۹ام، مهر ۱۳۹۷
پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب
اخبار دزفول، خوزستان، جهان
Dezmehrab.ir
زمان انتشار: ۹ ام مهر ۱۳۹۷ ساعت ۱:۰۲ ب.ظ | کد خبر: 55427  

گفتگوی خواندنی با علی موجودی

 جنگ کجایش نعمت است؟!

جنگ کجایش نعمت است. اینجا باید به یک نکته ظریف اشاره کرد که نعمت، همان ارزش‌ها و فرهنگ‌هایی بود که در آن سال‌ها بین مردم رواج داشت. وحدت، یکپارچگی، ساده زیستی، کار جهادی، به فکر همدیگر بودن، برادری ها، نزدیک شدن دل‌ها به هم و دل‌نبستن به دنیا.

خوزستان| جنگ کجایش نعمت است؟!

 “اوج افتخارات ملت ایران است” نام شایسته‌ای است که رهبر انقلاب بر دوران دفاع مقدس نهاد، برکسی پوشیده نیست که برای حفظ و انتقال ارزش‌های دفاع مقدس و فرهنگ ایثار و شهادت به نسل آینده بایستی این فرهنگ با جدیت در برنامه ریزی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کشور مدنظر قرار گیرد.

دزفول بدلیل نقش موثر آن در دفاع مقدس همواره مرکز ایده های نابی برای تبیین معراف دفاع مقدس بوده است، یکی از این ایده ها راه اندازی مجموعه الف دزفول بوده است، که توانسته به نوعی محوریت و مرکزیت مطالب این حوزه را به خود اختصاص دهد.

در این خصوص با علی موجودی مولف، شاعر و یکی از فعال فرهنگی گفت‌وگویی ترسیم شده است که آیا سبک زندگی شهدا با دغدغه های روزگار ما سنخیتی دارد؟ و چرایی اینکه برخی رزمندگان دفاع مقدسی بدون تخصص خاصی کرسی‌های مدیریتی را اشغال کرده‌اند و همچنین چه لزومی دارد ما خاطرات ۳۰سال گذشته را که مربوط به هیجانات اول انقلاب است در حال حاضر بازیابی کنیم؟ در گفت و گویی پیرامون همین سوالات با فعال فرهنگی علی موجودی صورت گرفته، خوزستان ملاحظه می‌کنید.

همچنین موجودی در این مصاحبه به سرودن مداحی‌های محرم برای حاج صادق آهنگران، حاج مهدی منصوری و سایر مداحان کشوری و استانی اشاره کرد

از خودتان برایمان بگویید؟

موجودی: علی موجودی هستم؛ فعال فرهنگی در حوزه دفاع مقدس و شعر و ادبیات آئینی. متولد سال ۱۳۶۰ در شهرستان دزفول. قریب به بیست سال است که در این حوزه‌ها فعالیت می‌کنم و در حال حاضر دانشجو دکترای تخصصی رشته مهندسی کامپیوتر و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول هستم.

 چه شد که به فعالیت‌های هنری خصوصاً در حوزه دفاع مقدس علاقه‌مند شدید؟

موجودی:من در خانواده‌ای رشد کردم که علاوه بر مذهبی بودن، انقلابی هم بودند، به طوری که ۵ نفر از خانواده و بستگان من در مبارزات انقلاب و در دوران ۸ سال دفاع مقدس به شهادت رسیدند. هم عمویم شهید شده بود و هم دایی‌ام و لذا از کودکی پنجشنبه هر هفته به همراه خانواده شهید آباد می‌رفتیم. اول عادت بود، اما کم کم به یک عشق و علاقه برایم تبدیل شد به گونه ای که یادم هست در دوره‌ی دبیرستان برای شرکت در مراسم تشییع شهدایی که بعد از سال‌ها تفحص شده بودند، از مدرسه فرار می‌کردم.

از طرفی از دوران دبستان پای من به مسجد نجفیه دزفول باز شد به طوری که هنوز این ارتباط ادامه دارد و از طرف دیگر دوستان من چه در دوران راهنمایی و دبیرستان هم اهل مسجد بودند و اهل جلسات قرائت قرآن و برنامه های مذهبی و یادواره های شهدا.

