یک نقد ، یک پیشنهاد - پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب شهرستان دزفول
31st، اکتبر 2014
پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب
اخبار دزفول، خوزستان، جهان
Dezmehrab.ir
زمان انتشار: 31 st اکتبر 2014 ساعت 6:41 ب.ظ | کد خبر: 22202  

یک نقد ، یک پیشنهاد

(برای تاسوعا و عاشورای دزفول)

خبر محرم را مداح دعای عرفه داد ، همان زمانی که میان فراز های زیبا و عرفانی دعا روضه خواند…. روضه ای از دستان عباس ، روضه ای از شش ماه و آب … مرثیه خواند… مرثیه ای جانسوز از جوان حسین و سوزنامه ای از دل صبور زینب و…

دعای عرفه، عرفات ، حج ، حسین ، کربلا ، عاشورا…

با درک این چند واژه از همان زمان، در دل های عاشقان شور به پا شد… از مرثیه های مداح همه فهمیدند که کاروان حسین براه افتاده است. قافله ای که هم شور همراه خود دارد هم شعور …. شورش خانواده بود و شعورش هدف مقدسش…. شورش عباس بود و دلاوری هایش ، شورش تیر بود و گلوی اصغر …. شورش زینب بود و قد خمیده اش… شورش ۷۲ لاله پر پر بود …

وشعورش را بزرگ کاروان از ابتدا به همگان فرمود : احیای دین جدش … یعنی احیای همه خوبی ها ، چرا که همه خوبی ها بخواب رفته بودند جز نمازی ناقابل…. حسین احیای همه آن خوبی های خواب رفته را، معرفت کاروان و حرکت خود ساخت.

حال بگذریم که امروزه از تریبون های نسبتا مهم ، درس هایی از عاشورا می گیرند که جای بسی تأمل دارد …

توبه حر و توبه فلان و فلان( حدس میزنم فلان های ذهن من همان، فلان های شخصیت ذهن شماست) … قیاس مع الفارغی که بویی از عاشورا را ندارد

صحبت های حسین بن علی(ع) و دعوت های حسین بن علی(ع) را در کربلا یا نشنیده اند یا …. که از آن به مذاکره و تعامل یا همان برد ـ برد امروزی ها یاد می کند و……

از مقدمه بالا که بگذرم می خواهم یک نقد یا درد و دل یا پیشنهاد ، دوستانه و بدون هیچ لفظ قلمی بنویسم، ساده و بدون تکلف . نقدی بر تاسوعا و عاشورای دزفول ، دردو دلی از وضعیت هیأت عزاداری، و یک پیشنهاد شاید برای اصلاح وضعیت که نیازمند نظر شما دوستان مهرابی عزیز است.

( اگر چاشنی طنز گاها با متن زیر همراه است ، بعلت یک مقدار طنز بودن قضیه بنظر شخصی من است. از اینکه این متن در ایام محرم منتشر شده و درباره محرم است از حضور شما و ساحت حضرات آل الله معذرت می خواهم، امید که این متن راهی باشد برای اصلاح )    

محرم در دزفول شورش مثال زدنی است و شعورش به عنایت حضرت و همت عزاداران مقبول درگاه الهیست انشاالله.

سنت تاسوعا و عاشورای حسینی را در دزفول که همه می دانیم … حرکت هیأت ها از جنوب به شمال و یا بلعکس که از سالهای گذشته بوده و ظاهرا با طینت پاک مردم دزفول درهم تنیده شده است … لذا تغییر و برداشتن آن ، نه کار من است ، نه به صحبت من … شاید روش صحیحی است ، و باید ادامه یابد ، این به بزرگان شهر مربوط است و دلایلشان… فعلا که روال تاسوعا و عاشورای دزفول همین است. اما بنظر من اصلاح آن شاید امکا نپذیر است و به من و دوستانی که توانایی تحول و اصلاح و دغدغه دارند می تواند مربوط باشد ، البته به همت و فکر دوستان و حمایت مسئولان.

هیأت های عزاداری در جای خود مقدس و وجودشان مایه تبلیغ حادثه بزرگ عاشورا است، اما بزعم من کیفیت خود را از دست داده اند.

