خاطرات صراط1 (قسمت6) - پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب شهرستان دزفول
23rd، آگوست 2013
پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب
اخبار دزفول، خوزستان، جهان
Dezmehrab.ir
زمان انتشار: 23 rd آگوست 2013 ساعت 4:01 ب.ظ | کد خبر: 5730  

بعد کلاس یک پالتوی بلند سبز رنگ آمریکایی داشت که پوشید و اومد پایین که بره.

بیرون سالن بودیم داشتم عکس میگرفتم که دیدم یه سیگار مَشتی بایک فندک آنچنانی از تو جیبش در اورد.

تواین فاصله نمیدونم از کجا این آدم ها ریختن روسرم که نزارن ازش عکس بگیرم.

گفتم الانه که یا مثل یگان ویژه دوربینم رو میشکنن یا مثل اطلاعات میبرنش ولی خوشبختانه آقای قاسمی تا اون حد پیش نرفت.

بعد متوجه شدم که بچه هایی هم که آقای فراستی رو بردن تو اتاق تا ازش گزارش تهیه کنند باکمبود اکسیژن مواجه شدن و داشتن خفه میشدن.

ازبوی سیگار کسی نمی تونست بره تو اتاق . بیچاره آقای پور کیانی که شب باید بخوابه تو این اتاق.

متأسفانه مادوست داریم فقط بعد مثبت یک چیز رو نشون بدیم و مشکلاتش رو سانسور میکنیم.

ولی با این دید هیچ موقع به هدفمون نمی رسیم.

سینما هم همین مشکلات رو داره که عده ای باهاش مخالفند و میگن داره فقط خوبی هارو داره نشون میده .

چشمتون روز بد نبینه جوری سیگار میکشید که ما که پشتسرش بودیم انگار دیزل داره دود میکنه یا کوره میلیونی داره دود میکنه.

خوشبختانه وقتی دود از داخل ریش های بلندش رد میشد یک مقدار تصفیه میشد که میومد سمت ما.

امشب شام سیب تخم مرغ بود ولی بایک شکل جدید و متفاوت با شب گذشته.

اینبار خیارشور و سس هم همراهش بود.

به این میگن هنر آشپزی هر روز متفاوت با روز قبل .

درست کردن یک نوع غذا به چند شکل مختلف کار هر آشپزی نیست. واقعاً جای تشکر داره

ممکنه فرداشب تبدیل بشه به املت با سیب سرخ شده و…

بنده خدا آقا مصطفی بیاتی یک روز اومد بره کمک گروه مستند ساز که زدن داغونش کردن.

گروه مستند ساز میخواستند مثل فیلم بردارها که دوربینشون رو ریل حرکت میکنه فیلم برداری کنن تا یک مستند پر کنن.

آقا مصطفی رو گذاشتند تو گاری تا فیلم بگیره در حال فیلم گرفتن بود که تو سرازیری اردوگاه گاری از دستشون رد شد و آقا مصطفی به همراه گاری رفتند به کوری.

فرهنگی روگفتم بیا امشب که چهار شنبه است مناجات امیر المومنین رو برگزار کنیم .

گفت که قراره مسابقات طناب کشی برگزار بشه و فرداشب یک دعای کمیل عالی و پر محتوا برگزار میکنیم.

آخه دعای کمیل چه ارتباطی به مناجات امیرالمومنین داره!

موقع طناب کشی بازهم سرو کله سرباز پیداشد و بازی نیمه کاره موند.

آقا امین اسم نویسی کرده بود که هرکی ساعت چند بیاد انتخواب واحد کنه منم دلم خوش بود به حرفش . وقتی رفتم پیشش گفت برو لپ تاپ بیار آخه من الان از کجا باید لپ تاپ بیارم و بیخیال انتخاب واحد شدم.

تو این چند روز با انواع نقد آشنا شدم و بیشتر نحوه نقد کردن رو یاد گرفتم.

تومباحثاتی که انجام میدیم فعلاً هرکس داره حرف دیگری رو نقد میکنه اگه به این شکل باشه که آقای فراصتی باید مقام اول رو داشته باشه.

آخه این چجورشه که فقط حرف هم دیگه رو نقد میکنیم و جالبه نقد میکنیم ولی بلد نیستیم راه کار بدیم. انگار بهمون گفتن فقط نقد کنید . شاید بچه ها از آقای فراستی یاد گرفتن .

یه اتفاقات دیگه هم تو این روز افتاد که ازش میگزرم.

             نگاهی به کلاس هی های برگزار شده در این روز

استاد یامین پور : عقلانیت در سنت اسلامی – مدرنیته

                   واقعاً اینجور آدمها برای شهرمون افتخار آفرین هستن.

                   انواع کنش های انسانی

                   ایشون از حرف هاشون معلوم بود که شدیداًمخالف اصلح طلب ها بودن.

                   بررسی عقلانیت دینی

                   بررسی در مورد هستی شناسی انسانی وعقلانیت اسلامی.

                  و….

استاد فراستی : نقد فیلم و رسانه

                   بررسی سینمای قبل از اسلام.

                  سینمای روشنفکری.

                  بررسی رابطه بین فرم و محتوا.

                  مخالفم – حرفی ندارم و…

               همچنین ایشون آینده سینما را ظلمات کامل می دانستند.

مباحثــــــــــــه

 رسانه و هنر

IMG_6055

نظر بینندگان
  1. دکتر رها says:

    سلام
    واقعا “یادداشت ها” رو باید به “خاطره ها” تغییر داد!!
    تازه صراط ۳ هم در حال برگزاریه!!

  2. حامد says:

    با سلام وتشکر از زحمتی که کشیده اید.
    نمی دونم نویسنده محترم چه سبکی از نویسندگی تو نظرش بوده ولی به نظرم خیلی قوی تر می شد کار کرد .
    خیلی ضعیفه نه سر داره نه ته
    بازم تشکر می کنم

  3. شهروند دل سوخته says:

    با سلام خدمت همه دوستان دوره صراط ۱و عرض به خدمت آقای دکتر رها حالا خوب شد دیگه خاطره ها رو از یادداشت ها جدا کردن رازی شدی.
    و عرض به خدمت آقا حامد که من هم با شما موافقم ولی فکر کنم از بس که این آقای نویسنده خاطره نوشته که دیگه بی حوصله شده و می خاد یه چیزی نوشته باشه پیشنهاد میکنم که خاطراه های صراط۳رو یا ننویسه یا به دیگری محول کنه و یا صبر کنه با انرژی بهتری بنویسه ولی در کل خاطره ها رو نوشتن و خوندن خوبه هم از این لحاظ که یاد آوری میشه و هم اینکه میتونیم ایراد ها را پیدا کنیم و رفع کنیم.

  4. دکتر رها says:

    بله…خیلی ممنون
    واقعا الان با نظم تر نشده؟؟

ارسال نظر

     


-->