 با دوستان‌تان هم فعالیت‌های مذهبی و دفاع مقدسی داشتید؟

موجودی: انتخاب دوست خیلی در شکل‌گیری شخصیت انسان نقش دارد و من دوستانی داشتم که هم اهل مسائل مذهبی بودند و هم شاگرد اول‌های مدرسه همین در پیدا کردن مسیر زندگی خیلی به من کمک کرد.

حلقه‌ی دوستی ما هم به سمت مسائل مذهبی و خصوصاً شهدا رفته بود دعای کمیل رفتن‌مان قطع نمی‌شد. هم عصر پنجشنبه شهیدآباد و هم شب پنجشنبه، بعد از دعای کمیل می‌رفتیم. آن هم با دوچرخه! خب این وسط برای اینکه کسی متوجه نشود کجا می‌رویم، بین خودمان رمز گذاشته بودیم که شب می‌خواهیم برویم بستنی بخوریم و خداییش شیرینی زیارت شهدا برایمان از شیرینی بستنی شیرین‌تر بود.

به تناسب دوران نوجوانی، در حلقه‌های دوستی‌مان شهدا را الگو قرار می‌دادیم و سعی می‌کردیم مانند آنان رفتار کنیم. علاقه‌ی عجیبی به شهادت در وجودمان شکل گرفته بود و گمان می‌کردیم ما هم می‌توانیم شهید شویم. یادش بخیر دوران خوبی بود. سراسر سادگی و صفا و صمیمیت. الان بسیاری از آن دوستان مسئولیت‌های بالایی در کشور دارند، مثل دکتر وحید یامین پور، دکتر هادی آجیلی ، دکتر مجید بذرافکن و ….

همین موضوعات بود که شهدا را در زندگی من جریان داد و باعث شد که استعداد من در نویسندگی و شعر از همان دوران کودکی به سمت و سوی مسائل دینی و مذهبی و انقلابی و خصوصاً حوزه‌ی دفاع مقدس کشیده شود در حالی که درس را هم به طور جدی دنبال می‌کردم.

 فعالیت حرفه‌ای در این زمینه را از چه زمانی شروع کردید؟

موجودی: از ۱۸ سالگی و زمانی که برای مداحان دزفول شعر نوحه نوشتم و با گذشت زمان مداحان استان و حتی کشوری مثل حاج صادق آهنگران و حاج مهدی منصوری با من آشنا شدند و از اشعار من برای برنامه‌هایشان استفاده می‌کردند. همزمان شعر و نویسندگی در حوزه ادبیات دفاع مقدس را هم دنبال کردم و توانستم موفقیت هایی در این حوزه‌ها به دست آورم.

 از موفقیت‌هایتان بگویید؟

موجودی: به لطف خداوند و اهل بیت و شهدا، توانستم در حوزه نثر ادبی و شعر آیینی مقام‌های متعددی در سطح کشور کسب کنم مثل:مقام برگزیده کشوری در حوزه نثر دفاع مقدس – تهران ۱۳۷۸ ،مقام سوم نثر ادبی کل کشور در جشنواره ملی ثقلین- اصفهان – ۱۳۸۸، مقام برگزیده کشوری در حوزه نثر ادبی در جشنواره ملی جوان ایرانی – تهران – ۱۳۸۹ ، مقام برگزیده کشوری در حوزه شعر آیینی در همایش ملی اشعار و نواهای آیینی – تهران – ۱۳۸۹، مقام برتر کشوری در حوزه شعر آیینی در نخستین همایش ملی آئین های عاشورایی – تهران -۱۳۹۴، مقام اول وبلاگ نویسی در حوزه وبلاگ های ایثار و شهادت در دومین همایش جبهه مجازی- تهران- ۱۳۹۴ ،

