خاطره صراط2 - پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب شهرستان دزفول
16th، اکتبر 2013
پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب
اخبار دزفول، خوزستان، جهان
Dezmehrab.ir
زمان انتشار: 16 th اکتبر 2013 ساعت 9:34 ب.ظ | کد خبر: 7962  

متاسفانه صبح ها دوستان با خواهش و التماس خانم خسروپناه و گاهی خانم حداد و چاییده از

خواب بیدار می شدند، در صورتی که من انتظار داشتم  بچه های دوره خودشون بدون ناز و

نهیب، دل از رختخواب بکنن!

اما گویی انگار نه انگار که با رده سنی بالای ۱۶ سال طرف هستیم، که این مسئله دو دلیل

داشت : یکی تنبلی و دوم بی برنامگی مسئولین!

الان احتمالا مسئولین می پرسن چطور؟ بنظرم اگر صبح ها یک ساعت قبل از صبحانه

وقتی که هوا هنوز”کمی” تاریک و خنک است، ساعت بیدار باش صبح را اعلام می

کردند و خودشان در آن ساعت بیدار می بودند واعضا را برای ورزش در محوطه جمع می کردند

خیلی خوب می شد و در روحیه آن ها تاثیر مثبت می گذاشت. و دیگه مشکل دیر آمدن و خواب

آلودگی در کلاس را نداشتیم.

                                                               ***********

در طول دوره استاد سعد چند باری بحث ازدواج را پیش کشیدند و نکته جالب اینجا

بود که این بحث از طرف بچه های رده سنی پایین دوره  به شدت مورد استقبال و

تشویق قرار گرفت طوری که اعضای رده سنی بالا از شوق و هیجان کوچکتر ها

ابتدا از تعجب کم مانده بود شاخ در بیاورند و در بارهای بعدی از خجالت داشتند آب می

شدند!

                                                              ***************

برای نشستن در کلاس جا گرفتن مسئله مهمی بود، اینکه بتونی ردیف های اول بشینی.

که برای اینکار دفتر و دستک مون رو روی صندلی های ردیف اول می ذاشتیم تا

جامون محفوظ بمونه برای کلاس بعدی ، که البته این حیله برای دو روز اول

جواب داد و در روزهای بعد وقتی که وارد سالن می شدیم می دیدیم وسایل زبون

بسته مان در گوشه ای  مظلومانه خفته اند!

و این بود که تصمیم گرفتیم زرنگ شده و برای کلاس ها خودمان را سریع به

سالن برسانیم.یکی دو بار که برای زودتر رسیدن به کلاس و ردیف های اول نشستن دویدیم و هن

هن کنان رسیدیم و سالن را تا نیمه پر دیدیم کلا قید ردیف های

اول را زدیم.

البته ردیف های اول یک ویژگی خاص داشتند و اون صندلی های راحت و مبلمانی شان بود، که

خیلی ها – برای داشتن آرامش و آسایش و کمر درد نگرفتن از صندلی های سالن در کلاس های

طولانی دوره – خود را به هر مشقتی به آن ها می رساندند.

serat_61-250x125

بانو

نظر بینندگان
  1. ایرانی says:

    بانو خانم دستت درد نکنه که نوشتی ولی خیلی اغراق آمیز نوشتی. اولش که اون موقع هوا خیلی گرم بود و مناسب رزش نبود. در ضمن اکثر بچه ها راحت و به موقع بیدار میشدن.
    اغراق همه جا خوب نیست دوست عزیز

  2. منتظر says:

    خانم بانو انقدر این مساله رده سنی رو بالا پایین کردند که آدم فکر میکنه چن سالشونه؟!!
    ۳۰؟؟
    ۴۰؟؟
    بیشتر…؟؟؟!!

  3. بانو says:

    خانم ایرانی
    اغراق نبود واقعیت بود ، درباره هوای گرم و ورزش هم توی مطلب گفتم که موقعی باشه که هنوز آفتاب درنیومده و در ضمن نیاز نیس ورزش سنگین بشه ، اینکه بچه ها تو حیاط دور هم جم بشن برا ورزش خواب رو از سرشون می بره و بعد با چهار تا نرمش سبک بدن ها گرم میشه و دیگه خوابشون نمیبره .
    آقای منتظر
    کجا گفتم ۴۰ساله؟

ارسال نظر

     


-->