بی اعتنایی به نظریه ای که 12 سال پیش مطرح شد، امروز “خاک” به سرمان کرد! / دلایل علمی و آماری ریزگردهای خوزستان - پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب شهرستان دزفول
18th، آوریل 2017
پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب
اخبار دزفول، خوزستان، جهان
Dezmehrab.ir
زمان انتشار: 18 th آوریل 2017 ساعت 3:09 ق.ظ | کد خبر: 51638  

 به گزارش دزمهراب دکتر علی محمد آخوندعلی متولد ۱۳۳۵ دزفول می باشند و پس از اخذ دیپلم ریاضی در سال ۱۳۵۷ در رشته آبیاری و زهکشی وارد دانشگاه جندی شاپور اهواز (شهید چمران فعلی) گردید. ایشان پس از موفقیت در آزمون سراسری اعزام از حدود سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۶ به کشور استرالیا اعزام و از دانشگاه ایالتی “نیوساوت ولز” موفق به اخذ درجه کارشناسی ارشد و دکتری در زمینه هیدرولوژی و مهندسی رودخانه گردید و پس از بازگشت به کشور در سال ۱۳۷۶ با درجه استادیاری به عضویت هیئت علمی دانشگاه شهید چمران مشغول گردید. دکتر آخوندعلی در طول سال های کذشته موفق به درجات علمی دانشیاری و استاد کاملی شده و راه انداز و اولین ریاست دانشگاه صنعتی جندی شاپور دزفول می باشند. ایشان دارای بیش از ۱۵۰ مقاله علمی پژوهشی و استاد راهنما و هدایت گر رساله حدود ۱۰۰ دانشجوی دکتری و ارشد در زمینه های مختلف آب بوده است.

پایگاه خبری دزمهراب مصاحبه ای با ایشان با موضوع بررسی پدیده ریزگردها و مسئله انتقال آب خوزستان انجام داده است که بخش اول آن در ادامه می آید:

بخش اول / پول نفت؛ منشأ پیدایش ریزگرد ها یا حلال مشکل آنها ؟

ایران در منقطه ی جغرافیایی گرم و خشک

با عرض سلام

ابتدا در خصوص موقعیت جغرافیایی ایران و خوزستان به لحاظ آب و هوایی برایمان توضیحاتی بفرمایید تا سپس به بحث اصلی بپردازیم.

بسم الله الرحمن الرحیم،

من هم عرض سلام و ارادت دارم

کشور ما از نظر موقعیت جغرافیایی در قسمت های جنب حاره ای در نیم کره ی شمالی قرار گرفته است. این جنب حاره از خط استوا حدود ۳۰ درجه عرض شمالی واقع میشود و این یک عرض حساس است. عرض ۳۰ درجه چه در نیم کره شمالی و چه در نیم کره جنوبی و اطراف آن که به جنب حاره ای معروف است، از نظر داشتن رطوبت و پتانسیل زایش ابر و ریزش های جوی مثل برف و باران جزء مناطق کم رطوبت (منطقه پرفشار) و تقریباً خشک و نیمه خشک و پتانسیل ریزش های جوی در آن محدود است. خورشید بیشترین تشعشعات را بر روی دریاهای واقع در خط صفر درجه استوا و اطراف آن می تاباند در نتیجه بیشترین بخار آب از این مناطق تولید می شود. بخار آب نسبت به گازهای دیگر جاذب گرما و تشعشع است در نتیجه دارای جنبش شده و بسیط می شود. حاصل آنکه چگالی آن نسبت به گازهای دیگر سبکتر شده به لایه های بالای جو صعود میکند. این افزایش صعود به دلایلی با کاهش شدید دما مواجه می شود. در نتیجه در لایه های بسیار سرد بالایی، جو از بخار آب اشباع و ابرها شکل می گیرند که با توسعه این فرآیند ابرها تقطیر شده و برعکس پدیده قبلی خود به صورت مایع (باران) تبدیل شده و در مناطق استوایی فرو می ریزد. ادامه این فرآیند باعث می شود هوای خشک باقی مانده که سرد و سنگین است به سمت عرض های ۳۰ درجه شمالی و جنوبی کره زمین سقوط کنند. دلیل اینکه عرض های ۳۰ درجه شمالی و جنوبی را مناطق پر فشار می گویند عدم رطوبت در نتیجه سنگینی گازهای دیگر نسبت به بخار آب است. حاصل این پدیده زیبای هستی شناسی که حکمت های بسیاری در پشت آن پنهان است، ایجاد دو باند هوای سنگین (پر فشار) یا کم رطوبت در عرض های ۳۰ درجه جغرافیایی در نیم کره شمالی و جنوبی است. این است علت عمده کمی بارندگی در قسمت های زیادی از کشور عزیز ما ایران که مناطق صاف و پست آن را به کویر تبدیل نموده است. البته اگر مناطق بلند و کوهستانی باشد به دلایلی موضوع تا حدودی متفاوت می شود.

