۱۶ام، اردیبهشت ۱۳۹۶
پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب
اخبار دزفول، خوزستان، جهان
Dezmehrab.ir
زمان انتشار: ۱۶ ام اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۷:۱۲ ب.ظ | کد خبر: 51904  

به گزارش دزمهراب توجه به ترویج و توسعه طرح های اقتصاد مقاومتی علاوه بر اینکه به تقویت روحیه خودکفایی کمک می کند از سویی حلال مشکلات اقتصادی کشور و راهکار برون رفت از رکود تورمی است.

در این راستا خبرنگار دزمهراب با یکی از کارآفرینان دزفول که در حوزه پرورش بلدرچین که از جمله حوزه های کاری است که می تواند به خوداشتغالی و اقتصاد مقاومتی کمک ویژه داشته باشد گفتگویی انجام داده است که مشروح آن در ادامه آمده است.

با عرض سلام لطفاً ابتدا خودتان را معرفی نمایید

بسم الله الرحمن الرحیم احمد صفارپور متولد ۲۷ دی ماه سال ۱۳۶۶ هستم که البته در شناسنامه به دلیل یکسال حضور زودتر در مدرسه، شهریور برایمان درج شده است، به دلیل شغل پدریمان در بخش هفت تپه که امروزه به شهر تبدیل شده است به دنیا آمدم ضمن اینکه پس از حدود چهار سال با انتقال شغل پدری به شهر اجدادیمان دزفول بازگشتیم. دوران مدرسه را با رشته تجربی پشت سرگذاشتم و برای انتخاب رشته دانشگاهی نیز لیسانس خود را در رشته ی شیمی کاربردی ادامه دادم. همچنین از سال ۸۶ در سن ۱۹ سالگی ازدواج خود را انجام دادیم و خیلی دوست داشتیم زوج بودن را در کنار فردیت تجریه کنیم. در سال ۹۰ نیز درس ما به پایان رسید و ابتدای سال ۹۲ نیز دوران خدمت سربازی را به اتمام رساندیم.

نکته قابل گفتار این است که رشته دانشگاهی ما که شیمی بود یک رشته فراگیر و تخصصی است که در اکثر موضوع ها بازده بالایی دارد به این معنا که در استان خودمان موضوع پتروشیمی، شرکت نفت وشرکت های خصوصی کوچک و بزرگ در حال فعالیت هستند و این رشته دامنه کاریی بالایی برای پیوستن به آنها دارد ولی اینجاست که اقتصاد مقاومتی معنی خود را پیدا می کند.

 موضوع گفتگو ما اقتصاد مقاومتی است مقدمه ایی برای شروع گفتگو اگر دارید بفرمایید.

مشکلات و معضلات اقتصادی ابتدای سال ۹۰ و ۹۱ با آغاز تحریم های فلج کننده تمام کشورهای دنیا شروع شد و چون اقتصاد ما یک اقتصاد غیر مقاوم و با ثبات نبود تکانه های این مورد را در همان شروع در زندگی و بر روی سفره های مردم مشاهده کردیم. اگر شما سال به سال صحبت های حضرت آقا که سیاست های کلی نظام را تعیین و برای دولتمردان و هیئت حاکمه، ابلاغ می کند دنبال کنید از ۱۶ سال پیش یعنی از سال ۸۰ شروع صحبت ها با اولویت اقتصاد است و یک گزینه از شعارهای سال مربوط به اقتصاد بود ولی از سال ۸۹ به بعد دقیقاً صحبت های حضرت آقا بر روی موضوع اقتصاد دارای ضریب بالا و ویژه ای بوده است.

ما هم چون بزرگ شده مساجد و محافل مذهبی بودیم اگر می خواستیم ولایت پذیری خود را نشان بدهیم بایستی بر روی موضوع اقتصاد که دغدغه ایشان و نظام است ویژه فکر میکردیم، از بحث اقتصاد مقاومتی اقتصاد مردمی را پیش کشیده است و ما باید گذاره های خودمان را با این نگاه تطبیق میدادیم برای همین موضوع اقتصاد را ویژه فکر کرده و بر روی آن به شدت ریز شدیم، توان خودمان و معضلات بازار را در نظر و طبق آن انتخاب کردیم که فعلا موضوع تحصیل خودمان و کارهای دولتی و پیمانکاری را کنار بگذاریم و وارد کارهای بسیار خرد اقتصادی شویم.

