بیسیم چی عارف 3 / شهید خیرعلی مشاک - پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب شهرستان دزفول
22nd، نوامبر 2015
پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب
اخبار دزفول، خوزستان، جهان
Dezmehrab.ir
زمان انتشار: 22 nd نوامبر 2015 ساعت 6:00 ب.ظ | کد خبر: 36713  

بیسیم چی عارف ۳

شهید خیرعلی مشاک

پدیده ی جذر ومد که همان پایین رفتن و بالا آمدن آب دریاست ، یک جریان طبیعی مثل تغییر هلال ماه است ، که بصورت شبانه روز و با یک نظم دقیق و قابل پیش بینی انجام می شود .

در نقطه ای از دریا آب فرو میرود بطوریکه رودهای متصل به دریا در یک شیب تند سرعت می گیرند .

به هنگام مد نیز آب دریا از یک نقطه خاص متورم شده و مثل یک تپه یا کوه بالا می آید بطوریکه جریان آب از سمت دریا به رودخانه حرکت میکند و جریان معمولی رود خانه برعکس می شود .

همانگونه که گفته شد این جریان دایمی است و از یک سیکل خاص پیروی می کند . بطوریکه مردم این مناطق زندگی خود را براساس آن تنظیم می کنند .

اروند ، رودخانه ای متصل به دریاست ،بنابر این ، عرض رودخانه در حال تغییر است آب آن ، گاهی به سمت پایین و گاهی به سمت بالا حرکت می کند و گاهی هم ساکن و بی حرکت و سرعت آن هم متغیر است .مردم در حاشیه شرق و غرب اروند نهرهایی مصنوعی عمود بر اروند ایجاد کرده اند واز این پدیده ی طبیعی برای آبیاری دایمی نخلستانها بهره مند می شوند .

 

غواص های گردان بلال به فرماندهی محمود دوستانی که از مدتها پیش برای عبور از اروند آموزش دیده و تمرین کرده بودند از عصر روز بیستم بهمن برای انجام مأموریت روانه شدند .

از ابتدای شب نیز گروهان ما در یکی از همین نهرهای فرعی درون قایق های تندرو سوار شده و کم کم خود را به ساحل شرقی اروند می رساندیم ..

همه ی چشم ها نظاره گر ساحل غربی اند تا چراغ سبز رنگ که علامت باز شدن معبر برای گردان بلال است روشن شود.

لحظه روشن شدن چراغ و شروع آتشبار سنگین توپخانه ما بر روی مواضع عراق و بارش نرم باران با هم آغاز شد . من که تمام حواسم به سمت ساحل غربی بود متوجه بارانی که از آسمان پر ستاره می بارید نشدم .

 

عبدالمحمد فریاد زد حاجی نگاه کن از آسمون پر ستاره بارون می باره.

قایقها به هم نزدیک شده بودند ، با خوشحالی فریاد زدم ،برادران خوب نگاه کنید . فردا و فرداها وقتی این خاطره رو تعریف میکنید ، خواهند گفت که شما خرافاتی هستید و دچار توهم بوده اید !ببنید عنایت و لطف خدا را . .

بچه ها از خوشحالی توی پوست خودشون نمی گنجیدند .با دیدن ابن صحنه تکبیر گفتند و با فرمان من موتورها را روشن کرده وبا سرعت هرچه تمام تر به سمت ساحل غربی حرکت کردیم در حالیکه تیربارهای دشمن سطح آب را زیر آتش گرفته بود .

پی از اندکی آتشباری ، آتش تیر بار چهار لول دشمن قطع شد و تنها با کلاشینکف به سمت ماشلیک میکردند آب اروند کاملا بالا آمده بود بطوریکه سیم های خاردار و خورشیدی ها هم تقریبا زیر آب رفته بودند و ما قایقهایمان را از روی موانع عبور دادیم .

از قایق پیاده شدیم در حالیکه تا نزدیک سینه در آب بودیم . علی رغم آنکه پیش از ما غواصها خط را شکسته بودند ولی نیروهای دشمن روی دژ بودند . غواص مسؤل چراغ قوه را شهید کرده بودند و ما را هم زیر رگبار خود گرفتند .

عبدالمحمدخیرعلی مشاک و امیر ناجی بامن و پشت سرم بودند . آنها هم تا سینه در آب بودند

سنگینی ضربه ای در بازوی چپم احساس کردم ، گلوله ای که فقط یک ساییدگی در بازوی من ایجاد کرد، قلب عبدالمحمد را نشانه رفت .

عبدالمحمد با صورت توی آب افتاد و من بلافاصله یقه ی پشت گردنش را گرفته سرش را از آب بیرون آوردم تا اگر زنده است خفه نشود .

در حالیکه به طرف ساحل دشمن به جلو می رفتم عبدالمحمد را هم با خودم به طرف ساحل می کشیدم به لبه خشکی که رسیدیم به امیر ناجی گفتم ،این عبدالمحمد است مواظبش باش ،آب اورا باخود نبرد . امیر با دیدن پیکر بی جان عبدالمحمد شوکه و دستپاچه شد . با حسرت گفت : حالامن تو این اوضاع واحوال چه کار کنم ؟ همه ی کد و رمز ها هم پیش عبدالمحمد بوده!!

 

گفتم هیچی ! فقط مواظب,باش آب اونو با خودش نبره . من باید برم سراغ اون تک تیرانداز, ، بدجوری داره مارو میزنه .

واینچنین بود که برای مصلحت ومأموریت مهمتر جان عزیزم را در ساحل اروند رها کردم.

عبدالمحمد ؛ هرگز فراموشت نخواهیم کرد .شما هم از یادمان مبر و برایمان دعاکن

علیرضا زمانی راد – دزفول

ارسال نظر

     


-->