و همچنین مقام برگزیده داستان کوتاه در جشنواره آسمانی ها – دزفول- مهرماه۹۵، مقام دوم حوزه شعر در بیست و دومین جشنواره هنر و ادبیات دینی و پژوهشی استادان واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی- اراک – ۱۳۹۶، مقام چهارم حوزه داستان کوتاه در بیست و دومین جشنواره هنر و ادبیات دینی و پژوهشی استادان واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی- اراک- ۱۳۹۶

 از وبلاگ نویسی گفتید، کمی در خصوص «الف دزفول» گفت‌وگو کنیم، این نامگذاری «الف دزفول» دلیل خاصی داشت؟

موجودی: نه! خیلی اتفاقی بود. اوائل اصلاً قرار نبود که الف دزفول صرفاً در خصوص شهدا باشد. فقط می‌خواستم جایی برای انتشار دل نوشته‌هایم داشته باشم؛ ولی الف دزفول کم کم از همان ابتدا راه خودش را پیدا کرد.

 در الف دزفول به چه موضوعاتی می پردازید؟

موجودی: معرفی شهدا، جانبازان و اسوه‌های دفاع مقدس شهرستان دزفول. افرادی که در نهایت گمنامی و مظلومیت، هیچ کس به آنان نپرداخته است. به لطف خدا و شهدا کم کم جای خود را در بین مردم پیدا کرد و به برکت شهدا بیش از هفت سال است که به صورت مرتب و مستمر به روز می‌شود و مطالب جذاب و جدیدی در آن قرار می‌گیرد.

البته در الف دزفول گاهی دلنوشته هایم را هم می‌نویسم و گاهی هم به نقد و بررسی مسائل و مشکلات مربوط به حوزه دفاع مقدس در دزفول و ارائه راهکار نیز می‌پردازم.

الف دزفول صرفاً تولید محتوا است و به قلم این حقیر نوشته می‌شود و به هیچ وجه مطلب کپی برداری شده و تکراری در آن قرار نمی‌گیرد. همین موضوع باعث جذب مخاطب شده است و با اینکه الف دزفول یک «وبلاگ» است اما به صورت میانگین روزانه ۱۵۰ بازدید دارد. و همانطور که عرض کردم در اسفند ماه سال ۹۴ به لطف شهدا، بین ۱۷۰۰ وبلاگ حوزه ایثار و شهادت در کشور مقام اول را کسب کرد.

شنیده‌ام کتاب هم نوشته‌اید؟ درست است؟

موجودی: بله. به لطف خدا دو سالی است که در کار کتاب هم وارد شده‌ام. کتاب «آسمان خبری دارد» در خصوص شهید والامقام حسین خبری که توسط انتشارات سرو دانا به چاپ دوم رسیده است.کتاب جیبی شهیدمدافع حرم سید مجتبی ابوالقاسمی که توسط انتشارات نیلوفران به چاپ رسیده است.کتاب «سید زنده است» روایت زندگی شهیدمدافع حرم سیدمجتبی ابوالقاسمی است که در ۴۹۶ صفحه توسط انتشارات سرودانا مراحل چاپ را طی می‌کند و به زودی در اختیار عزیزان قرار می‌گیرد و کتاب «ناجی» مربوط به روایت زندگی پاسدار شهید حسین ناجی که با قریب به ۶۰۰ صفحه به چاپ خواهد رسید. این کتاب تمامی مراحل ویراستاری و صفحه آرایی را گذرانده و در حال حاضر مشغول رایزنی با انتشارات سوره مهر برای چاپ هستیم.

کتاب آماده چاپ هم دارید؟

موجودی: بله! چند کتاب دیگر هم هست. یکی «بغض غروب» که مجموعه اشعار آئینی و نوحه‌های من است که هیچ گاه جرأت چاپ آن را پیدا نکردم. من شعر نوحه را رزق و لطف خدا می‌دانم و نمی‌توانم به خودم اجازه دهم که این اشعار را به نام خودم چاپ کنم.

کتاب«با تو می‌گویم» مجموعه دلنوشته‌هایم برای امام زمان است که مربوط به یک برنامه ی رادیویی است که در حدود ۵۰ قسمت برای رادیو دزفول نوشته بودم.کتاب «مسافران شهر الف» که مجموعه خاطرات شهدای دزفول است که طی این هفت سال در وبلاگ منتشر شده است.

