پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب

سبک زندگی، از حرف تا فهم

دزمهراب – ناصر قیلاوی زاده: ماجرایی به مقام معظم رهبری منسوب شده است که ایشان می فرمایند:

(( در زمان مرحوم امام، ایشان-امام خمینی(ره)- هرگاه سخنی بیان می کردند و مطلب مهمی مد نظرشان بود، ماها سرفصل آن را می گرفتیم و شیره و جان کلام ایشان را دانشگاه ها و محافل علمی و تاثیر گذار مطرح می کردیم و ابعاد و راهکارهای آن را روشن می ساختیم.

اما در زمان فعلی، بنده اگر مسئله مهمی داشته باشم خودم باید مطرح بکنم، خود فروعات آن را بیان بکنم و در انتها هم خودم به دانشگاهها بروم و یا دانشجویان و دانشمندان را بپذیرم تا مسئله را برایشان بیان کنم.))

اگر این مسئله نقل قولش هم اتفاق نیفتاده باشد یعنی آقا بیان نکرده باشند با نگاهی به تاریخ انقلاب و دوران رهبری آیت الله خامنه ای به عینه این مسئله را مشاهده می کنیم.

علت

ممکن است به ذهن برسد که این همه همایش ها، منبر ها، مقالات و کتب در هر موضوعی که ایشان می فرمایند ارائه می شود با این وجود چگونه می شود چنین ادعایی داشت؟!

مثلا در مسئله سبک زندگی اسلامی که ایشان عنوان کرده اند، اکنون شاید سخنرانی نباشد که بخواهد صحبت بکند الا اینکه مسئله سبک زندگی اسلامی را مطرح می کند، پس چگونه چنین ادعایی مطرح می شود؟!

سوال خوبیست که باعث می شود مشکل و ضعف، بهتر و بیشتر نمایانگر شود؛

برای درک خوب مسئله ابتدا باید ببینیم که نیروها و کادر اصلی که باعث نشر فکر امام شده اند چه کسانی بودند و چه خصوصیتی داشتند؟!

اصلی ترین نیروهای حضرت امام افرادی همچون شهیدان مطهری، بهشتی، مفتح، قدوسی، باهنر، آیت الله خامنه ای و آقای هاشمی رفسنجانی می باشند.

این افراد در عین اینکه جهات قوت و تخصصشان متفاوت است اما همگی توان علمی  و حداقلی پیشبرد اهداف و منویات حضرت امام را دارا بودند.

عمده این افراد کسانی هستند که علوم عقلی وحِکَمی شان را تا نهایت مطاف در نزد بزرگانی چون علامه طباطبایی و امام خمینی خوانده­اند و مبانی مباحث ایدئولوژیکشان که عبارت باشد از علم اصول و فقه را نزد آیت الله بروجردی و حضرت امام ، یعنی مکتب فقهی قم، دریافته بودند. مکتبی که برنامه اسلام برای رشد انسان را در تمام حیطه دنبال می کرده است.

پس حضرت امام نیروهایی داشتند که هم درحکمت نظری و هم در حکمت عملی دارای عمق قابل اعتماد و اتکا بودند.[1] اینگونه نیروهایی که قطعا اوج و قله شان شهید مطهری است، به نحوی رشد یافته بودند که در صورت نبود رهبری و مدیریت مستقیم حضرت امام، بدون شک کار را در مسیر اصلی خود جریان می دادند.

اما در دوران رهبری حضرت امام خامنه ای ما دچار ضعف از ناحیه وجود چنین نیروهایی هستیم، یعنی نیروهایی که از لحاظ فکری دارای جهان بینی سقیم اسلامی و از لحاظ متد حوزوی متبحر در اجتهاد باشند را نداریم و همین مسئله باعث می شود که فهم عمیق و صحیح کلام حضرت آقا تا زمانی که خودشون اقدام نکنند به ندرت اتفاق بیفتد.