سال گذشته در تاسوعا و عاشورا یک حساب سرانگشتی کردم … زمان های مفید و غیر مفید در مسیر های عزاداری را ارزیابی نمودم … در هیأت ها چرخ می زدم و وضعیت آنها را از نزدیک میدیم … مسائل خاصی نیستند که من تنها آنها را متوجه شده ام ، همه با این معضلات کم یا بیش آشنا هستند.

ترافیک … ترافیک که قربانش بروم از ماشین ها گذشته و به جان هیأت ها افتاده ، مسئول هیأت ها دست نجنبند ، پشت ترافیک می افتند و آن هم چه ترافیکی… دعوا و سرو صدا برای عبور از تقاطع که دور از شأن عزادار حسینی است.

اتلاف وقت … عنصر بعدی است که بلای جان در ترافیک ماندگان است. عزاداران و مداح هیأت در زمانی که معطل هستند و در ترافیک مانده اند ، به دلیل خسته نشدن عزاداران و معیوب نشدن صدای مداحان عزیز ، آنتراک به هیأت می دهد ( این را علنا در هیأت اعلام می کنند ، شاید شنیده باشید)تا خسته نشوند و بقول خودشان در مسیر اصلی عزاداری کنند… ببخشید دوستان چند سوال، اولاً خسته شدن برای عزاداری امام حسین(ع) آن هم در دو روز مهم تاسوعا و عاشورا معنا دارد ؟؟؟ شایدداشته باشد، ولی بجان باید خرید … و ثانیاً ” مسیر اصلی عزاداری” ببخشید ، این مسیر اصلی یعنی چی؟ یعنی ما موظفیم در مسیر اصلی فقط عزاداری کنیم؟؟

( البته سوء تفاهمی نسبت به عزیزان و عزاداران امام حسین (ع) نشود ، همه عزاداران اینگونه نیستند ولی غالباً اینطور مشاهده می شود.)

در ادامه این عنصر دوم ، اگر توجه داشته باشید هر آنتراک یا زمان استراحت حدود ۱۵ تا ۲۰ دقیقه طول می کشد . بعد هیأت ۵ تا ۱۰ دقیقه حرکت می کند، و دوباره باز ترافیک و بعد از چند لحظه زمان استراحت بعدی شروع می شود، تـــــــــــــــــا بقول معروف در مسیر اصلی صبح یا ظهر عاشورا بیافتند …حواستان باشد مسیر اصلی!!!…. حال بگذریم که این زمان در مسیر افتادن، آیا موقع اذان می شود یا نه؟!!…

عنصر سومی که به نظر من بدتر است از آن دوتای اولی … روش پرکردن وقت استراحت است … ( صحبت من هم همین است ، هدف از متن من هم رفع این معضل است ، در واقع کاری که بنظر من می شود بچه مسجدی ها و بچه های دغدغه مند فرهنگی انجام دهند ، تقریبا رفع این معضل است و همینجاست )

پرکردن وقت استراحت … می شود معضلی برای، سراغ زندگی هم را گرفتن ، مطلع شدن ورفع مشکلات دنیوی همدیگر ، گاها جک تعریف کردن ، خندیدن (بصورت قاه قاه) و… ( این موارد را زیاد در تاسوعا و عاشورا دیده ام ، شاید شما هم دیده باشید ، اگر قصد تجربه دارید ، روز عاشورا ساعت ۹ تا ۱۱ صبح مسیر چهار راه امام(ره) تا خیابان فتح المبین را آهسته و با دقت قدم بزنید)

این کارها می شود کار های من و شما … بخاطر ترافیک ، بخاطرماندن و معطلی . من هم اینطور هستم ، از یکجا ماندن و بیکاری بیزارم ، خودم را باید سرگرم کنم ، حالا چه بهتر از اینکه با دوستانم که چند ماهی است ازآنها بی خبر بوده ام و اکنون در هیأت در کنار من هستند صحبت کنم و جک برای هم تعریف کنیم تا اموراتمان بگذرد و در مسیر اصلی (!!!) بیافتیم …. این را گفتم که نگویید نویسنده خود را مبرا می داند ، نه ذاتا انسان از رکود بیزار است من هم اینطور هستم.