حال این باند اطراف ۳۰ درجه از سمت غرب به عراق متصل و سپس به قسمت هایی از سوریه و اردن مرتبط میشود و از شمال آفریقا عبور کرده و به اقیانوس اطلس میرسد. هنگامی که به اقیانوس میرسد به دلیل عدم وجود خاک موضوع فرق میکند. از سمت شرق نیز کشورهای افغانستان و قسمت هایی از چین و نپال را درگیر می کند و این خط به اقیانوس متصل میشود. بنابراین اگر شما نقشه های جهانی را نگاه کنید می بینید که این مناطق رنگشان متمایل به زرد خاکی است و در اصل پوشش گیاهی اینها محدود است چون بارندگی محدود است و اکثر کویر های خشک جهان در اطراف این عرض ۳۰ درجه قرار دارند. مثل کویر های ایران، عراق، سوریه، عربستان، صحرای بزرگ افریقا و صحرای چین. در نیمکره جنوبی نیز مناطق کویری استرالیا در محدوده عرض ۳۰ درجه جنوبی قرار دارند.

حال به لحاظ ریزش های آسمانی متوسط کل کشور در درازمدت حدود ۲۵۰ میلی متر  می باشد.  که متوسط خوزستان نیز در همین حدود است که البته قسمت های شمالی آن نظیر دزفول و مسجد سلیمان از ۳۰۰ میلی متر متجاوز می باشد. شاخص های اقلیمی، غالب مناطق کشور ما گرم و خشک یا نیمه خشک ویا سرد و خشک یا نیمه سرد و خشک (منهای مناطق شمالی و قسمت هایی از زاگرس) تعریف میشوند. برای هر منطقه ما دما و ریزش های جوی را به عنوان دو فاکنور مهم اقلیم شناسی به شاخص های تعریف شده بین المللی معرفی و به استناد آن ها نوع اقلیم تعیین می گردد. با این استنادها خوزستان در رده مناطق گرم و خشک قرار می گیرد. بادهای غالبی که خوزستان را تحت پوشش قرار میدهند از شمال غرب به جنوب شرق متناسب با فصل گاها متمایل میشوند بنابراین باد ها غرب به شرقی هستند.

شدت خشکسالی در مناطق گرم و خشک

آیا بین خشکی و خشکسالی تفاوتی هست؟

اکنون با این مقدمه ای که عرض کردم غالب کشور ما در منطقه گرم و خشک قرار می گیرد و این اصطلاح که ما در اقلیم شناسی به منطقه ای خشک می گوییم با “خشکسالی” یک تفاوت عمده دارد و ما باید تفاوت این ها را از هم تمیز دهیم. به صورت طبیعی و بر اساس شاخص های اقلیم شناسی یک منطقه ای مثل خوزستان خشک تعریف میشود اما خشکسالی تعریف دیگری دارد. خشکی طبیعت یک منطقه است ولی خشکسالی طبیعت ذاتی آن نیست بلکه یک پدیده گذرا می باشد. بنابراین یک منطقه مرطوب نظیر رشت نیز ممکن است به صورت گذرا دچار خشکسالی شود.