 از موفقیت‌های علمی‌تان هم برایمان بگویید؟
موجودی: طبیعتاً وقتی شغل آدم هیأت علمی دانشگاه باشد، باید مقاله علمی و کار پژوهشی هم داشته باشد. من در زمینه‌ی رشته‌ی تخصصی خودم که معماری سیستم های کامپیوتری است، قریب به ۲۰ مقاله علمی دارم که در کنفرانس ها و ژورنال های معتبر داخلی و خارجی به چاپ رسانده‌ام. کشورهایی مثل ژاپن، آلمان و آمریکا.

مفاهیم دفاع مقدس چه جذابیتی دارد که با وجود گذشت چند دهه هنوز هم شما آن را یک نسخه فرهنگی موفق می‌دانید و ترویج می‌کنید؟

موجودی: وقتی ما از واژه‌ی دفاع مقدس استفاده می‌کنیم، با آدم هایش کار داریم و با ارزش‌هایش. حضرت امام فرمودند: « جنگ نعمت است.» خب جنگ کجایش نعمت است؟ جنگ که سراسر ویرانی است؛ مصیبت است! آوار است! داغ است! فراق است! خون است! و واژه‌هایی از این قبیل. پس جنگ کجایش نعمت است. اینجا باید به یک نکته ظریف اشاره کرد که نعمت، همان ارزش‌ها و فرهنگ‌هایی بود که در آن سال‌ها بین مردم رواج داشت. وحدت، یکپارچگی، ساده زیستی، کار جهادی، به فکر همدیگر بودن، برادری ها، نزدیک شدن دل‌ها به هم، دل‌نبستن به دنیا، حس نزدیک بودن مرگ و …

ما امروز هر چه مشکل در کشور داریم، چه از طرف مسئولین و چه از طرف مردم، مربوط به فراموشی و بی‌خیالی همین مفاهیم است. اگر مردم و مسئولین ما به همان ارزش‌ها برگردند و در زندگی و مسئولیت‌هایشان پیاده کنند، چقدر وضع مملکت تغییر می‌کند. مثلاً فکر کنید مسئولین و مردم همه مثل دوران دفاع مقدس به صورت جهادی برای اسلام و انقلاب کار کنند. همین شاخصه ی کار جهادی چقدر می‌تواند مؤثر باشد که شما نتیجه‌اش را در پیشرفت‌های موشکی ما می‌بینید.

چه لزومی دارد ما خاطرات ۳۰سال گدشته را که مربوط به هیجانات اول انقلاب است در حال حاضر بازیابی کنیم؟

موجودی: بهترین پاسخ این سوال شما بیانات مقام معظم رهبری است که تأکید بر انتشار این موارد دارند. وقتی می‌فرمایند امروزه زنده نگهداشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست، این جمله دقیقاً اهمیت این حوزه را مشخص می‌کند. وقتی می‌فرمایند یک رزمنده تا خاطراتش را ننویسد و نشر ندهد، چیزی به انقلاب بدهکار است؛ اینها همه نشان از اهمیت موضوع است. البته این موضوع را هم بگوییم که رفتار و عملکرد افراد در آن دوران ناشی از هیجان نبوده، بلکه ناشی از بصیرت و زمان شناسی و تبعیت از ولی فقیه و عمل به تکلیف است.

