فقط همشهـریها بخواننـد! - پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب شهرستان دزفول
17th، فوریه 2013
پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب
اخبار دزفول، خوزستان، جهان
Dezmehrab.ir
زمان انتشار: 17 th فوریه 2013 ساعت 2:11 ب.ظ | کد خبر: 1802  

شکوهنامهای از وضع کنونی پایدارترین شهر دوران جنگ

رحیم قاسمی

سال دوم معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات

من در اینجا، در جوار مرقد مطهر امام، در جوار ارواح طیبه‌ى شهدائى که در این گلزار معنوى – بهشت زهرا – به خاک سپرده شده‌اند، شهادت میدهم که ملت ما این راه را خوب حرکت کرده است، راه امام را حفظ کرده است. من به چشم مى‌بینم و میتوانم گواهى بدهم که جوانان انقلابى امروز ما، از جوانان انقلابى آغاز انقلاب، اگر از لحاظ ایمان و تقوا و استحکام عقیده بهتر نباشند، عقب‌تر نیستند. من از صمیم قلب و از بن دندان گواهى میدهم و  اعتقاد دارم که بهترین نقش را مردم ایفاء کرده‌اند؛ ارزشها را نگه داشته‌اند، حفظ کرده‌اند و پاى آن ایستاده‌اند؛ رهبرمعظم انقلاب اسلامی – ۱۳۹۰/۰۳/۱۴

آن روزها..

آن روزهایی که مردمان دیار دزفول، گروه انقلابی «منصورون» را با همکاری و همدلی رفقای انقلابی سایر شهرهای استان خوزستان برای مقابله با رژیم طاغوت تشکیل دادند،

آن زمانی که آنهمه موشک و بمب و راکت و… با خون یکایک این مردمان همرنگ میشد، ولی باز میدان را خالی نمیکردند، همه در راه رسیدن به آرمانها و اهداف متعالی بودند.

روزهایی که در این شهر هزار مسجد، صدها جلسه قرائت قرآن تشکیل شده بود و هزاران جوان و نوجوان با شور و اشتیاق، معارف اسلام را میآموختند.

آن روزها مردم و مسئولین هریک وظیفه خود را میدانست.

این روزها…

این روزها با یک نگاه ساده هم میتوان عمق فاجعه فرهنگی کنونی شهر را درک کرد! وضعیت تاسفآور حجاب در خیابانهای شهر، وضعیت پارکها و مراکز تفریحی اطراف، عدم تخصص و بعضا عدم تعهد متولیان فرهنگی، بازی با اعتقادات مردم توسط فرقه ضاله صوفیه، تحویل سنگرهای فرهنگی یکی پس از دیگری به افراد ناکارآمد و اخیرا نیز اجرای پشت سرهم کنسرت های موسیقی، تنها گوشهای از مشکلات و دردهایی است که گریبان دارالمومنین دزفول را گرفته است.

این روزها رکود شدید جلسات قرائت قرآن مساجد شهر فریاد میکشد؛ جلساتی که روزی کارآمدی منحصر به فردی داشت و حتی به عنوان الگویی در خور تحسین برای تربیت نیروی انسانی در نظر گرفته میشد.

این روزها این جلسات به دلیل ضعف ساختاری، دیگر جوابگوی نیازهای جامعه نیست.

این روزها مسئولان جلسات قرآن فراموش کردهاند که شرایط امروز در مقایسه با شرایط ۳۰ سال گذشته بسیار متفاوت شده است. نگاه و طرز تفکر کارآمد سنتی آنان، از کار افتاده است و جوابگوی مشکلات عدیده فرهنگی امروز نیست.

این روزها نیاز به عمل بر اساس فکر و اندیشه نو و انقلابی به شدت احساس میشود.

این روزها، حتی مسئولان جلسات قرآن، تنها سنگر فرهنگی شهر، حاضر به میداندادن به نخبههای فرهنگی جوان نیستند و کماکان طرز تفکر سنتی و ناکارآمد خود را دنبال میکنند.