از ثمرات این مسئله ضعف و تاخیر در مسئله گفتمان سازی ها و جریان سازی ها صحیح مد نظری رهبری است. چه در ناحیه فرهنگی و چه در مسائل سیاسی و چه باقی شئون ضروری تمدن سازی

سبک زندگی اسلامی

مسئله سبک زندگی اسلامی که حضرت آقا به صورت صریح اول بار در سفر به خراسان شمالی مطرح کرده اند به یک دغدغه عمومی تبدیل شده است.

اما آنچه که از صاحبان سخن و قلم می بینیم چیست؟!

عمده و غالب کسانی را که با انگیزه بیان سبک زندگی اسلامی صحبت می کنند کلامشان هیچ تغییری نسبت به قبل نداشته و صرفا ابتدایِ سخنرانی و مقاله می گویند: (امروز به سبک زندگی اسلامی می پردازیم، مثلا سبک زندگی حسنی(امام حسن علیه السلام) یا سبک زندگی مسجدی(بعنوان یک نهاد اسلامی) یا سبک زندگی شهدایی)

 اما کلامشان کوچکترین تغییری نسبت به قبل نداشته است و این خود گویای این مسئله است که اصلا مسئله سبک زندگی را حتی در حد لفظ تعقل و تصور نکرده اند.

جا دارد این افراد از خود سوال کنند که اگر سبک زندگی اسلامی با این بیانات حاصل شدنی بود که تا کنون حاصل شده بود، اما دریغ…

سبک زندگی

سبک زندگی یا لایف استایل[2] با خود زندگی و مسائل زندگی متفاوت است. سبک زندگی عبارت است از شیوه ها و اصول کلی حاکم بر مسائل و گذاره های رفتاری انسان.[3]

بعنوان مثال ما در انجام وظایف کارمندی و کارگری (شغل) خود باید به مسائلی دقت داشته باشیم.

مسائلی مثل اینکه با ارباب رجوع به احترام برخورد کنیم، سر ساعت حاضر شویم و در پایان با اتمام کار خارج شویم، از وسایل محل کار استفاده شخصی نکنیم، اینها همه مسائل و موارد زندگی و تعهدات شغلی هستند که ناشی از یک سبک زندگی می باشند اما هیچکدام “سبک زندگی” محسوب نمی شوند بلکه آنچیزی که سبک زندگی، در مورد شغل و تعهدات کاری است، عبارت از نوع نگاه انسان(یا اسلام) به جایگاه کار در زندگی بشر است، چه لحاظات زندگی فردی و چه لحاظات زندگی اجتماعی.

تبیین بیشتر

سبک زندگی غربی به دلیل منفعت گرا بودن در زندگی و ملاک و محور بودن نفس و لذت های نفسانی، اقتضا دارد از هر چیزی صرفا بهره و سود شخصی خود را در نظر داشته باشیم. در این سبک زندگی اگر ملتزم به قوانین اجتماعی می شویم بخاطر جریمه ها و عواقب سنگینی است که در پی دارد نه اینکه تعهد نفسانی و وجدانی نسبت به کار وجود داشته باشد.

اما در سبک زندگی اسلامی نگاه این است که انسان روی زمین به هدف تعمیر و ساختن دنیا آفریده شده است.

خدای متعال می فرماید: وَ استَعمَرَکُم فیها؛ (۱) [4] خداوند متعال که خالق این زمین و خالق انسان است، بشر را موظّف کرده است که این زمین را آباد کند؛ یعنی ظرفیّتهای موجود در این مجموعه‌ی کره‌ی ارضی را به فعلیّت برساند.

انسان در روی زمین به جهت لذت بردن آفریده نشده است و هدف وی در این دنیا بندگی خدا است. این بندگی در صحنه کار و شغل اجتماعی الزاماتی دارد، مثل اینکه چون با هدف تقرب به خدا در این عرصه فعالیت می کنند لبخند زدن و خدمت به خلق سوری و ظاهری نیست بلکه از صمیم قلب و شوق و رغبت و نگاهی الهی است.

اگر آراسته در محل کار حاضر می شوند بخاطر استفاده از جذابیت های جنسی نیست بلکه با نگاه صحیح و اسلامی در محل کار حاضر می شوند.