اقتصاد مقاومتی را مختصراً برای ما توضیح دهید و بفرمایید هدف از آن چیست؟

اقتصاد مقاومتی مترادف اقتصاد مردمی است یعنی دیده شدن و ورود مردم در کل این اقتصاد؛ در این اقتصاد دولت با تمام توان برای حل مشکلات و معضلات اقتصادی مردم یعنی الویت دادن مردم و وارد شدنشان به عرصه های اقتصادیبرنامه ریزی کند و این اصلی ترین عامل مردمی کردن اقتصاد است.

به نظر شما آیا مردم حاضرند همانند دوران جنگ فعالانه در میدان حضور یابند؟

من این را با یک مثال توضیح میدهم مردم در قطب های مختلف سیاسی اقتصادی فرهنگی اجتماعی حضور خود را اثبات کرده اند؛ مردم در زمان هایی که نظام نیاز به حضور داشته همانند انتخابات راهپیمایی های ۲۲ بهمن ها و روز قدس در سرما و گرما در زیر خاک و باران همیشه در صحنه بودند. اگر معیار مردم دولت را در نظر بگیریم از طرف مردم ما کارهایی نبوده که به آنها سپرده شده باشد و انجام ندهند و این را اعتقاد راسخ دارم که مردم همیشه بوده اند.

به نظر شما چگونه میشود باور اقتصاد مقاومتی را در مردم به وجود آورد و نهادینه اش کرد؟

این باور اقتصاد مقاومتی اگر از طرف دولت مردان ما چه دولت مردان جزء که در هر شهرستان شامل فرماندار بخشدار شهردار شورای شهر و روستا تا نگاه کلان تر شامل استاندار وزیران و ریاست جمهور است، اگر نگاهشان کمک کردن و حل مشکلات مردم در حل حوزه اقتصاد باشد و در این حوزه مردم ببینند خودشان و مسئولینشان حضور دارند خواهید دید که مردم با رغبت هر چه تمام تر در این قضیه وارد میشودند و هیچ چیز کم نمی گذارند. البته حوزه اقتصاد نه به این معنا که به مردم ماهی دهند بلکه ماهیگیری را یاد داده و این ابزار ماهیگیری را به تک تک مردم ما واگذار کنند.

ارتباط بین کارآفرینی و اقتصاد مقاومتی چگونه است؟

برای ایجاد هر فرصت شغلی و انجام کارهای اقتصادی یکسری ابزار و لوازم نیاز است و این ابزار حتی نیروی کار هم میباشد یعنی ابزار تنها مواد تولیدی اولیه برای تولید یک محصول نیست بلکه نیروی کار الویت اصلی را دارد و کار آفرینی ایجاد یک شغل و استفاده درست از افراد در جای مناسب خودشان است.

در دزفول چه فرصت های کارآفرینی وجود دارد؟

دزفول جمیع نیازهای یک کار را داراست، در بسیاری از حوزه ها اگر به استان ها و شهرها دیگر نگاه کنیم ممکن است تنها هرکدام یک جزء از اقتصاد را داشته باشد و باقی اجزاء را باید تهیه و به آن شهر و استان داد، این اعتقاد رسمی و تجربه نزدیک پنج ساله خودم در موضوع اقتصادی است که دزفول جمیع نیاز های یک کار تولیدی را بالقوه وبالفعل در خودش قرار داده است. برای مثال اهواز که کمتر از دوساعت فاصله مکانی و زمانی با دزفول دارد دارای آب سالم مورد نیاز ثابت، خاک حاصل خیز، محصولات بالقوه و بالفعل شده کشاورزی و دیگر موارد نیست ولی اینها در دزفول وجود دارد و این ویژگی در سایر شهرها و استان ها هم وجود ندارد.

در فعالیت های جزء اقتصادی که فعالیت من در این حوزه است، باید گفت که در دزفول محصولات و مواد اولیه آن به وفور پیدا میشود و اینها تنها به یک مدیریت قوی نیاز دارند که این مدیریت اعلام کند ما در کنار شما هستیم به این معنا که با مدیریت کلان ازسوی مسئولان، مردم مدیریت جزء را انجام میدهند. تک تک محصولات ویژه دزفول از کلوچه محلی تا دیگر محصولاتی که با عنوان محلی دزفول نامگذاری میشوند موقعیت های بشدت قوی فعالیت های اقتصاد مقاومتی ما در این شهر هستند که ما داریم از کنارشان به سادگی عبور میکنیم؛ تمام این محصولات امکان صنعتی شدن را و ایجاد اشتغال دارند.