خشکسالی چند نوع است مثل خشکسالی هواشناسی و یا هیدرولوژیکی. اگر در منطقه ای اعم از مرطوب یا خشک میزان بارندگی در طول یک فصل یا یک سال از متوسط دراز مدت آن فصل یا آن سال کمتر باشد منطقه مذکور در آن فصل یا سال دچار خسکسالی هواشناسی شده است. چنانجه حجم آورد یک رودخانه در یک بازه زمانی معین  (مثل فصل) یا یک سال از متوسط دراز مدت حجم آورد در آن فصل یا سال کمتر باشد آن رود خانه در آن فصل یا سال دچار خشکسالی هیدرولوژیکی شده است. از آنجا که جریان رودخانه به ریزش های جوی و بارندگی بستگی دارد اگر منطقه ای دچار خشکسالی هواشناسی (کاهش باران) شود با یک تاخیر زمانی (مثلا شش ماه بعد) ممکن است دچار خشکسالی هیدرولوژیکی هم بشود. ولی در بعضی موارد اینطور نیست. برای مثال ممکن است دشت خوزستان دچا خشکسالی هواشناسی (کاهش باران) شود ولی در کوه های زاگرس باران و برف باشد، در این صورت رودخانه های دز و کارون دچار خشکسالی هیدرولوژیکی نمی شوند و منابع آب رودخانه ها و سدها در خوزستان تحت تاثیر قرار نمی گیرند. بنابراین بسته به شرایط ممکن است منطقه یا حوضه ای تحت اثر یکی یا هردو و یا حتی بیشتر از این ها قرار گیرد اما نکته اصلی این است که خشکسالی از هرنوع که باشد موقتی است و گذرا است بر خلاف خشکی که دائمی و بیانگر طبیعت خشک یک منطقه است.

ایران مبتلا به خشکسالی جوی و خشکسالی هیدورلوژیکی است

وضعیت جوی کشور را چگونه ارزیابی می کنید؟

وضعیت آب و هوای کشور حدود ۱۲ سال (به جز یکی دو سال ) است که بصورت متوالی دچار خشکسالی هواشناسی شده است. به این معنی که ریزش های جوی مقدار سالانه شان از متوسط درازمدت کمتر است و این به صورت طبیعی و در شرایط عادی اتفاق می افتد ولی این دفعه خیلی طولانی شده است. این اتفاق در سال های گذشته گاهی دو سال، سه سال متوالی اتفاق می افتاد و سپس شرایط عادی و نرمال می شد و گاهی هم ترسالی می شد که ریزش ها از متوسط سالنه بیشتر بود.

اولین هشدار برای انتقال آب در ۱۰ سال قبل

بپردازیم به موضوع انتقال آب در این خصوص توضیحاتی بفرمایید.

چند سال پیش وقتی طرح انتقال آب از یکی از سرشاخه های کارون به یکی از شهرهای استان کرمان مطرح شد، یکی از روزنامه های کشور آمد و با من مصاحبه ای انجام داد که این اولین هشدار جدی در رابطه با خطر انتقال آب از سرشاخه های دز و کارون به صورت نیمه کلاسیک بود که مطرح و در سطح کشور پخش گردید و موضوع را تا حدودی باز کرد. به هرحال از طرف یکی انسان متوجه به مسئله یک صحبت و یک نظریه ای مطرح شد و بعد از آن بود که بعضی از مدیران و نماینده های استان خوزستان و دیگران به آن توجه بیشتری کردند.

خشکسالی مصنوعی نتیجه ی انتقال آب از سر شاخه ها

اگر انسان دست به انتقال آب از یک حوزه به حوزه ایی دیگر بزند، آن وقت برای حوزه مبداء خشکسالی مصنوعی را رقم خواهد زد.