 

 

خاکریز دیروز، خاکریز امروز

افراد بسیاری وجود دارند که مشتاق پرداختن به مسائل و خاطرات جنگی هستند که گذشت، اما در مورد جنگ کنونی هیچ حساسیتی ندارند. جنگ نظامی ما ۲۴ سال پیش تمام شد. اکنون جنگ جدید، جنگ نرم، آغاز شده است. ما باید برای این جنگ نیز برنامهریزی داشته باشیم. اگر درک خود را از این جنگ بالا نبریم، دشمن سنگرهای ما را در این جنگ یکی پس از دیگری فتح خواهد کرد.

قرار این بود که آن پایداریها در زمان دفاع مقدس، زمینهای برای رسیدن به آرمانهایمان باشد نه اینکه بعد از آن همه سختی در وضع کنونی میدان را خالی کنیم، در وسط راه بمانیم یا حتی عقبگرد کنیم. اکنون نیز زمان، زمان پایداری و مقاومت است؛ مقاومت در برابر هجمههای فرهنگی، سیاسی و عقیدتیای که به شهرمان وارد میشود. باید در برابر این هجمهها به دنبال خاکریز گشت و”جبهه” تشکیل داد.

 

فتح فردا…

انقلاب به پیش می رود، چه من قلم بزنم، چه سکوت کنم، چه مسئولین بر اریکه خود تکیه زنند و چه بیدار شوند، انقلاب به پیش می‌رود. آن‌چه که در رابطه با وضعیت فعلی شهرمان در سطرهای بالا آورده شد، بخش اعظم آن متوجه مسئولان فرهنگی‌ای است که آرمان‌های امام را فراموش کرده‌اند. امروز روز صعود جوانان ارزشی نسل سوم انقلاب و روز افول متصدیان فرهنگی نسل اولی انقلاب است. هنوز در کوچه پس کوچه‌های این شهری که فضای آن را بوی ادکلن  بعضی مسئولان  فرهنگی غافل پر کرده است بوی شهدای شهرمان به مشام می‌رسد. یادمان نرود این جمله شهید آوینی که می‌گفت:

آرمان‌خواهی انسان مستلزم صبر بر رنج‌هاست؛ پس برادرخوبم برای جانبازی در راه آرمان‌ها یاد بگیر که دراین سیاره رنج صبور‌ترین انسان‌ها باشی…

تذکر :

مدیر سایت: 

تمامی مطالب یادداشت ها مربوط به مجموعه مهراب نمی باشد

هرنوع یادداشت فرهنگی که در جهت اعتلای فرهنگ باشد در این سایت پذیرفته می شود

تمام مطالب یادداشت مربوط به خود نویسنده می باشد (نه موسسه فرهنگی مهراب و یا سایت) 

با تشکر 

 

 

 

/strongstrong

نظر بینندگان
  1. احسان قیلاوی says:

    با سلام و خسته نباشد خدمت آقای رحیم قاسمی دستت درد نکنه مطلب بسیار خوبی بود ای کاش تمام مسئولان شهر این مطلب رو بخونن و تلنگری باشه برای اونها تا بدونن که کجا دارن زندگی می کنن و به چه خانواده های شهید پروری دارن خدمت میکنن من به شخصه از شما تشکر می کنم به خاطر مطلبی که نوشتید امیدوارم باز هم بنویسید.

  2. سالک راه حضرت روح الله says:

    سلام
    خدا خیرتون بده
    موضوع مهمی رو اشاره کردید. اگه ما می فهمیدیم که الان هم دقیقا مثل سال ۵۹ سال جنگه متوجه می شدیم فقط ابزار جنگ تغییر کرده…

  3. مصطفی بیاتی says:

    سلام نوشتت جالب بود.
    اینم یه شعر خطاب به این افرادی که تو گفتی البته انشاالله که این جوری نیستن!!!!!!!!
    شاعر میگه:
    گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست
    آنچه البته به جایی نرسد فریاد است

  4. فرزند انقلاب says:

    سلام
    مسئولین ما به جای حرکت به سوی اهداف انقلاب اسلامی به فکر کنسرت های آن چنانی در دزفولند. ما فرزندان انقلاب دیگر منتظر مسئولین فرهنگی نخواهیم ماند…
    یا علی مدد

  5. حسین says:

    سلام
    هرکدام از ما امروز وظیفه دارد ،جایگاه خود را بشناسد و مطابق با جایگاهش به وظیفه ی خود عمل کند. به قول مقام معظم رهبری در جمهوری اسلامی هرکجا هستید همان جا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه ی کارها به شما متوجه است.باید بدانیم فقط با عمل جهادگونه به وظیفه می توان به پیشرفت و شرائط مطلوب دست یافت. به امید آن که در برپایی ارزشی ترین جامعه یعنی جامعه ی مهدوی ،کوچکترین سرباز به حساب آییم.انشاالله

  6. سید says:

    چرا به اجرای کنسرت گیر دادین ؟؟؟؟؟؟؟
    بخدا ملت نیاز به شادی دارن !!!
    نگو همش برن تو فضای معنوی دنبال شادی بگردن !
    اونقدر مردم مشکل دارن که …….. ای خدا

    • رحیم قاسمی says:

      ۱٫ ممنون از اینکه انتقادتون به مطلب رو بیان کردید.
      ۲٫ برگزاری کنسرت ماهانه در شهرستان به بهانه شادکردن مردم به هیچ‌وجه با سبک زندگی اسلامی همخوانی ندارد، بلکه اسلام عزیز برای شادی و نشاط مردم راه‌های بسیاری ارائه کرده است که هم مردم از نشاط فراهم آمده لذت ببرند و هم این نشاط وشادی با گناه و غفلت همراه نشود…
      یاعلی مدد

      • سید says:

        میشه راه های شادی از نظر اسلام رو بگید ما هم بدونیم ؟؟؟؟؟
        مطمئن باشید همیشه حق با شما نیست ! مردم هم فکر دارند، اختیار دارند! هیچکس با اسلام مخالفتی نداره، ولی افراط بیهوده ی شما هم به اسلام واقعی، که الان دیگه ازش خبری نیست، ضربه زده و میزنه!

        • رحیم قاسمی says:

          سلام
          ۱٫بنده این قسمت از صحبت های جنابعالی رو که افراط بیهوده بعضی به اسلام ضربه زده است، رو قبول دارم ولی نقد من به اینکه حالا دو تا کنسرت هم توی شهر برگزار بشه نیست بلکه عرض من اینه که این برنامه ها ذائفه مارو در آینده تغییر میدن؛ و دیگه ما نمیتونم تفریح کنیم مگر اینکه توی تون تفریح هیچ اثری از خدا نباشه! در ضمن موسیقی هم انواعی داره حالا موسیقی سنتی برگرفته از فرهنگ ایرانی بودن ماست ولی چرا ما باید بیایم موسیقی پاپ برگزار کنیم که هیچ سنخیتی با فرهنگ و دین ما نداره؟!
          ۲٫ برگزاری کنسرت توسط یک اداره دولتی با پول بیت المال یک حق اجتماعی برای همه بوجود که هرکس نظرش رو درباره این حق اجتماعی که براش بوجود اومده بیان کنه. واینجا بحث گیر دادن! و سلب اختیار! و سلب فکردن مردم! معنی نداره و من بعنوان یک شهروند دزفولی فقط نظرم رو بعنوان یک حق اجتماعی بیان کردم و نظر شما هم برا من قابل احترامه….
          یاعلی مدد

          • سید says:

            سلام آقا رحیم
            منم با بیشتر نظراتتون موافقم و دغدغه های شما رو درک میکنم. ولی آقا رحیم الان قرن ۲۱ هستیم. خیلی از روشهای زندگی هامون عوض شده. لباس، خوراک، شکل خونه ها و …. همه چیز ما به روز شده. همونطور که گفتین موسیقی سنتی جز فرهنگ ماست. همین موسیقی سنتی هم آغازی داشته، ادامه داده شده تا به اینجا رسیده. میدونید چرا ؟ چون آروم آروم و با روشی صحیح وارد فرهنگ ما شده. در واقع فرهنگ سازی شده. ما خیلی از موارد داریم که وارد فرهنگمون شده. یکی هم میشه گفت سبک موسیقی پاپ که بزرگهای زیادی تو کشور داریم که کار میکنن و مجوز از وزارت ارشاد دارن. به جای مخالفت با ورود سبکهای جدید زندگی، باید به فکر فرهنگ سازی استفاده درست از اونا باشیم نه نابود کردنش. مطمئنم مردم ما استعداد استفاده درست دارن. البته ببخشید من به بخش کنسرت نوشته شما گیر دادم.
            امیدوارم نوشته های اینگونه شما ادامه داشته باشه
            موفق باشید