در اصفهان گز که محصولی کاملا سنتی این شهر از دیرباز بوده است در دهه های اخیر به صنعتی تبدیل و اکنون محصولی شناخته شده نه در ایران بلکه در جهان است و کسی که به اصفهان میرود بدون خرید این محصول بازنمیگردد و از این دست محصولات در دزفول به وفور پیدا میشود. در ایام نوروز بهترین زمان آب وهوایی دزفول است و طبق آمار حدود ۲ میلیون نفر چند ساعت یا چند روز در دزفول بوده اند به نظر شما این جمعیت چه مقدار از محصولات سنتی و صنعتی ما را با خود به استان ها و شهرهای خودشان برده اند؟ و این کد بسیار کوچکی است که به شما دادم.

سهم دولت و سهم مردم در تحقق این صحبتتان چقدر است؟

سهم دولت این است که ابتدا تمام محصولاتی که ظرفیت تبدیل به پروژه های صنعتی دارند را برای مردم شرح دهد یعنی هرکدام از این محصولات برای تبدیل شدن به کارهای صنعتی به چه تعداد نیروی کار سرمایه و مکان برای صنعتی شدن نیاز دارد؛ وزارت صنعت معدن و تجارت باید این تعداد را به لحاظ تئوری و مهندسی قوی آماده و اعلام عمومی کند. باید جوان ما ببیند که کمک و استارت شروع از طرف دولت زده شده است سپس بسته به سلیقه توان نیرو و سرمایه ی خود گروه های تعاونی تشکیل دهد. همچنین دیگر اقدام دولت باید این باشد که وام هایی را در اختیار جوانان برای شروع کار قرار دهد. اما نکته مهمی که در چرخه ایی که گفتم بسیار مهم است نظارت است یعنی بعد از این که طرح ها تحویل جوانهای ما شد باید نظارت توسط دولت انجام شود.

درباره فعالیت خودتان در عمل به اقتصاد مقاومتی نیز مختصراً توضییح دهید

از سال ۸۶ پس ازدواج طبیعتا نیاز مالی داشتیم و از همان موقع با انجام فعالیت های بسیار کوچک اقتصادی درآمد زایی و به اصطلاح روی پای خودمان ماندن را انجام دادیم. در سال۹۲ با پایان دوره خدمت می توانستیم همانند بسیاری از عزیزان به شرکت ها ادارات و مسولین برای کار مراجعه کنیم ولی طبق همان دغدغه ای که داشتیم و کشور درگیر مشکلات اقتصادی بود، به فکر و ایده های اقتصادی روی آوردیم و از بین کارها و ایده ها طبق علایق و توان خود پرورش بلدرچین را انتخاب کردیم، اتفاقاً این محصول در آن زمان بسیار جای کار داشت چرا که هنوز در سبد خانواده های مردم قرار نگرفته بود؛ و این آغاز فعالیت خودمان را بسیار سنتی و با مقدار پایین شروع کردیم و خدارا شکر قدم به قدم وارد کارهای کلان این قضیه شدیم تا الان که توانستیم به مقدارهای بالاتری دست پیدا بکنیم.

انجام چنین فعالیت هایی به مقداری ریسک هم نیاز دارد در این خصوص برایمان بگویید و چگونه این قدرت ریسک پذیری در شما به وجود آمد.

اول اینکه کسی که فعالیت اقتصادی انجام میدهد آدم ذاتاً ریسک پذیری چه مقدار کم یا زیاد است. من به نظر خودم هر آدمی و هر جوانی در وجود خودش مقداری ریسک پذیری را دارد یعنی در کنار حس خشم خوشحالی و ناراحتی، خداوند حس ریسک پذیری را هم در وجود همه آدم ها قرار داده پس بنابراین اینکه بگوییم من آدم ریسک پذیری نیستم یا در مقابل خیلی ریسک پذیرم نیز به نظرم صحبت صحیحی نیست  پس آدم باید درصدی از ریسک پذیری عاقلانه با منطق و با آینده نگری داشته باشد. ما وقتی فعالیت بلدرچین را انتخاب کردیم توان خیلی پایینی بدلیل جوان تازه از خدمت آمده و نیاز به استقلال مالی داشتن و نیز ناپایدار بودن اوضاع اقتصادی کلان کشور داشتیم برای همین آن قدرت ریسک پذیری را توام با عقلانی انجام دادن امور انجام دادیم.