در آن مصاحبه فرق خشکی و خشکسالی را باز و نظریه خشکسالی مصنوعی را مطرح کردم. آنجا گفتم که “اگر انسان اقدام به انتقال آب از یک حوضه آبریز به حوضه دیگر نماید، حوضه مبداء ممکن است دچار خشکسالی مصنوعی گردد”. یعنی آن بلایی که ممکن است طبیعت به صورت خزنده  و آرام در عین حال موقت یک منطقه را دچار کند، این بار بشر به شکل همیشگی دچار می سازد. این نظریه به استناد قرائنی است چون در طبیعت ما این را می بینیم و متوجه میشویم. خشکسالی هواشناسی و هیدرولوژیکی با این اقدام انتقال مصنوعی توسط بشر هیچ فرقی ندارد، چه در طبیعت باران نبارد و رودخانه را جاری نسازد و چه از منطقه ای رودخانه ای را قطع و منحرف بکنی، این پایین دست این رودخانه دچار خشکسالی هیدرولوژیکی از نوع مصنوعی می شود که اگر منطقه جزو مناطق خشک باشد و یا دچار خشکسالی هواشناسی و غیره هم گردیده باشد آنوقت نتایج فلاکت باری ایجاد خواهد نمود.

غالب کشور ما در مناطق خشک است و منطقه خشک تعریفی دارد که محیط زیست متناسب با آن ویژگی ها تعریف شده، حال اگر شما دست به گوشه ایی  ببرید و ساختار زیست محیطی آن نقطه که پایه اصلی اش نیز آب است را دست کاری بکنید شما در حال فلج کردن آن بخش از طبیعت هستید.

آن زمان که این موضوع را مطرح کردم بسیاری از مدیران و مسئولین خیلی متوجه امر نبودند ولی به مرور زمان و با شدت گرفتن طرح های انتقال آب و نیازهای استان های مقصد که در طرح های توسعه استان هایشان دیده و مطرح شده بود وزارت نیرو در دولت های مختلف اقدام به توسعه برداشت آب از سرشاخه ها کردند.غالب کشور ما در مناطق خشک است و منطقه خشک تعریفی دارد که محیط زیست آن متناسب با ویژگیش شکل گرفته و تعریف شده است.  حال اگر شما دست به تخریب گوشه ای از آن بزنید یا ساختار زیست محیطیش که پایه اصلی اش نیز آب است را دست کاری بکنید، شما در حال فلج کردن آن بخش از طبیعت هستید.

وضعیت کنونی خوزستان ریشه در ۱۲ سال قبل دارد

ظرفیت انتقال از رودخانه دارای حدی است اگر یک انسان انگشتش قطع شود یک نقصی دارد ولی می تواند ادامه حیات بدهد. اگر این قطع انگشت به مچ تبدیل شود مشکل دیگری برایش پیش می آورد. اگر دو دستش قطع شود یک بلای دیگر است، ولی اینها همه شاید قابل تحمل باشد، اما اگر یک چاقو وارد سینه ی یک انسان شود ممکن است درجا بمیرد. رودخانه ها و محیط زیست نیز اینگونه است. وقتی آرام آرام از آن برداشت می کنید مثلا در خشکسالی طبیعی که یک حرکت خزنده است چون بازگشت پذیر است به شرایط طبیعی بر می گردد در نتیجه به حد حاد نمیرسد. اما اگر این خشکسالی مصنوعی که بخش قابل توجهی از نهر ها و رودخانه ها را می خواهد منحرف بکند ادامه پیدا بکند تبدیل به یک خشکسالی مصنوعی دائمی میشود بطوریکه شرایط خشک آن را (اگر منطقه خشک باشد) تحت تاثیر قرار داده و تشدید می کند و شرایط زیستی را هم برای انسان ها و هم برای طبیعت و محیط زیست دشوار و غیر قابل تحمل می سازد وآن وقت است که ناله و سرصدای آن رودخانه یا حوضه آبریز یا آن محیط زیست بلند میشود. آهی که الان از خوزستان بلند میشود نتیجه یک خشکسالی طبیعی ممتد که گزش یک خشکسالی مصنوعی رو به افزایش را می چشد و این ناله بعد از  ۱۰ – ۱۲ سال بلند شده است. قطع برق و آب، مشکلات و ناراحتی های تنفسی، افزایش آفات وبیماری ها ی گیاهی و کاهش سطح زیر کشت و محصولات کشاورزی، مهاجرت نیروها ی موثر از منطقه  اینها بخش هایی از نتیجه ی آن خشکسالی طبیعی و این خشکسالی مصنوعی است. البته توجه داشته باشید که ما نمی خواهیم یک دفعه بگوییم همه ی عوامل متوجه انتقال آب است، نه، بلکه به صورت طبیعی نیز رخ داده است.

