پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب

بغض کارگران شهرداری، سکوت «مشکل گشا» را شکست!

یادداشتی از امین چناری:

بغض کارگران شهرداری، سکوت «مشکل گشا» را شکست! / چه کسی پاسخگوی معوقات شش ماهه کارگران شهرداری است؟

بعد از تجربه فضای خبری پرنشاط، طنز و مطالبه گر که در قالب طنز انتقادی مشکل گشا شاهد بودید، چند ماهی است این رسانه خبری، در اعتراض به ظرفیت پایین نقدپذیری و نفاقی که دامن گیر بعضی از مدیران شهرستان شده، تصمیم بر صبر و سکوت داشته اما بنا به وظیفه و اصرار تعداد زیادی از کارگران زحمتکش شهرداری دزفول، که این رسانه را برای بیان دردها و مشکلات خود برگزیده اند سکوت خود را شکسته و چند خطی تلخ از مشکلات این روزهای کارگران شهرداری می نویسد، باشد که به مسؤلین بر بخورد تا مشکلات ساخته دست خودشان را از پیش پای کارگران بردارند و اگر توان این کار را ندارند هرچه زودتر استعفا دهند تا با حضورشان نمک به زخم کارگران و خانواده هایشان نپاشند…

با نزدیک شدن به عید نوروز چشم امید هر خانواده ای به دستان پر مهر پدر دوخته شده تا با خریدهای عید، لبخند را به همسر و فرزندش هدیه دهد. در این بین هستند پدرانی که دست های خسته و خالی آن ها دیگر نای نوازش پدرانه فرزندش را ندارد. پدرانی که نه حقوق نجومی می گیرند و نه آقازاده اند که رانت و رابطه داشته باشند بلکه تنها آرزویشان این است که اندک حقوق دسترنج خود را در کنار حقوق میلیونی شهرداران و سایر نورچشمی ها به موقع دریافت کنند. پیش از این بی نظمی و سوءمدیریت های موجود در شهرداری پرداخت حقوق کارگران را با تأخیر مواجه کرده بود اما اکنون ۶ ماه است که کارگران حقوق و معوقات خود را دریافت نکرده اند و هربار با وعده وعیدهای مسؤلین سرگرم می شوند.

این روزها وقتی در جلسات شورای شهر حاضر می شدم تا نگارنده خبرهای خوشی برای کارگران باشم، بی توجهی و روزمرگی اعضای شورای شهر روی قلبم سنگینی می کرد. جلسات شورا در حالی با آرامش کامل برگزار می شود که معوقات پرداخت نشده کارگران، آرامش را از زندگی آنان گرفته است و خانواده آنان را تا مرز طلاق و فروپاشی رسانده است. جای بسی تأسف است که اعضای شورای شهر، برای تصاحب کرسی ریاست شورا آن چنان با هم می جنگند که انسان در انگیزه خدمت رسانی آن ها شک می کند اما برای مطالبه حق و حقوق کارگران …

مسؤلینی که قرار بود آیینه تمام نمای خدمت باشند تا سعادت همشهریانشان را فراهم کنند این روزها جهنمی برای کارگران برپا کرده اند.

آقازاده های جوان و عدالت طلب شورا هم که همیشه دوای درد کارگران بوده اند، این روزها در اعتراض به ناکارآمدی شورا، روزنامه خوان شده اند و بجای پر کردن خانه خالی کارگران، خانه های جدول روزنامه دلخواهشان را پر می کنند.

فرهاد شورا هم شیرین خود را در فضای مجازی می جوید تا با گرفتن به روزترین ژست های خدمت رسانی لایک های اینستاگرام خود را افزایش دهد، غافل از اینکه یک لبخند کارگران و خانواده شان به هزاران لایک و فالوور آن ها می ارزد.

رییس سرافراز شورا هم که در آخرین دوئل انتخابات هییت رییسه به آرزوی دیرین خود رسید، دست در دست شهردار با سفرا و میهمانان خارجی خود عکس یادگاری می گیرد، غافل از این که دست های پینه بسته کارگران، سفیر و پیام آور پاکیزگی و سرسبزی شهرمان است.

شهردار و معاونان همراهش هم که پاداش و مزایای خود را بدون یک روز عقب افتادگی دریافت کرده اند، برای خواهر خواندگی دزفول با کشور هند غش کرده اند که ای کاش بجای آن به فکر خواهران، همسران و خانواده های کارگری باشند که دست پخت آنان، این ها را به این روز انداخته است.

البته در این بین، هستند اعضای شورای شهری که نه تنها در حرف! بلکه در عمل نیز مدافع حقوق کارگران بوده اند و در این راه از هیچ تلاشی دریغ نکرده اند اما چون فریاد خود را بی اثر می بینند سر به زیر انداخته و پایان شورا را از خداوند طلب می کنند.

گفتنی ها را گفتیم…

خدا کند دفتر انشای فرزندان کارگران، برای روز پدر خالی نباشد…

اخبار مرتبط