آیا سبک زندگی شهدا با دغدغه های روزگار ما سنخیتی دارد؟

موجودی: سبک زندگی شهدا، مصداق بارز سبک زندگی اسلامی است و تنها نسخه موفق عاقبت بخیری انسان، سبک زندگی اسلامی است. یعنی الگو گیری از نحوه‌ی زندگی و رفتار و عملکرد اهل بیت(ع). خب نمونه ی بارز این مسئله شهدا هستند. چون شهدا دقیقاً قدم جای قدم اهل بیت(ع) گذاشته‌اند. چه در رفتارها و عملکردهای فردی و چه اجتماعی. من همیشه به دوستان و دانشجویانم به شدت تأکید دارم که اهل مطالعه باشند و خصوصاً کتاب‌های مربوط به روایت زندگی شهدا را بخوانند. اینکه بگویند، اهل بیت(ع) مربوط به ۱۴۰۰ سال پیش بوده‌اند یا شهدا مربوط به ۳۰ سال پیش بوده‌اند ، قابل قبول نیست. ارزش همیشه ارزش است. شما شهدای مدافع حرم را ببینید. این عزیزان که مربوط به نسل خودمان هستند. رفقای خودمان بودند. از شهدا الگوگیری کردند و عاقبت بخیر شدند. به قول شهید سید هبت الله فرج الهی: «نظر کردن در زندگی شهید، شهیدساز است» آثار و ارزش‌های دفاع مقدس باید بین مردم حفظ شوند، چون مؤثرترین نسخه کمال و عاقبت بخیری انسان هستند در صورتی که به عنوان الگو در نظر گرفته شوند.

 در انتقال مفاهیم دفاع مقدس به نسل بعدی چقدر موفق بودیم؟

موجودی: من که می‌گویم کمتر موفق بودیم. حداقل در دزفول که اصلاً موفق نبودیم. چون اگر موفق بودیم خروجی‌های خوبی باید می‌داشتیم. موزه دفاع مقدس همدان و تهران را ببینید و موزه دفاع مقدس دزفول را هم ببینید. ۱۸ سال است هنوز موزه دزفول سرپا نشده است. وضعیت فرهنگی و اجتماعی شهر را هم ببینید. اگر مفاهیم دفاع مقدس و آدم‌هایش و ارزش‌هایش درست منتقل می‌شد، وضع باید خیلی بهتر از این بود. آنان که باید کار می‌کردند و تریبون‌ها و میزها و امکانات داشتند، کار نکردند.

در خصوص دزفول اگر مثلاً بخواهم صحبت کنم، باید بگویم دزفول رزمنده‌هایی داشت که دوربین‌گریز بودند. حرف نمی‌زدند. بعد از جنگ هم آنهایی که ماندند، حرف نزدند از باب اخلاص. اما این سکوت بسیار مهلک بود و به ضرر و زیان دزفول و مردم دزفول تمام شد. چرا که خاطرات منتقل نشد. کتاب‌هایی که باید نوشته می‌شد، نوشته نشد. مستندهایی که باید ساخته می‌شد، ساخته نشد و بسیاری از افتخارات بچه‌های رزمنده‌ی دزفول به نام دیگران ثبت شد و این ثمره‌ی سکوت رزمندگان و مسئولین دزفول بود.

ولی در یک دید کلی باید گفت، موفقیت‌هایی هم داشته‌ایم. شما این بچه‌های مدافع حرم دهه شصت و هفتاد را ببینید. کسانی که جنگ را یا ندیدند و یا کمتر به یاد دارند. نسلی که خیلی‌ها حسابی رویشان باز نکرده بودند، اما این عزیزان قطعاً با الگوبرداری از شهدا و زندگی‌شان توانستند چنین رشادت‌هایی از خود نشان داده و برخی شان هم به شهدا بپیوندند.

پس همین موضوع نشان می‌دهد، یک جاهایی موفق هم بوده‌ایم ولی می‌توانستیم موفق تر هم باشیم و می‌توانستیم خیلی بیشتر از اینها هم کار کنیم. خصوصاً توی شهری مثل دزفول که این همه پتانسیل برای مسائل دفاع مقدس وجود دارد.

برای موفق تر بودن در انتقال مفاهیم دفاع مقدس چکار باید کرد؟

موجودی: ما جوان هنرمند کم نداریم. باید نسل جوان خلاق و پرانرژی و علاقه‌مند را وارد بدنه‌ی مدیریت فرهنگی کرد. باید برخی مدیران راه را برای جوان ترها باز کنند. جایی که جوانان وارد شوند، یقیناً با راهکارها و ابتکارات و توانایی‌های مضاعفی رو به رو خواهیم بود. به مدیران پیشنهاد می‌کنم زندگی امام موسی صدر را بخوانند تا ببینند آن بزرگوار چگونه نسل جوان را در کارهای فرهنگی به کار گرفت و چه موفقیت های بزرگی به دست آورد.