قبلا انتقال آب در حد محدود صورت گرفته بود (نظیر قطع یک مچ دست از یک انسان) مثل تونل کوهرنگ یک. بعد کوهرنگ دو و سه شد که مجموع اینها حدود یک میلیارد مترمکعب در سال است. سپس سراغ بهشت آباد رفتند که این به تنهایی اطراف یک میلیارد بوده است. جمع این چهار طرح انتقال معادل حدود دو میلیارد است و این تقریبا معادل یک سوم دبی رودخانه دز می باشد. این ها فقط حدود یک سوم برنامه های انتقال آب از سرشاخه های کارون و دز می باشد.

مضرات انتقال آب در بخش های مختلف

چه انگیزه هایی باعث انتقال آب و چه آثار مضری را به همراه دارد؟

انتقال آب اگر چه دارای فوایدی برای منطقه مقصد می باشد اما آثار مخرب متعددی از جمله اقتصادی، اجتماعی، کشاورزی، زیست محیطی و غیره برای منطقه مبدا دارد. اگر درآمد نفت استان خوزستان در دیگر مناطق کشور صرف شود ممکن است گفته شود ایراد ندارد و هیچ خوزستانی باغیرت و مسلمانی نمی گوید اینکار را نکنید. ولی اگر صرف طرح هایی شود که حیات مردم این استان را تحت تاثیر قرار می دهد، همانند صرف این درآمد در انتقال آبی که ضامن کشاورزی و تثبیت تل ماسه های روان و ریزگردهای این منطقه است، آن وقت موجب ایجاد حساسیت ها میشود.

در بحث انتقال آب باید توجه کنید که فقط استان اصفهان نیست که از این انتقال آب بهره مند میشود، استان های اصفهان، یزد ، کرمان و قم از سرشاخه های دز و کارون در حال بهره برداری هستند. ممکن است این سئوال مطرح شود که نیاز انسان ها در این مناطق و مناطق بعد از این ها چگونه است. وقتی این حرکت صورت گرفته است این انتظار را برای استان های دیگر که ظاهرا دچار کمبود آب هستند تولید می کند که چرا انتقال آب برای آن ها نباشد. مثل استان های سمنان و خراسان ها و غیره، کما اینکه بعضی مطرح هم کرده اند. وقتی چیزی به عده ای خاص داده شد چرا به دیگران نه. بنابراین حداقل چهار استان به صورت قطعی از سرشاخه های کارون بزرگ که دز و کارون میشود بحث انتقال آبشان مطرح و عملی هم شده است.  بنابراین یکی از اولین مضرات انتقال تولید انتظار برای دیگران است و احساس تبعیضی که از این بابت ایجاد می شود.

ما اگر بخواهیم موضوع مشکلات زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی و ابعاد دیگر را بررسی کنیم بحث طولانی میشود اما من دو سه تا از آنها  را اشاره خواهم کرد. وقتی با سد سازی و یا احداث تونل نهری قطع و منحرف می شود این نهر حتی در منطقه ای که جاری است دچار فلاکت زیست محیطی میشود. طبق شاخص های زیست محیطی که متناسب با ابعاد مختلف اطراف آن رودخانه  تعریف میشوند باید حدود یک سوم جریان برای ادامه حیات آن رودخانه باقی بماند. بنابراین با این انقطاع، نهر در بالادست و پایین دست  متناسب با مقدار جریان دچار گرفتاری های زیست محیطی نظیر از بین رفتن آبزیان، پوشش گیاهی، جانوران اطراف و سر درگمی کانون های جمعیتی انسانی که در آنجا شکل گرفته اند و دیگر مشکلات انسانی و زیست محیطی می شود.