چقدر هزینه انجام دادید تا این فعالیت را آغاز کنید و برای فروش محصولاتان چه اقداماتی صورت دادید؟

با یک سرمایه گذاری بسیار کم و اگر بخواهم اعلام کنم زیر پنج یا شش میلیون تومان آغاز و با همان مقدار کم کار خودمان را پیش بردیم. ابتدا بسیار سنتی شروع کردیم یعنی مثالا اگر نیاز به گرمایشی داشتیم بخاری های سنتی خودمان را وسط آوردیم و داشته های خودمان به سرمایه های خودمان تبدیل شدند و کار خودمان را در برابر تکانه های بازار مقاوم کردیم ولی اکنون تک تک اجزاء کارگاه به صنعتی تبدیل شده است؛ ما برای شروع از وسایل و توان یدی خودمان استفاده کردیم تا هزینه ها را پایین آوردیم و البته محصول قابل رقابت را نیز تولید کردیم.

برای ورود به بازار فروش هم از آنجا که این محصول در سبد خانواده ها قرار نداشت نیازمند زحمت زیاد برای تغییر ذائقه مردم بود تا با این محصول ارتباط برقرار کنند؛ تا کنون مرغ در سبد خانواده ها قرار داشت و بلدرچین اصلا در سبد غذایی جایی نداشت لذا ذائقه مردم به راحتی عوض نمیشود و نیاز به تلاش است. برای این امر ما نوآوری هایی را انجام دادیم و اکنون افرادی با این نوآوری های ما با مقدار زیاد با محصول ما ارتباط برقرار کردند؛ از جمله نوآوری ها می توان به هدیه دادن یک یا دو بلدرچین برای تغییر ذائقه های آشنایان اشاره کرد که دفعات بعد نه تنها نیاز به این امر نبود بلکه درخواست از طرف مردم و اطرافیان برای ما میآمد، یعنی قدم به قدم و پله به پله جهشی بودن این محصول را دیدم و اکنون کشتارگاه های دزفول مجاب به راه اندازی چرخه ذبح شرعی و خط کشتار مجزا در کشتارگاه های خود شدند چرا که این محصول ما در بین سبد خانواده ها قرار گرفته است.

در صحبت هایتان به مدیریت خودتان هم اشاره داشتید نوع مدیریت شما در پیشرفت کارتان چقدر تاثیر گذار بوده است؟

این را من بدون هیچ گونه اغراقی می گوییم که بحث مدیریتی الویت اصلی شروع هر کسب و کار از خانگی تا صنعتی و نیمه صنعتی است و بالاترین ضریب را به خودشان اختصاص میدهد، یعنی اگر ایجاد هر کارگاه صنعتی را به ۵ الویت تقسیم کنیم بالاترین ضریب را به مدیریت و توان شخص تشخیص می دهیم و پایین ترین آن امورمالی است، چون مدیریت درست  وکارآمد و صداقت در فرد می تواند تولید پول و سرمایه چه کلان و چه خردش را ایجاد کند. مدیریت رکن اساسی هر کاری است و ما هم در توان خودمان توانستیم مدیریت موفقی ایجاد کنیم.

نوع موفقیتان را چگونه ارزیابی می کنید

اگر از صفر تا ۱۰ بخواهم به خودم نمره دهم نمره ۵ و ۶ را میدهم یعنی یک قبولی مشرط، چون واقعا جوان ایرانی و دزفولی آنقدر توانش زیاد است که می تواند از تک تک وقتش به بهترین صورت استفاده کند و من در این قضیه خودم را هنوز نمره بالایی نمیدهم که از تک تک وقت هایم بهترین استفاده را کرده باشم.

و صحبت پایانی از زبان شما

صحبت پایانی من این است که اگر ما بخواهیم یک کشور قوی و تاثیر گذار که از لحاظ فرهنگی اقتصادی سیاسی و اجتماعی به بلوغ کامل رسیده باشیم باید جوان های ما با تمام توان وارد عرصه بشوند. الان با مشکلات اقتصادی تورم و رکود به این نتیجه رسیدم که دولت ها جوابگو تک تک جوانان تحصیل کرده ما نیستند و باید خود جوان ها ایجاد کننده اشتغال باشند. در ایران کارهای دولتی، گرفتن حقوق ماهانه و عدم تلاش های زیاد معضلی است که باعث میشود جوان ما خودش را با تمام وجود نشان ندهد، جوان ما نگاهش به گذشته است که ماه به ماه حقوق و بیمه اش را دریافت و بعد از ۳۰سال هم بازنشسته شود. ایجاد تغییر و ذائقه نگاه مردم را عوض کردند زمان بر است ولی صحبت من به عزیزان خودم به عنوان کلام آخر این است که از این نگاه ها باید صرف نظر کرد. من یک خوش بینی به شما بدهم که این صحبتی که می گوییم اکنون می بینیم که از طرف مردم شروع شده است و انشاءالله دولت هم بیاید سهم خودش را انجام دهد.

ارسال نظر

     


-->