 به نظرشما فرهنگ کتابخوانی ما در حوزه دفاع مقدس کافی است اگر کافی نیست چه پیشنهادی برای آن دارید؟

موجودی: کتاب‌های خیلی خوبی در حوزه دفاع مقدس چاپ شده است. کتاب‌هایی که حقیقتاً خواندن آن می‌تواند مسیر زندگی آدم ها را تغییر دهد. لکن خواندن به تنهایی کافی نیست. باید الگوگیری کرده و عمل کرد به ارزش‌هایی که در زندگی شهدا و جانبازان و رزمندگان دیده می شود.

چرا ما کتابی درخور جایگاه دزفول و خوزستان نداریم؟

موجودی: عرض کردم در دزفول و البته شاید هم خوزستان، آنان که امکانات و ابزار را داشتند، ضعیف عمل کردند و بهتر است بگویم هیچ کاری نکردند با اینکه وظیفه‌ی شرعی و قانونی‌شان بود. باید احساس مسئولیت می‌کردند که نکردند. بحث نگارش کتاب و معرفی شهدای مظلوم دزفول به تازگی و باز هم به همت جوانان انقلابی و آتش به اختیار شکل گرفته است. گروه‌های مردمی مثل «گروه روایتگران شهدای دزفول» که بدون پشتوانه دولتی و فقط با همت جوانان هنرمند و بودجه مردمی چند سالی است که شروع به کار کرده و طبیعتاً تا کسب موفقیت‌های بزرگ نیاز به زمان دارند.

در بسیاری از شهرها، هنوز چند ماه از شهادت یک شهید نمی‌گذرد که روایت زندگی‌اش چاپ می‌شود و این در حالی است که در دزفول با گذشت بیش از سی سال از شهادت بسیاری ازفرماندهان شهید، روایت زندگی آنان ثبت و ضبط نشده و هم پدر و مادر آنان از دنیا رفته اند و هم رفقای آنان بسیاری از خاطرات را فراموش کرده اند و این کار را خیلی مشکل می کند. اما هنوز دیر نیست. باید یا علی گفت و شروع کرد.

جایگاه و نقش رسانه‌ها را در خصوص دفاع مقدس چگونه می‌بینید؟

موجودی: رسانه‌ها نقش بسیار مؤثری دارند خصوصاً با ظهور شبکه‌های اجتماعی و اطلاع رسانی جدید. اما من از بسیاری از رسانه‌های دزفول گله‌مندم گاهی در بحث دفاع مقدس کم می‌گذارند. اگر من یا سایر دوستانی که در عرصه دفاع مقدس فعالیت می‌کنند، تولید محتوا می‌کنند، مطالبه گری می‌کنند، در خصوص دغدغه‌های جانبازان و همچنین مشکلات خانواده‌های معزز شهدا یا سایر مسائل مربوط به دفاع مقدس مطلب می‌نویسند، اگر رسانه‌های شهرستان این مطالب را پوشش بدهند، تأثیر مضاعفی خواهد داشت که متأسفانه و به دلایلی که نمی‌دانم این مهم انجام نمی‌شود و ما گاهی نمی‌توانیم حرفمان را از مرز دزفول هم عبور دهیم و به گوش مسئولین کشوری برسانیم.

انتظاری که از رسانه‌های شهرستان و استان دارم این است که تقابل سیاسی خود را حفظ کرده، ولی برای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و مطالبه گری خانواده‌های شهدا کم نگذارند. رسانه‌ها حوادث و حتی تصادفات را پوشش می‌دهند، چون اعضای کانال‌هایشان را افزایش می‌دهد، اما متأسفانه در برخی موارد برای حوزه دفاع مقدس کم می‌گذارند.