آمار غلط؛ بهانه ی خوبی برای طرح انتقال آب سرچشمه های کارون

نکته قابل ذکر این که آوردهای سالانه کل کشور از آسمان حدود ۴۰۰ میلیارد متر مکعب است که به صورت باران می آید. یک تعریفی کرده اند که چیزی در حدود ۱۲۰ میلیارد از این آب به عنوان آب تجدید شونده مطرح است. یعنی آبی که اگر ما مصرفش کنیم دوباره بر میگردد و قابل استحصال می باشد. ریزش های جوی در خشکی ها نسبت به تلفاتشان از طریق تبخیر و غیره یک تفاوت مثبت  به سود خشکی ها ایجاد میکنند. این تفاوت است که روی خشکی ها می آید و به عنوان آب تجدید شونده مطرح می شود. در کشور ما حدود ۱۲۰ میلیارد متر مکعب است که از آن ۴۰۰ میلیارد متر مکعب ریزش های جوی قابل برداشت و ذخیره در مخازن زیر زمینی و سدها و غیره می باشد و بقیه آن اصطلاح تلفات است.

آورد متوسط دراز مدت ۶۰ ساله رودخانه کارون بزرگ (شامل دز و کارون) حدود ۱۸/۹ میلیارد مترمکعب است. در حالی که متوسط آورد این رودخانه در دو دهه اخیر ۱۴/۸ میلیارد مترمکعب را به  ما نشان می دهد. این تفاوت اعداد مربوط به وجود سیلاب های مخرب و غیر قابل کنترل در سال های گذشته مثل سیلاب سال ۱۳۵۴ و ۱۳۵۷ است که در اصطلاح علمی جزو نقاط پرت محسوب می شوند و باید از نمونه آماری حذف شوند، زیرا با وضع موجود خیلی قابل کنترل نیستند. هنگام وقوع این سیلاب ها چنانچه مخزن سدها پر باشد باید تخلیه شوند تا جایگزینی صورت گیرد و چنانچه خالی باشند نمی توان بصورت کامل و دفعی آبگیری نمود چون پایداری سدها صدمه می بینند و باید به آرامی تخلیه و آبگیری صورت گیرد. بنابراین سدها معمولا دارای محدودیت هستند و نمی توانند همه سیلاب ها را کنترل و ذخیره نمایند اگرچه دیگر شاهد سیلاب های گذشته نیستیم. نکته دیگری که باید به آن توجه کرد، اگرچه سیلاب ها آثار تخریبی دارند ولی بدلیل حجم بالای بارندگی و روان آب های ناشی از آن ها آلودگی ها و املاح ایجاد شده از سال های قبل را که به دلیل کشاورزی و غیره بر روی زمین و اطراف رودخانه ها باقی مانده، شستشو داده و به دریا منتقل می نمایند و یا اینکه به باتلاق ها منتهی شده و ادامه محیط زیست تالاب ها را فراهم می آورند. بنابر این از دید زیبا شناسی همه سیلاب ها مضر نیستند و در مواردی ما باید رفتار خودمان را با آن ها تنظیم کنیم نه رفتار آن ها را با خودمان. یکی از توجیهات بدخیم در انتقال آب از سرشاخه ها به مناطق مرکزی دیدن رفتن بخشی از این سیلاب ها به دریا بوده است.

از طرف دیگر آثار پدیده تغییر اقلیم و خشک سالی ها در دو دهه اخیر بخوبی خود را بر کاهش منابع آب کارون و دز نشان داده است. بنابراین اینجا هم یک برداشت اشتباه شده است و عدد اول ۱۸/۹ بعضی مدیران ارشد کشور و نماینده های مناطق مختلف که دنبال انتقال این آب هستند را به اشتباه انداخته است و این یکی دیگر از منشاء های توجیه انتقال آب بوده است. در حالیکه همین مقدار کفاف نیاز های آبی اعم از کشاورزی و زیست محیطی را نمی دهد، متوسط آورد ۲۰ ساله کارون بزرگ شامل دز و کارون در حال حاضر از ۱۵ میلیارد متر مکعب در سال کمتر می باشد.

دولت های مختلف برای انتقال ۶ میلیارد مترمکعب طرح مطلب کرده اند. در حال حاضر برای حدود ۳/۲ میلیارد متر مکعب در سال برنامه ریزی شده است که عمده آن به حوضه زاینده رود وارد خواهد شد. جدول زیر مبدا، مقصد و مقدار انتقال این طرح ها را نشان داده است.

