۸ام، دی ۱۳۹۵
پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب
اخبار دزفول، خوزستان، جهان
Dezmehrab.ir
زمان انتشار: ۸ ام دی ۱۳۹۵ ساعت ۴:۴۰ ب.ظ | کد خبر: 49459  

یادداشتی از «سینا کلهر»

 سلبریتی ها و گور خواب ها

از همان آغازین روزهایی که علی اکبر هاشمی رفسنجانی کلنگ توسعه و آبادانی کشور را از مناطق جنگ زده شروع کرد و در مناطق زلزله زده و محروم ادامه داد و شد سردار سازندگی تا همین امروز که از یک سو در مجلس برنامه توسعه ششم تصویب می شود و از سوی دیگر از اصغر فرهادی گرفته تا مهرداد بذرپاش به خاطر خبر #گور_خواب های شهریار احساس شرم کرده و خاک بر سر خود می ریزند، هیچ کس از راهی که (به نام توسعه و آبادانی کشور) طی شده است احساس پشیمانی و ندامت نکرده است.

تنها دو استثناء جزیی وجود دارد:

۱-پیشگام هشدار دهندگان به پیامدهای متضاد و ویرانگر این روش توسعه و به نوعی پیش بینی کننده این گور خواب ها و کارتون خواب ها، جامعه شناس ایرانی است که در سال ۱۳۷۶ در کتاب توسعه و تضاد، نسبت به پیامدهای مصیبت بار توسعه ایرانی هشدار داده بود. در آن روزهای پر هیجان دوم خرداد و البته تا سال ها پس از آن هیچ کس به سخنان فرامرز رفیع پور توجهی نکرد. چند سال بعد در مجله راهبرد یاس نیز حسین کچوئیان دیگر جامعه شناس ایرانی از منظر دیگری این راه را با سرعت به جهنم رفتن دانست.

۲-چند سال بعد از هشدارهای رفیع پور، رهبری در یکی از سخنرانی های خود در سفر به یکی از استان های غربی کشور از ضرورت تدوین الگوی ایرانی اسلامی سخن گفتند و در نتیجه این سخنان مجموعه های متعددی با همین عنوان تاسیس شد و در ماده ۱ قانون برنامه پنجم توسعه دولت مکلف به ارایه لایحه الگوی ایرانی-اسلامی شد. قانون برنامه پنجم تمام شد, نه دولت لایحه ای داد و نه از آن همه موسسات خبری شد.

می دانیم که در کشور به اشتباه بودن تدوام سیاست های جمعیت اشاره شده است اما کسی درباره روش توسعه کشور چنین بیانی را نداشته است. معنای این اتفاق چیست؟

یک معنایش این است که چون ربط مستقیم و آشکاری میان توسعه و کارتون خواب ها وجود ندارد از همان نوع ارتباطی که در سیاست های کنترل جمعیت و کاهش جمعیت وجود دارد، جایی برای اعتراف به اشتباه نیست اما معنای دوم بسیار مهم تر است: راهی نیست! جز همین که آمدیم و ادامه می دهیم و ادامه خواهیم داد هر چند که حاصلش زندگی رقت بار و حاشیه نشینی بسیاری شود.

امروز همچنان هاشمی رفسنجانی به دوران خود افتخار می کند و از این بابت باید سپاسگذار او بود که به جای فرافکنی و فراموشی به عملکرد خویش افتخار می کند و مجلس شورای اسلامی هم برنامه ۵ سال آینده کشور را بر همان نمط که بود می نویسد و سلبریتی ها هم آرزمند ایرانی اروپایی-آمریکایی هستند. پس باید انتظار گور خواب ها، کارتون خواب, حاشیه نشین ها, متکدی ها و … بیشتری را کشید. در نتیجه همه به خاطر مردم و برای خیر خواهی آنها توسعه و پیشرفت کشور را می خواهند.
توسعه ای که دو بال دارد: سیاست مدارانی که مسیر توسعه را تنظیم می کنند و مادر ترزاهایی که برای تلف شدگان راه توسعه سوگواری می کنند. سلبریتی ها در نقش ترزاهای جدید در قالب خیریه ها و مردم نهادها ثروتمندان مشهوری هستند که از بیشترین موهبت های توسعه برخوردار شده و به خاطر فراغت کافی, دور بودن از دشواری های زندگی و عاطفی بودن با موضع انسان دوستانه, نگران هم نوعان خویش بوده و با بیان احساس شرمساری، شرمنده این وقایع می شوند.
هر چند احساس شرمندگی آنها واقعی است و هیچ فریبکاری را نمی توان به آن نسبت داد اما هیچ چیز دیگری مثل این گونه احساس شرمساری و تسکین عواطف برانگیخته شده مردم، نمی تواند کمک کننده سیاست های توسعه کشور باشد. آنها یعنی سلبریتی ها(از هنرپیشه ها تا فوتبالیست ها) هیچ وقت معترض اصل این روش پیشرفت نیستند، چطور می توانند باشند؟ آن ها به خاطر همین روش پیشرفت، سلبیرتی شده اند! با این حال نسبت به تبعات ناگوار توسعه هم بی تفاوت نیستند، اما نوع واکنشی که نشان می دهند چیزی جز آدرس غلط دادن نیست. به منشاء و سرچشمه کاری ندارند(شاید چون خودشان از آن بهره می برند) بلکه خشم خود و مردم را متوجه نتیجه می کنند تا منشاء از تعرض مصون بماند.

گویا اتفاق نظری وجود دارد که : برای آبادانی و پیشرفت کشور و عقب نماندن از قافله تمدن بشری، مخصوصا رسیدن به اروپای دوست داشتنی و آمریکای جذاب! باید این راه را رفت و رفتن این راه تلفاتی دارد و چاره ای جز آن نیست. انسان دوستان نگران بشریت با احساس شرمندگی و خاک برسرمایی نسبت به تلف شدگان و تشکیل کمپین برای نجات چند نفر از آنها و در نتیجه تسکین وجدان جمعی زخم خورده جامعه، تسهیل کنندگان تدوام همین مسیر هستند. هر دو باهم بی آن که بخواهند و شاید بدانند و به نام خیر خواهی مردم و کشور چنین می کنند: هم نویسنده نامه و هم گیرنده آن! و البته حقیقت تلخ تر آن که هر دو هم بیشترین بهره را از موهبت آن(توسعه) برده اند.

نظر بینندگان
  1. ابراهیم says:

    البته که فرهادی انگیزه غیر سیاسی خودشو برای حاشیه نشین ها بارها در فیلم هاش گفته است.

  2. هادی says:

    اگه اینا با هر صحنه احساسی برانگیخته نمیشدن و آدرس درهم برهم نمی دادن که سلبریتی نبودن

ارسال نظر