مثالی از مقام معظم رهبری

حضرت آقا بیانی خوبی دارند که به زیبایی نشان می دهد هرگاه سبک و شیوه زندگی را مطرح می کنند تا چه عمقی از مسئله را می بینند.

ایشان می فرمایند:

 ((مَا خُیِّرَ عَمَّارٌ بَیْنَ أَمْرَیْنِ إِلَّا اخْتَارَ أَرْشَدَهُمَا…

عمار همیشه کار سخت تر را انجام میداد. بین دوکار خیر، کار سخت تر را انجام میداد.

این حدیث در صدد این است که یک ضابطه کلی به ما بدهد. ضابطه کلی این است که انسان در امور خیر سراغ کار سخت تر برود.

در مواجهه با جبهه عظیمی از دشمن که با ابزارهای سخت و نرم در مواجهه با پرچم برافراشته اسلام قرار گرفته بعضی کارها آسان است و بعضی کارها سخت. در بعضی کارها پیدا کردن یار لازم است ، فحص لازم است، مطالعه و بررسی لازم دارد و … ولی ما معمولا سراغ کارهای سهل میرویم.

امروز حوزه های علمیه خصوصا حوزه علمیه قم وظایف سنگینی برعهده دارند که کارهای سختی هم هست. اینکه شاگردانی بپرورانیم کارخوبی است ولی کار آسانی است. من نمیگویم درس ندهند ولی از کارهای سخت نباید غفلت کرد.

امروز ابزار دشمن برای تغییر باورها چیست؟ ما برای جلوگیری از تغییر باورهای مردم چه باید بکنیم؟ انجام دادن آن هم نوشتن کتاب نیست؛ بنشینیم و کتابی درباره ولایت فقیه بنویسیم؛ اینها کار سهل است. کار سخت این است که راه دشمن را بشناسیم. راه نفوذ به او را بفهمیم. میلیونها دانشجو مشتاقند یک تعریف درست از اسلام بشنوند ببینیم چگونه میشود این را انجام داد.

مَا خُیِّرَ عَمَّارٌ بَیْنَ أَمْرَیْنِ إِلَّا اخْتَارَ أَرْشَدَهُمَا… این درس است برای ما…))[5]

به خوبی تفاوت میان سبک عمل کرد با موارد و نحوه عملکرد معلوم گشت؛

شیوه عمل در مسئله دفاع از کیان اسلام می شود دنبال کار سختتر و پیچیده تر رفتن[6] و مصداق و موارد آن عمل، می شود اینکه ببینیم دشمن چه می کند و چگونه عمل می کند از چه راههای نفوذ می کند و مابقی مواردی که ذکر می کنند.

نکته پایانی

تمام تلاشهایی که در این عرصه انجام میگیرد مقدس و زمینه ساز حصول سبک زندگی اسلامی است اما اگر تلاش ها هدفمند و از کار سختتر شروع بشوند قطعا اهداف سریعتر به دست می آیند.

خُداجُویى با خورد و خواب آرام                        شُتُر بینى بُوَدْ بَر گوُشه‏ى بام‏

نباید فراموش کرد که اگر هدف دستیابی به حکومتی است که از ابتدای خلقت آرمان تمامی انبیا و اولیا و صلحا و شهدا و انسان های آزاده جهان بوده است قطعا جهادی می طلبد بی مثال، همانند جهادی که خود حضرت امام رحمه الله علیه انجام دادند.

………………………………………

[1] این به معنی عدم نقص و کمال مطلق نیست بلکه منظور شیوه و متد صحیح است

[2] {Life Style}

[3] در مقام تعریف کامل و جامع نیستم بلکه صرفا به تفاوت سبک زندگی و خود زندگی می خواهیم اشاره کنم

[4] سوره هود آیه 61

[5] رهبر معظم انقلاب در جلسه درس خارج ، مورخه ۲۲ فروردین

[6] قطعا منظور این است که کار سختتری و پیچیده تری که بازدهی اصلی و اساسی بیشتر دارد نه اینکه صرفا مبهم و سخت باشد.

اخبار مرتبط