از موهبت های تکنولوژی برای انسان هاست که میشه بخوبی از اون استفاده کرد و یا به بدی…
    یعنی اگر هم این شبکه انتقال مویرگی بر وفق مراد شما نیست دلیل بد بودن و ساخت دشمن بودنش نیست…این یه کاناله که فقط نقش انتقال رو داره…
    حالا این که چه کسی یا چه گروهی پیشرو در این عرصه اند و از آن به نفع خود استفاده می کنند به خود سیستم ربطی ندارد …شاید گروهی دیگر کوتاهی کرده اند و عرصه برای دیگران خال کرده اند…

    درضمن بطور کلی فکر می کنم کلا مردم ایران چند وقتیه دوست دارن به هر بهونه ای دور هم جمع بشن و یکجوری هویتی را بیابند که تا به حال نیافته اند ….که این هم سر چشمه اش در تغییر غیر قابل انکار سبک زندگی ایرانیان است ….

  2. ابوالفضل says:

    دقیق و متین و مستدل …

  3. رها says:

    سلام
    ممنون از نوشتتون

  4. هادی says:

    عالی بود، علی جون واقعا خودت نوشتی؟

  5. علی نادری says:

    می بینم که حسابی استفاده کردی
    اره
    اون روز همینطوری نشستم و نوشتم
    باشد که مقبول بیافتد
    نقد جدی بهش دارید مطرح کنید تا استفاده کنیم

  6. یاسین محمودی says:

    سلام …. عالی بود اخوی ………… به وضوح داره فضا رو به دو دسته تقسیم میکنن و یک شکاف ایجاد میشه در بین بچه مسلمونا و که این فضا باب موش دوندانه و غربی ها عاشق چنین فضاهایی هستن که مردم رو به جون هم بندازن تا شاید شعله اون ها دامن نظام رو بگیره و اکثر این رو میتونم بگم خودشون طراحی کردن تا این شکاف رو عمیق کنند و تنفر ایجاد کنند نسبت بچه مذهبی به غیر مذهبی و برعکس
    ان شاالله خدا همه را بیامرزه اما باید حواسمون رو جمع کنیم که با انتشار این پیام ها پیراهن عثمان سر نیزه نکنیم و ناخواسته وارد این سیل خانمان سوز بشیم.

  7. رها says:

    صحبت هایی که فرمودین کاملا قابل قبول و منطقی اند.
    اما در کل درسته که حرکت کاملا مشخصه که مدیریت شده بوده به طوریکه شخصی مثل من نوعی بعد از فوتشون شناختمشون. اما مقداری از این توی خیابون اومدن ها طبیعی بود. منتها نکته ی تامل برانگبز اینجاست که مگه هنرمندان قبلی که خدایشان رحمت کند کمتر از ایشون عزیز بودن که برای اونها در این سطح عزاداری نشد؟! چرا مرده به گور عزیز شد؟!!

  8. آیه says:

    سلام، نقد جالب و جامعه شناسانه ای بود و لازم بود که در مورد این مسئله بررسی صورت گیرد. عجیب ترین بخش این اتفاق این است که بسیاری از کسانی که در این تشییع جنازه رسمی و غیر رسمی_ مراسم های نمادین تشییع پپیکر پادشایی در اهواز_ شرکت کردند،در زمانی که این خواننده زنده بود نه از زندگی شخصی و نه عکسی از او داشتند. اما در این زمان کوتاه اغمای ایشان از تمام جزییات زندگی او مطلع گشتند. چه شعرها و چه پیام های عاشقانه ای که نوشته نشد…. به نظر من اینها _بیشتر از انچه شما درباره ی ان بحث کردید _ به سبب حس شیفته شدن و بازیچه شدن است که امروزه به خوبی از این دو مورد برای کنترل مردم استفاده می شود زیرا اکثرا آموزشی برای استفاده از این دو حس ندیده اند.

  9. آیه says:

    با سلام ، تحلیل جالب و جامعه شناسانه ای بود و لازم بود که در این باره بررسی صورت گیرد. طی این ماجرا اتفاقات عجیب و غیرمنتظره ی زیادی رخ داد اما به گمان من عجیب ترین این اتفاقات بعد از تشییع جنازه رسمی، تشییع جنازه های غیر رسمی و به ظاهر مدرنیته بود. مشاهده ی این همه علاقه مندی نو ظهور بسیار شک برانگیز بوده و هست. متاسفانه عدم کنترل مردم ما بر احساس بازیچه شدن و شیفته شدن – که هر دو کاملا فطری است -موجب شده که با هرحرکتی بدون اندیشه و تفکر همراه شوندو نیاز های فطری خود را در مسیری نادرست پاسخ دهند.
    یا علی

ارسال نظر

     


-->