مشخصات کلی طرح های انتقال آب بین حوضه ای

نام طرح حوضه مبدا حوضه مقصد وضعیت  (ملیون متر مکعب)
دز به قمرود دز قمرود اجرا ۱۸۱
تونل چشمه لنگان چشمه لنگان زاینده رود بهره برداری ۱۲۰
تونل خدنگستان خدنگستان چشمه لنگان اجرا ۸۴
سد و تونل گوکان گوکان زاینده رود مطالعه ۲۰۰
سد کمال صالح رودخانه تیره اراک اجرا ۶۵
تونل کوهرنگ۱ کوهرنگ زاینده رود بهره برداری ۳۲۳
تونل کوهرنگ۲ کوهرنگ زاینده رود بهره برداری ۳۲۶
تونل کوهرنگ۳ کوهرنگ زاینده رود اجرا ۲۵۰
طرح  بهشت آباد کوهرنگ بهشت آباد مطالعه ۱۱۰۰
طرح سولگان کارون رفسنجان مطالعه ۲۳۲
سد شهید خرسان آباده-نجف آباد مطالعه ۶۰
سد بیده خرسان آباده-نجف آباد مطالعه ۲۳۰
مجموع ۳۱۷۱

حداقل یک سوم آورد یعنی حدود ۵ میلیارد متر مکعب فقط باید صرف نیازهای زیست محیطی بشود. یعنی این آب نه تنها مورد نیاز آبزیان، پوشش گیاهی، تالاب ها و مرطوب نگه داشتن کانون های تولید ریز گرد می باشد بلکه به عنوان بخشی (نه کل) از ابزارسیالی است که وظیفه انتقال املاح منتقل شده از زمین های کشاورزی و دیگر آلاینده ها به دریا را به عهده دارد و باید تا آخر در رودخانه جاری باشد.  بنابر این بدون احتساب انتقال آب از سرشاخه ها و بدون در نظر گرفتن سیلاب های غیر قابل کنترل، از کل متوسط آورد های سالانه یعنی ۱۵ ملیارد، فقط کمتر از ۱۰ ملیارد باقی می ماند. آب مورد نیاز شرب، صنعت، کشاورزی و کنترل شوری برای افق ۱۴۱۰ اعلام شده توسط سازمان آب و برق خوزستان در حدود ۲۰ ملیارد متر مکعب بر آورد شده است. یعنی نیازها  ۲ برابر باقی مانده بدون احتساب طرح های انتقال است. چنانچه حدود ۳ ملیارد منتقل شود فقط حدود ۶ – ۷ ملیارد باقی می ماند. به فرض محدود کردن طرح های انتقال در حد ۳/۲ ملیارد متر مکعب در سال، تامین این آب مطمئنا دست اندازی به بخش زیست محیطی و کنترل شوری و آلاینده هاست. زیرا برداشت از بخش های دیگر خوزستان را با بحران های اجتماعی نظیر بیکاری و معطل کردن زمین های کشاورزی و کاهش تولید مواجه می کند کما اینکه این آثار شروع شده است.

