رجانيوز، گروه فرهنگي: تقريباً دو هفته از افتتاح آزمايشي شبكه «نسيم» در سيماي جمهوري اسلامي براي پخش برنامههايي با موضوع طنز و سرگرمي ميگذرد و تا كنون نقدهاي مختلفي پيرامون اين اتفاق بيان شده است. تقريبا تمام نقدها با محوريت اوضاع اقتصادي رسانه ملي و عدم ضرورت افزايش تعهدات مالي اين سازمان سامان يافتهاند. انتقاداتي كه انصافاً هم پر بيراه نيستند.
در شرايطي كه تربيتيترين برنامههاي صدا و سيما تبديل شدهاند به عرصهاي براي جولان دادن اسپانسرهاي پفكي، راه انداختن شبكهاي ديگر چندان توجيه پذير نيست. خبر بدهي چند ده ميلياردي رسانه ملي به تهيهكنندگانش هم مزيد بر اين توجيه ناپذيري است.
اما آنچه در ادامه ميآيد نقديست بر افتتاح اين شبكه البته با محوريتي ديگر، نقدي بر محتوايي كه احتمالاً در آيندهاي نه چندان دور از اين شبكه تلويزيوني به خانههاي ايرانيان وارد خواهد شد. البته تا اينجاي كار آنتن شبكه نسيم فقط با چند ميانبرنامه ثابت، دوربين مخفي، لحظههاي خنده دار و بريدههايي از سريالهاي طنز ساير شبكهها پر شده است، اما واضح است كه اين همهي آن چيزي نيست كه مديران صدا و سيما بخاطرش يك شبكه جديد راه انداخته باشند. بعيد است، اما اگر چنين باشد بايد به حال آن مديران تاسف خورد.
حتما در آينده انواع برنامههاي به اصطلاح طنز در قالبهاي مختلف از جمله سريال، مسابقه، جُنگ و… در اين شبكه توليد و پخش خواهند شد. و اينجا تازه اول حرف است.
اين برنامهها را چه كساني خواهند ساخت؟ طبيعتاً محتملترين و حتميترين گزينه توليد برنامههاي طنز توسط همين گروههايي است كه تا حالا در صدا و سيما فعال بودهاند. كساني كه ساختمان پزشكان را ساختند؛ كساني كه همين الان يك فوتباليست ورشكسته درجه چندم را سوژه سريال طنز كردهاند. خلاصه بعيد است مديران رسانه ملي هم برنامه ديگري جز دست به دامن همينها شدن داشته باشند. و بايد با تاسف به نظاره نشست كه حالا يك شبكه ديگر اينبار تمام و كمال به دست اين جريان خواهد افتاد. و اتفاقا اينبار به دليل اينكه شبكه هم جزو شبكههاي اصلي نيست چندان مورد توجه نخواهد بود و افراد مزبور با دست بازتري به ساخت برنامههاي خويش خواهند پرداخت. دور نيست زماني كه نسيم مطابق ميل اين آقايان بوزد.
در واقع صدا و سيما اينبار هم مثل اكثر اوقات كه شبكه ميسازد و بعد به فكر پر كردنش ميافتد عمل كرده است. اي كاش مديران اين سازمان ابتدا كمي هم به برنامهسازان شبكه نسيم فكر كرده بودند.
اما شايد اين سوال مطرح شود كه اصلاً مگر صدا و سيما وظيفه دارد طنزپرداز سالم و متعهد تربيت كند؟ در پاسخ بايد گفت كه اصلاً نيازي به تربيت نيست. همين الان در رسانههاي مختلف ميتوان چنين افرادي را پيدا كرد كه اگر به آنها هم مانند برنامهسازان كنوني فرصت داده ميشد در اين سالها راه و چاه را ياد گرفته بودند.
از اين گذشته جالب است بدانيد كه رسانه ملي همين الان يك سايت طنز دارد كه در فضاي مجازي فعاليت ميكند و اتفاقاً مديريتش هم با فردي متعهد است. اما عدم حمايت مالي از اين سايت موجب شده است تا عملاً نمود چنداني در ميان رسانههاي مجازي نداشته باشد. حال آنكه اگر مديران صدا و سيما تنها اندكي به پرورش نيرو اهميت ميدادند و برنامهسازن شبكه طنزشان برايشان اهميت داشت، ميتوانستند از همين سايت جهت شناسايي و پروش برنامهساز لااقل در حوزه فيلمنامهنويسي استفاده كنند. اصلاً مگر خيلي از فيلمنامهنويسان كنوني سازمان كه در حوزه طنز مينويسند از كجا آمدهاند؟ از جايي غير از چند نشريه جوانانه سالهاي گذشته؟!
بنابراين به نظر ميرسد كه مديران رسانه ملي بايد فكري جدي درباره برنامهسازان شبكه نسيم كنند و چارهاي بيانديشند تا اين شبكه به محل جولان جريان حال حاضر فعال در حوزه سريالهاي طنز تبديل نشود. اما آيا چنين انتظاري از افرادي كه با افتخار اعلام ميكنند از سريالي مانند ساختمان پزشكان در برابر مقامهاي عاليرتبه كشور دفاع كردهاند، انتظار زيادي نيست؟ اميد است كه نباشد!