 بدنه نسل جوان استان خوزستان و نیز دزفول چقدر با دفاع مقدس مأنوس است؟

موجودی: متأسفانه در جامعه‌ای که اسم اسلامی دارد، رواج بی عدالتی‌ها، اختلاس‌های متعدد، خیانت در بیت المال، مدیران اشرافی و حقوق های نجومی و … صبحت کردن از ارزش های دفاع مقدس را برای نسل جوان سخت کرده است.

من به عنوان یک مدرس دانشگاه در دهه ۸۰ خیلی راحت تر می‌توانستم در خصوص این ارزش‌ها برای دانشجویانم حرف بزنم و آنان نیز عمدتاً می‌پذیرفتند. اما هر چه جلوتر می‌روم متأسفانه جوان دانشجو را بی‌انگیزه تر و ناامید به آینده می‌بینم و تمام تلاشم این است که انگیزه های لازم را به او بدهم. لکن با این فسادهایی که در کشور می‌بیند، برایش درک و عمل به ارزش‌های دفاع مقدس خیلی سخت می‌شود. بسیاری از آقایان مسئول باید بدانند که عملکرد بد آنان باعث ایجاد چنین روحیاتی در جوانان شده است. آقایان فقط از ارزش‌ها حرف می‌زنند، اما نحوه‌ی زندگی و عملکرد آنان چیز دیگری است و همین مانند زهر، مضر است. رفتار آقایان باعث شده است که نسل جوان امروز وقتی روایت شهدا را می‌شنود، بیشتر افسانه بداند تا واقعیت!

زندگی خودتان تا چه اندازه الگو از سبک و سیره شهدا است؟

موجودی: سعی من این بوده است که بتوانم از سبک زندگی شهدا الگوبرداری کنم. اما چقدر موفق بوده‌ام را دیگر باید خداوند قضاوت کند.

 برای نسل جوان پیشنهاد خاصی دارید؟

موجودی: فقط عمل کردن. شما صدها کتاب در عرصه دفاع مقدس و سبک زندگی اهل بیت و … بخوانید و صدها ساعت سخنرانی گوش دهید، اما عمل نکنید فایده ای در برندارد. این عمل صالح و اخلاص در عمل است که انسان را می‌سازد و بالا می‌برد.

نظر شما در مورد کسانی که با شهدا به مقامی رسیده اند ولی عکس شهدا عمل می‌کنند چیست؟

موجودی: امیدوارم آن روزی که با شهدا رو به رو می‌شوند، بتوانند جواب‌گو باشند. شهید طیب طاهرمی‌گوید وصیت ما، نصیحت نیست، من وصیت نمی‌نویسم چرا که روزی می‌رسد که وصیت ما را یک عده نصیحت تصور کرده و عمل نمی‌کنند. این شهید عزیز می‌فرماید: شهدا رفتند از یک سوی خوشحال که به کمال می‌رسند و از سوی دیگر نگران که آیا مردم راهشان را می‌روند؟ ای مردم شهدا با برخی از شما خون دل خوردن اما حرفی نزدند، این را بدانید که روز یوم الحساب سر راه شما را خواهیم گرفت و از شما خواهیم پرسید با خون شهدا چه کردید. کسی که شهید را پله‌ی خودش قرار می‌دهد فردا روز قیامت باید پاسخ گو باشد و سرنوشت سختی در انتظارشان است.

حضور برخی رزمندگان دفاع مقدسی که بدون تخصص خاصی کرسی‌های مدیریتی را اشغال کرده‌اند، چه توجیهی دارد؟ آیا این میراث جنگ است؟

موجودی: این موضوع شامل همه مدیران رزمنده و ایثارگر نمی‌شود. برخی واقعاً شایستگی‌اش را دارند، اما برخی نه! از دید من ، شایسته سالاری در ایران در حال حاضر شعار است. یک عده حقیقتاً جنگیدند. جانباز شدند و در حال حاضر زجر می‌کشند. صدایشان هم در نمی‌آید. اما عده‌ای دیگر یک روز جنگ هم نرفته‌اند با ترفندهای مختلف خودشان را به این وادی چسبانند و از این ماجرا دارند سوء استفاده می‌کنند که روزی باید جوابگو باشند.