چنانچه سهم زیست محیطی و کنترل شوری منتقل شود چه ایرادی دارد؟

به طور کلی آب های جاری بخشی از املاح سطح زمین را در خود حل و با خود منتقل می کنند. حتی بهترین آب های شیرین دارای این ویژگی هستند. خاصیت آب اینست. یکی از طرح های انتقال، طرح بهشت آباد است. ظرفیت این طرح ۱/۱ ملیارذ متر مکعب در سال برآورد شده است. در اصل قرار است آب باقی مانده کوهرنگ بعد از تونل های شماره ۱، ۲ و۳ که حدود ۹۰۰ ملیون متر مکعب در سال هستند که در بهشت آباد به رودخانه بهشت آباد متصل می شود از طریق یک سد و تونل دیگری تماما و نظیر سه تونل قبلی به پشت سد زاینده رود منتقل شوند. البته اخیرا مطرح شده که انتقال از بهشت آباد قرار است به ۵۸۰ ملیون متر مکعب در سال تقلیل یابد. املاح موجود در این آب ها در حدود ۳۵۰ میلی گرم در لیتر می باشد. حتی اگر از ۳/۲ ملیارد مترمکعب در سال طرح های فعلی انتقال حد اقل ۲ ملیارد آن به حوضه زاینده رود منتقل شود، سالی هفتصد هزار تن نمک به داخل حوضه زاینده رود منتقل خواهد شد. حوضه زاینده رود بر خلاف حوضه کارون که به دریا راه دارد، یک حوضه بسته است و خروجی آن به باتلاق گاو خونی منتهی می شود. اگر آب انتقالی به زاینده رود با عنوان مصرف شرب و انسانی مطرح شود، به طور قطع این آب جایگزین آب مصرفی قبلی شده و آب مصرفی قبلی به بخش کشاورزی و صنعت منتقل می شود. برخی اطلاعات حکایت از آن دارد که ایجاد تونل های کوهرنگ ۱، ۲ و۳ منجر به توسعه ۷۰ هزار هکتاری زمین های کشاورزی در حوضه زاینده رود شده است. این یعنی حداقل ۲ ملیارد متر مکعب آب با زمین های کشاورزی فعلی و یا توسعه یافته در تماس خواهد بود. این یعنی علاوه بر انتقال نمک های موجود در آب، تحلیل املاح دیگر زمین و انتقال آن ها به قسمت های پایین تر. نتجه مصرف آب، مخصوصا در بخش کشاورزی که بیش از ۹۰ در صد آن را می طلبد، نبخیر و تعرق آن و باقی گذاشتن املاح و دیگر آلاینده ها نظیر پس ماند کود ها و سموم کشاورزی است. بنابراین انتقال آب از یک حوضه باز به یک حوضه بسته در دراز مدت باعث  تجمع املاح و آلاینده ها در حوضه مقصد می شود. و این نکته ای است که هیچ کس به آن توجه نکرده است و اینجانب آن را به عنوان دومین نظریه در زمینه عوارض انتقال آب بین حوضه ای مطرح می کنم. اولین نظریه خشکسالی مصنوعی بود. این دومی انتقال نمک و توسعه آن و دیگر آلاینده ها هم به منطقه مقصد و هم در منطقه مبدا می باشد.

اما راجع به حوضه مبدا یعنی کارون، حجم بسیار عظیمی از املاح توسط رودخانه های دز و کارون به دشت خوزستان وارد و سپس با املاح شسته شده از زمین های کشاورزی جمع ونهایتا از طریق زه کش اصلی حوضه یعنی رودخانه کارون به دریا منتقل می گردد. درحال حاضر مقدار متوسط سالانه این انتقال نمک با توجه به نرخ متوسط لحظه ای سالانه جریان و شوری بالای آن در حدود ۲۰ ملیون تن در سال برآورد می شود. این حجم عظیم نمک نیاز به سیالی دارد تا آن را به دریا منتقل نماید. آن سیال آب است و چون حوضه کارون یک حوضه باز و به دریا ارتباط دارد املاح تجمع یافته در زمین های کشاورزی به شرط عدم حذف سهم آب آن ها از سرشاخه ها، قابل شستشو و ناگزیر از طریق رودخانه کارون به دریا منتقل می شوند. نتیجه این که طرح های انتقال علی الخصوص طرح بزرگ بهشت آباد یکی از قاتلان اصلی کوهرنگ، بهشت آباد، حوضه زاینده رود، دشت خوزستان و محیط زیست کارون می باشد و تعطیلی آن تا حدودی باعث تعدیل بیلان آب و نمک و ترمیم آلام زیست محیطی دو حوضه زاینده رود و کارون می شود. در غیر این صورت گزش ناشی از خشکسالی ها و آثار طرح های دیگر انتقال آب بحران های بیکاری، کشاورزی، بهداشتی و سلامت عمومی و زیست محیطی را در پی خواهد داشت.

بخش دوم این گفتگو به زودی منتشر خواهد شد…

نظر بینندگان
  1. هادی says:

    احسنتم. گفتگوی علمی در این موضوع ضرورتی بود که خیلی زودتر باید انجام می گرفت
    خداقوت

ارسال نظر

     


-->