(دوباره میگویم صحبت های من به همه مردم نیست ، برخی ها ارزش این روزها را بیشتر از من میدانند و بیشتر از من بهره میبرند… ولی غالب آنچه که سال گذشته دیده ام را میگویم….)

حالا بماند معضلات دیگر این عزاداری ، که دست از سر ما بر نمیدارد… (منظور اینکه اصلاح نمی شود.)

اما راهکار … راهکاری به ذهن من رسید برای حداقل برطرف کردن ضعف سوم و دوم(اتلاف وقت)، و آن ایجاد ایستگاه های معرفتی همچون ایستگاه های صلواتی (پفک ، لواشک و ساندویچ کالباس (!!!)) است ، نه ببخشید، اشتباه شد ما که اینجور نذری نمی دهیم ! … تا هم حدودی جلوی اتلاف وقت گرفته شود و هم راهی برای افزایش معرفت شود تا در آینده شاهد تمثیلاتی همچون توبه حر و تعامل و مذاکره و…. امروزه نشویم( همان که در مقدمه اشاره شد)

هر درس عاشورا یک ایستگاه معرفتی شود… مثلاً امر بمعروف و نهی از منکر یا نماز یا حجاب یا …. و در مسیر پرترافیک هیأت ها نصب شوند ، در واقع مجدد احیای دین پیامبر را کنیم ، نه اینکه مثل آن زمان همه خوبی ها خواب رفته باشند ،نه، خدا نکند ، ولی اگر سهل انگاری می شوند دوباره با این کار در عاشورا تذکر و یادآوری شوند، و با برنامه های خوب و متنوع ودرعین حال جذاب و باحفظ ارزشهای این ایام ، باحضور طلبه یا کارشناس آگاه در آن زمینه ایستگاه، محصولات فرهنگی یا برنامه جذاب فرهنگی و معرفتی برای کودکان و نوجوانان و حتی بزرگسالان اجرا نمایند ، تادرکنار شور مردم خوب دزفول و عزاداران عاشق حسینی ، بال معرفتی این عزاداری تقویت شده و امید که راهی برای کاستن این ضعف های اشاره شده باشد…

این راهی بود که بذهن من رسید …. دوستان مهرابی و خوانندگان محترم این متن می توانند نظرات خود را بیان کنند و موافقت یا مخالفت خود را مطرح نمایند و یا با راهکار های و ایده های بهتری سعی در پر کردن خلا معرفتی این ایام خصوص دور روز تاسوعا و عاشورا داشته باشند …

شرمنده از محضر دوستان اگر این مطالب مفید واقع نشد و یا بسیار زیاد بطول انجامید…. بنده را عفو نمایید.

الهی محرم امسالمان را پر شور تر و شناختمان را نسبت به عظمت عاشورا بیشتر برگردان و بحق امام حسین مان ، مولایمان حضرت مهدی(عج) را به فریاد همه عاشقان و منتظرانش برسان…. اللهم آمین

 

علی شادمان فر

۳ آبان ۱۳۹۳/ ۳۰ ذی الحجه ۱۴۳۵

نظر بینندگان
  1. مصطفی says:

    با بیشتر حرفات موافقم هرچند که با بعضی جاهاش هم مخالفم مثلا حال و احوال کردن و حل کردن مشکلات هم و دیدن همدیگه در این روز که مشکلی نداره یامواردی مثل این ولی کاش هیات های دزفول هم اینجوری بودن که همه از در مسجدشون حرکت می کردن و همه یه جا جمع می شدن و با مداح واحد همه عزاداری می کردن

    • علی says:

      سلام آقا مصطفی
      ممنون از شما و از نظر خوبتون…
      حل مشکل و کمک به دیگران نه تنها بد نیست که در هر زمانی که انسان توانایی کمک داشته باشد خوب و پسندیده هم هست … اما منظور بنده خوش و بش کردن های و حال و احوال پرسی های بی وقت و موقعی است که دور از شأن آن روز و آن ساعت (در هیئت ) است و بهتر است جای دیگری این خوش و بش ها باشند … (من احتمالا در متن بد منظورم را رسانده ام که از دوستان معذرت میخواهیم ، شاید اینجا توانسته باشم نظر خود را بهتر بیان کنم)
      ضمنا تا حدودی با نظر شما بسیار موافق هستم … اما این طرح در دزفول با این سنت عزاداری در هم تنیده با ذاتمان، بزعم من در سال های خیلی دور تازه شاید …شاید … محقق شود
      انشالله همتی باشد و برنامه ایی که بتوانیم حضوری و با همفکری شما دوستان راهی برای تحول برگزینیم و اجرا نماییم …

  2. ایمان says:

    سلام خدا بر شما
    تشکر از بیان ایده
    در مورد محرم و عزای حسین علیه السلام همه حاضر به فعالیت چند ماهه و سالانه هستند منتهی در حوزه ای که خود می پسندند و آن رایجترین روش عرض ارادت یعنی هیات زدن است. امیدوارم افراد و گروه های واقعا مخلص به فکر پوشش این نقاط ضعف و خلاقیت در این موارد بیفتند.
    در مورد ایده شما هم واقعا به نظرم کار سختیه. یعنی شدن هست ولی اگر تصور شود که کارایی خاصی دارد اشتباهه چرا که اون فضا و بی رمقی قبل حرکت جای معرفت افزایی جدی نیست. اگر هم کسی بیاد و دور غرفه ها جمع بشه بیشتر از باب بیکاری و کنجکاویه. به نظم این همت و عزمی را که برای انجام این امور میشه داشت سمت اصلاح و اقناع اساسی تر برخی هیات ها بگذاریم که مثلا مسیرشون را کم کنن و روضه خوانی شان را زیاد کنند. شاید بشود روضه خوانی را در اون اوقات پرت اولی رایج کرد نه معرفت و… که اون روزها اشک در دزفول نایابه

    • علی says:

      سلم بر شما آقا ایمان عزیز
      نظر بنده ، یک نظر شخصی بود . که شاید مثل همه شما دوستان معتقد به تغییر و اصلاح و ایجاد یک تحول در تاسوعاو عاشورای دزفول هستم…. و ایده بنده یک ایده ایست که باز هم یک نظر شخص است و مطمئنا نیازمند چکش کاری بسیار یا حتی تغییر بنیادی است … طرحی است که با توجه به سختی هایی که هم من از آنها مطلع هستم و هم شما فرمودید … اما به همت و تلاش جمعی دغدغه مند و هدفدار ، انشاالله سهل و آسان خواهد بود.
      لذا این لازمه این تحول ، دور هم نشستن و همفکری و گفتگوی رودر روست که با یک متن نقد و پیشنهاد بنده و چد کامنت نظر و پاسخ به نظر حل شدنی نیست … نیازمند گفتن یک “یاعلی “جمعیست.
      با نظر آخر شما هم کاملا بنده موافق هستم …
      بسیار متشکر از دقت نظر و و قتی که برای متن بنده شما صرف نمودید….

  3. یاسر says:

    بسم الله
    سلام
    الحمدلله به خاطر درگیر بودن ذهنتون به این مساله و داشتن این دغدغه ها.
    ۲ چیز به ذهنم رسید: اول اینکه بیاید این بحث شما را به صورت گونه وار توی بستر تاریخی ببینیم،اینکه بعد از اینکه انقلابی شده بعد یکی از اصلی ترین مظاهر اون انقلاب میشه قیام عاشورائی اباعبدلله و هرکس توی اون انقلاب می خواهد حرف بزند ولو به لاف هم میاد تمسک می ورزد به اصلی ترین دارائیش،چون می خواهد حرف خود را به کرسی بنشاند و می داند که اگر می خواهد کسی حرف او را بشنود باید بوسیله ی ارزش های عالی مردم با مردم سخن بگوید،این میشود که مدام می بینید افراد برای اثبات خودشان از مهم ترین ارزش های مردم استفاده می کنند. این مساله حداقل چشم روشنی ای که دارد این است که همه فهمیده اند که مهمترین ارزش و شاهرگ مردم ایران قیام عاشورای اباعبدالله است.توی این فضا این میشه که هر کس و ناکسی می خواد با تمسک به قیام اباعبدالله خودشو اثبات کنه.(کلا عرض کردم) که حقیقتا سخنان حضرت امام رحمه الله علیه درباره ی نسبت قیام عاشورا و انقلاب اسلامی خواندنین.
    بسیار از این تغییر ارزشی خوشحالم.
    دوم اینکه بعد از اینکه فقط خواستیم این شئونات رو زنده کنیم،حالا نسلی بوجود آمده که به یک هدف عالی تر یعنی خلوص این نیت ها می اندیشد.یعنی نسل شما و از خدا می خواهد که این ظواهر را عمق ببخشد برای ملت ایران و در عمل هم خود او این را می طلبد.(الحمد لله و منّ اللهٌ علی انقلاب اسلامی)
    سوم: بله انشاالله منم این درد سوم رو که شما احساس کردید احساس کردم و بسیار ناراحت قه قه خندیدن های این روز ها هستم. ولی فکر می کنم این پیشنهاد عملی شما در عین حالی که یک پیشنهاد ظاهرا خوب و قابل دفاعه ولی فعلا ۲ نکته به ذهنم رسید:
    اول اینکه یک مدیریت کار فوق العاده قوی نیاز داره که احتمالا بگیم دولتی باید باشه. از طرفی در مسائل مذهبی_سنتی دزفول اون دولت نیست که تاثیر گذاره بلکه شاید مردم هستن که کل هویت خودشون رو از این طرق و سنت های خود احساس می کنن که اگه بخواد خلاف اون عمل بشه احساس می کنن که داره همه چیزشون بر باد میره،پس شاید باید توی این زمینه یک حرکت خودجوش مردمی کار ساز باشه نه یک حرکت دولتی صرف.
    دوم اینکه این کار احتمالا جنسش یک جا موندن و حرکت نکردنه و کار سنتی مردم شاخصه ی اصلیش حرکته. این پیشنهاد به عبارتی باز کردن یک دکان در کنار دکان سنت مردمه و اصلا شاید ۲ جنس کار باشن.

    • علی says:

      سلام بر شما دوست عزیز یاسر جان
      ممنون از دقت نظرتون نسبت به این موضوع ….
      به نظر بنده همیشه نباید دنبال دولت بود و مسئولان … یعنی درس و تجربه های کار فرهنگی مذهبی کردن (در مسجد ، در مدرسه، در دانشگاه و… ) به بنده این تجربه را داده است… البته خداوند مسئولان را جر دهد ان شالله و لی حقیقتی است که گاها در بعضی از ادارت منتظر مسئول نباید بود.
      در این کار هم اگر برای دوستان هدفش مهم شود … قضیه و عمق نیاز را درک کردند … با توجه به اینکه باید کا رنسیتا دولتی باشد و مسئولین شهری مطلع باشند … اما با همت آن افراد معتقد به کار و با برنامه ریزی خوب انشاالله می تواند جواب بگیرد ….
      بحث سختی را کردید … دوست خوبم جناب قاسمی خوب نکته ایی فرمودند ، اگر کا رآهسته آهسته پیش رود مقبولیت خود را بدست خواهد آورد ، چه سنت ها بومی که با تغییر آهسته با بسمت محسنات و یا گاها متأسفانه وضعی بدتر سوق داده شده اند ، که قابل ذکر مثال هایی می باشد … البته ب شرایط و ضوابطی که از حوصله بحث اینجا در این صفحه اینترنتی فراتر است.انشا الله توفیق نشستی حضوری با شما و دوستان باشد مفصل تر بیان کنیم و از نظر شما بیشتر بهره مند شویم…
      در خاتمه مجدد از شما بسیار ممنونم

  4. حسام says:

    سلام علی آقا
    تشکر از یادداشتتون.مقدمه خوبی داشتید. نقدهایی که هم که وارد کردید حرفی در اون هم نیست.
    صحبت اصلی شما برای اتلاف وقت عزاداران درسته و برای رفع اون پیشنهاد خوبی دادید که به نظر میاد باید تامل بیشتری روی اون انجام بشه. غرفه های معرفتی که گفتی نیازمند مکان و در دسترس عزادان و هچنین استفاده از نیروهای کارآمد هستش.
    که به نظر میاد با توجه به کمبود جا برای پرپایی این غرفه های معرفت همین پیشنهاد شما رو می توان به شکل حلقه های معرفت انجام داد و افرادی که قرار است در غرفه ها باشند(مبلغین) بیایند در بین عزاداران و به شکل گفتگو(دو طرفه) انجام بشه.بجای اینکه مردم سراغ مبلغین بیایند.مبلغین سراغ هیات ها بروند.
    تشکر یاعلی

    • علی says:

      سلام آقا حسام عزیز
      ممنون از شما و وقتی که برای متن بنده قرار دادید
      ایده ای که بیان کردید بسیار خوب بود ، ولی بنظر بنده اینکه با برنامه ریزی و جذابیتی خوب و تأثیر گذار همراه باشد ….
      لذا امید که اگر دوستان موافق بودند با یک نشست همفکری البته بقصد تحول و کار ، نه تنها همایش و سمینهار (!!!) انشاالله از نظرات بیشتر شما و سایر دوستان استفاده شود ….

  5. رها says:

    سلام
    ممنون. جالب بود و باهاتون موافقم.
    فقط یه چیزی که به شخصه خیلی دلم میخواد وارد عزاداری هامون بشه انقلابی بودن از همه ی جنبه هاست! از مداحی ها گرفته تا نذری دادن ها!

    • علی says:

      سلام بر شما
      ممنون از دقت نظر شما
      انشالله که به همت و تلاش، آنگونه که شایسته هست ، همه ما بتوانیم عزادار حسین بن علی(ع) باشیم…

  6. قاسمی says:

    سلام
    الحمدلله در دزفول و شهرهای دیگر هیات های مختلفی در رویکرد انقلابی به موضوع عزاداری موفق بوده اند که البته شدیدا نیاز به ترویج و جریان سازی دارند
    بی‌تردید بخشی از رسالت ما خلاقیت و تقویت این نگاه و سپس تلاش برای ترویج و جریان سازی آن است
    از جمله این این خلاقیت ها می تواند این ایده ای باشد که شما به آن اشاره کرده اید که البته به نظر من اجرای این ایده با توجه به ساختار کنونی عزاداری مردم دزفول در روزهای مقدس تاسوعا و عاشورا امکان پذیر نیست ولی میتوان بصورت آهسته و تدریجی بعضی سنت های صحیح را در عزاداری مردم دزفول وارد کرد از جمله همین مساله ای که جناب”ایمان بدان اشاره کردند یعنی ایجاد بستر روضه و اشک در مسیر حرکت عزادران توسط مداحان خود هیات ها…

    • علی says:

      سلام آقای قاسمی عزیز ، وقتتون بخیر
      متشکرم از شما و از دقت نظرتون…
      به همانطور که فرمودید و بنده هم در پاسخ به آقا ” یاسر” عزیز عرض کردم ، همیشه تحول و تغییر سخت تر است پیمون یک مسیر هموار و طی شده است …. و چون می دانیم و معتقدیم که تغییر در تاسوعا و عاشورا ی دزفول تا حدودی واجب است ، لذا سخت کار را هم باید بپذیریم … اما با توکل خدا این سختی آسان خواهد شد” ان مع العسر یسری” … نکته آهسته آهسته تغییر ایجاد کردن شما بسیار بجا و خوب بود و بنده موافق هستم و همچینین نظر آخر شما که جای فقدانش در این دو روز احساس میشود…. بسیار ممنون از شما

  7. صادقی راد says:

    سلام علیکم .
    من معتقدم که حتی خود این شیوه ی پر اسیب هم قابل تغییره. ولی لازمه کمی قضیه رو از دید کلی تر دید. الان فقط چند سالی هست که این بحث پا گرفته و به تازگی برای اون جلسه و همایش گرفته شده .
    خوشبختانه نسل جدید ما هم این آسیب ها رو فهمیده اند و هم اون تعصب رو با سنت های بی بازده قبلی ندارن.
    نسل قبل هم در حال قانع شدن هست.
    پس اینجا یکسری حرکت های جهادی و سنت شکن ، باعث سریع تر شدن تغییر میشه. مثلا هیئت های جوان تر به صورت خود جوش مسیر خود را عوض کنند . که تا کنون چنین اتفاقی هم افتاده است.
    لذا باید تمرکز بر گفتمان سازی کرد و منبری ها نقش مهمی در این قضیه دارند. و مداحان نیز تعصبات را به راحتی می توانند کنترل کنند.
    اما در مورد پیشنهادی که دادید. این فقط در بعضی مسیر ها میسر است. و هنوز آفت های مسیر اصلی !!! هنوز پا برجاست.
    البته چنین کاری هم در سال های گذشته صورت گرفته است. ولی با مشکل خواهران گرامی (!) مواجه شده است.
    در آخر اگر همت باشد کار نشد نداریم. این چیز ها روی کاغذ بررسی نمی شود. یا علی کنید تا آثار و برکات آن مشخص شود.

    • علی says:

      سلام آقای صادقی راد
      بنده بسیار خوشحالم از نظر شما
      انشاالله که اینطور باشد که جوانان و نسل الان ما این را فهمید باشند که باید تحول صورت گیرد…
      اما من در پاسخ به دیگر دوستان عرض کردم این تفکر تا زمانی که در حد قلم زدن در مهراب و سایر سایت ها باشد و کامنت نظر و پاسخ به نظرات و لق لقه زبان افراد عادی جامعه ، هیچ فایده ای ندارد ، همانطور که شما فرمودید …. لذا با استعانت از کلام شما، این تفکر باید با نشست هایی رودر رو و همفکری و روحیه جهادی و البته نه سنت ستیز و سنت شکن بلکه اصلاح سنت همراه باشد ، تا حدودی مسیر تاسوعا و عاشورا دزفول را و مسیر عزاداریهایمان را در مسیر اصلی ( البته از نوع بدون تعجبش ) انشا الله بیاوریم….
      از دقت نظر شما هم ممنون هستم

  8. مصطفی says:

    سلام بر شما دوستان عزیز که الحق و الانصاف دغدغه تان برای مفهوم دار کردن و نفوذ فرهنگ اصیل عزاداری حسینی در دل های مردم خوب دزفول قابل ستایش است. از نظر من نقدهایی که نویسنده محترم داشته اند جدای از معطلی ها تقصیر خودمان است مثلا اون خندیدن های بلند به مسیولین دولتی ربطی ندارد این من و شما هستیم که می خندیم آن هم بلند .باور بفرمایید همه اینطور نیستند منم قصد جسارت به کسی را ندارم اما این که ما جوک تعریف می کنیم خودش به ولله نشان می دهد از عاشورا و وقایعش بطور عمیق ناراحت و متاثر نیستیم .شما فرض کنید خدای ناکرده پدرتان یا یکی از نزدیکانتان که او را بسیار دوست میدارید به رحمت خدا رفته آیا در عزاداری اش اگر یک دوست قدیمی را دیدید جوک تعریف میکنید یا آنها برای شما؟ حتی اگر معطل چیزی باشید ایا باز در عزاداری یک شخص عادی کسی میان مجلس جوک تعریف میکند که در عزاداری شخصیت های مهم عاشورا جوک تعریف می کنند؟ دوستان من این من و شما و درک و فرهنگ بعضی هاست که طبق نظر نویسنده باید در جلساتی به آنه پرداخته شود هرچند که شاید هیچگاه نتوان همه افراد جامعه را اصلاح کرد چرا که پیامبر و امامان هم نتوانستند همه ی انسان های منحرف را اصلاح کنند. شخص من یک موضوعی که چندان به مذاقم خوشم نمی آید این است که در روزهای تاسوعا و عاشورا نوحه های هر هیتی فقط چند جمله محدود است و در طول ساعات عزاداری همان ها متوالیا تکرار می شوند و آنچنان هم عمیق نیستند که جان انسان ها را متاثر کنند.من به شخصه در روزهای تاسوعا عاشورا کمتر کسی را می بینم که گریه کند اما در روضه های خانه ای یا مساجد که نوحه ها احساسی تر و عمیق ترند مردم خیلی بیشتر اشک میریزند.کاش در این روزها سخنان امام حسین در جای جای شهر بیشتر از پیش نوشته شود اینگونه اندکی از وقت های خالی صرف خواندن جملات آن حضرت می گردد و دارای فواید زیادی هم برای جامعه می باشد.اللهم صل علی محمد و آل محمد