مدیریت، یک بحث تخصصی است. این که پدر کسی مدیر بوده، باید فرزند او هم مدیر بشود؛ یا فقط صرف رزمنده بودن یا جانباز بودن کسی مدیر شود، قابل قبول نیست. باید تخصص آن پست را داشته باشد. یادی از حرف شهید چمران کنیم که فرمود: «تقوا از تخصص لازم تر است. آن را می‌پذیرم. اما آنکس که تخصص ندارد و کاری را می‌پذیرد بی‌تقواست»

علی موجودی چرا مسئولین را نقد می‌کند؟

موجودی: من به تکلیف خود عمل می‌کنم. نقد کردن منصفانه خواسته‌ی رهبر معظم انقلاب است. چون فردا روز قیامت جواب شهدا را باید بدهم که چرا فلان تضییع حقوق شهدا را دیدم و سکوت کردم. هرکس در هر جایگاهی است باید به تکلیفش عمل کند. من نمی‌توانم دردهای جانبازان، پایمال شدن خون شهدا و خیانت به شهدا را ببینم و سکوت کنم. نمی‌توانم از حقوق جانبازان و خانواده‌های شهدا دفاع نکنم. هر نقدی که می‌نویسم با سند و مدرک است، محترمانه و البته با راهکار من هیچگاه بدون راهکار نقد نکرده‌ام.

 در این خصوص تهدید هم شده اید؟

موجودی: طبیعتاً بله. اما چون حق را نوشته‌ام، به یاری خدا و شهدا در اهدف و اعتقاداتم کوتاه نیامده و سست نشده‌ام و در مقابل خون شهدا هیچ گاه سکوت نخواهم کرد.

از نوشتن در حوزه دفاع مقدس خسته نشدید ؟

موجودی: چرا! بارها بارها خسته می‌شوم و با خود می‌گویم دیگر الف دزفول را نمی‌نویسم، دیگر بی‌خیال می‌شوم و ول می‌کنم. به دلیل اذیت و آزارهایی که می‌بینم. به دلیل تهمت‌ها! تهدیدها! حرف و حدیث‌هایی که برخی مسئولینی که نقد می‌کنیم برای آدم در می‌آورند. اما وقتی که به گلزار شهید آباد می‌روم و اندکی قدم می‌زنم، آرام می‌شوم. به عکس‌ها و مزارها نگاه می‌کنم و با خودم می‌گویم این شهدا جانشان را دادند و کوتاه نیامدند! و دوباره انرژی می‌گیرم و مصمم می‌شوم برای ادامه راه.

وقتی یک مادر شهید، وقتی یک خانواده‌ی شهیدی مرا می‌بینند و دعای خیر می‌کنند، خستگی آدم در می‌رود. وقتی می‌بینم بزرگترین سرمایه زندگی من همین شهدا هستند و همین قلمی که توفیق چرخاندنش را به من داده‌اند، جان تازه‌ای می‌گیرم و پرشورتر از قبل قدم برمی‌دارم.

آیا شده به این فکر کنید پست آخر الف دزفول چه باشد؟

موجودی: بله! همیشه به این موضوع فکر کرده‌ام. دوست دارم آخرین پست الف دزفول یا در خصوص ظهور حضرت ولی عصر باشد یا خبر شهادت خودم باشد این را همیشه از خدا خواسته‌ام.

 حرف آخر؟

موجودی: همه مردم و خصوصاً جوانان را توصیه می‌کنم به ورود در مسیر شهدا و الگوگیری از سبک زندگی آنان و از همه مردم خصوصاً خانواده‌های شهدا تقاضا دارم که مرا دعا کنند تا بتوانم راه فرزندان‌شان را ادامه دهم و دعا کنند که خداوند توفیق شهادت و عاقبت بخیری را هم نصیب ما بکند. ان شاءالله

گفت و گو از فاطمه دقاق نژاد

تسنیم

ارسال نظر

     


-->