    • علی says:

      سلام آقا مصطفی
      ممنون بخاطر نظرتان راجع به این موضوع و همچنین دقت نظر شما ، شرمنده بخاطر اینکه دیر نظر شما رو خواندم….
      ایتدای فرمایشتان فرمودید ، ” به ولله نشان می دهد از عاشورا و وقایعش بطور عمیق ناراحت و متاثر نیستیم ” …
      انشالله که اینطور نیست و همه مردم عمق عاشورا را درک کرده اند و متأثر هستند … این رفتار ها گاها بر اساس یک سهل انگاری غیر عمدی است …. که نیاز به تلنگر های اساسی دارد …
      من در نوشته خود هم عرض کردم عزاداری ما مشکلات بسیاری دارد که معتقدم با همت و تلاش و اتکا به نیروی خودی و پایبند به اصول و موازین صحیح اسلامی ، این سبک غلط به آرامی و آهستگی قابل تغییر و اصلاح است ….اما همت می خواهد که ….
      تازه جا دارد حرکت جالبی را که امسال در برخی از هیأت دیده ام و شاید شما دوستان دیده باشید بگویم( صزف نظر از بیان تاسوعا و عاشورا )حرکت بسیار زننده و بد گروهی از زنان در پشت هیأت بعنوان جزئی از عزاداران هیئت ، که از وسط خیابان و در معرض دید تماشگران عزادار عبور میکردندو بجهتی که انشالله قبول باشد عزاداری… اما این حرکت نماینگر زنان و این رفتار ظاهری نامناسب آنان و….. وجود داشت و نیروی از خودی و ناخودی نبود که جلوی آنان را بگبرد ( یعنی بزعم من باید جلوی آنان گرفته میشود با آن وضعیت) …. حال خودت بخوان از این حدیث مجمل….
      ثانیا وضع ناجور برخی رئسای سنج و دمام که اول شنیدم و باور نکردم اما وقتی خودم در تاسوعا و عاشورا دیدم که با چه شرایطی نیروی خود را تأمین کرده اندو با چه سبکی هیئت را بیرون آورده اند تقریبا ناچار به باور شدم ….. بیان شرایط دور از شأن این سایت محترم و دوستان ارجمند هست ، انشا الله خود شما درک کرده باشد …. بماند اتفاقات دیگر…
      لذا در خاتمه کلام خطاب بنده به کلیه دوستان است ، که باید دست جنبید …. دوستان دغدغه مند اگر بمانند و فقط حرف بزنند کاری پیش نمی رود ( با خودم هستم ) … که خوشبختانه دوستان مهرابی از جنس حرکت و رفتن هستن نه سکوت و نشستن…. ما کاری نکنین سال بسال کار ها وبدعت های ناخواسته جدید تری به این عزاداری وارد می شوند …. که مجال را از ما و کسانی که معتقد تغییر هستند را خواهند گرفت….
      اگر مایل به همفکری صمیمانه و انشاالله کار در این حوزه فرهنگی برای سال های آتی هستید…. من در خدمت دوستان هستم از طریق ایمیل یا همین قسمت نظرات نوشته سایت پیام بفرستید تا نشستی تخصصی تر ر این باره داشته باشیم …. یا علی . التماس دعا
      en_ali.sh90@yahoo.com

ارسال نظر

     


-->