  7. دوست says:

    سلام برادر
    نمی دانم چند سال سن داری و با چه پشتوانه فکری و اعتقادی تمام جریان فعال در عرصه فرهنگی شهر خودت را زیر سوال می بری ، در یک کامنت کوتاه نمی توان به دغدغه های ذهن پریشان شما پاسخ گفت ، لکن بنده که چند سالی از سن شما بشتر درک کار فرهنگی در دزفول را داشته ام آنقدر می فهمم که برای شروع یک کار فرهنگی ،تخریب تمام قد آنچه داریم و بلند کردن علمی نامعلوم بر زمینی سست ، راه به جایی نخواهد برد .
    هنوز در این شهر استوانه هایی نفس می شکند که نظرات فرهنگی و دینی آنها برد ملی دارد و خاکریز هایی به همت و فداکاری مخلصینی پایدار مانده است که بچه حزب اللهی های شهر پشت آنها به کمین توطئه های دشمن و طراحی فرهنگ انتظار زندگی میکنند .
    اگر به این قیاس پاینبد بمانی ، فرزندان تو به همین داوری عملکرد شما را نقد می کنند که البته اگر بتوان به دیدگاه شما لقب نقد داد .
    واما راهکار : تنها راه حل نتیجه بخش کار فرهنگی در دزفول، هماهنگی با جریانهای فعال ، شناخت جایگاه ملی برخی حرکت های مستمر و فعال شهر و احترام به زحمت های شبانه روزی سینه سوخته های حزب الله شهر با رهبری روحانیت اصیل است.
    امید است با دقت بخوانید و در اندیشه دوستان همراه شما موثر افتد
    التماس دعا

    • رحیم قاسمی says:

      با تشکر از اینکه انتقادتون رو به مطلب بیان کردید…
      ۱٫ بنده نیز با کلیت صحبت هایی که در این کامنت مطرح کردید موافقم.
      ۲٫ ولی این جمله شما که به بنده نسبت دادید:”دغدغه های ذهن پریشان” را به هیچ وجه قبول ندارم و آنرا به دور از ادب می دانم. مطلب فوق رنج نامه ای است برای آرمانهایی است که هدف مارسیدن به آنها است ولی…
      ۳٫ جهت اطلاع شما!: نوشتن یک مقاله، موضع گیری تمام مجموعه مهراب تلقی نمی شود، و انتساب مطالب فوق به دوستان همراه بنده موافق موازین اخلاقی جنابعالی نیست؛ وتأمل…
      یاعلی مدد

  8. سید says:

    سلام دوست عزیز. من چیزی رو زیر سوال نبردم.شما هنوز به نیت من پی نبرده، نقد منو زیر سوال میبری. نه ذهنم پریشانه نه با اسلام مشکل دارم. منم زیر پرچم اسلامم. زیر سایه ولایت فقیه م. پدرم جانباز و یکی از عموهامم شهید. اگه اسم ببرم مطمئنم میشناسین!
    ماهم تو فکر مسایل فرهنگی شهرم هستیم. خانواده ماهم تو این شهر زندگی میکنن. شهری که توش متولد شدیم. ولی به نظر شما میشه با پاک کردن صورت مساله، کاری پیش برد؟؟؟؟ همه ی بچه های فعال شهر رو چشممون جا دارند. ولی شما که چندسال سابقه کار فرهنگی دارید، به نتیجه هم رسیدید؟ جز این بوده که روز به روز وضع فرهنگی خیابونای شهر بدتر شده، جز این بوده که حجاب از بین رفته ؟؟ حالا به نظر شما وقتی از راهی نتیجه نگیریم، بهتر نیست روشمون عوض بشه ؟؟بهتر نیست به جای مینی بوس گشت ارشاد، از پایگاههای مشاوره ای و روانشناسی استفاده کنیم. به جای سرکوب، گفتمان داشته باشیم! یکم به حرف همون کسانی که فکر میکنین منحرف شدن، گوش کنید. ببینید خواستشون چیه؟ البته اگه بهشون حق انسانی میدید! اینکه فقط توی جریان خودمون بمونیم و تصمیم و نتیجه گیری کنیم، اشتباه نیست؟ اسلام دینی واسه همه زمانهاست و همه موانع و مشکلات. اگه به کتابهای اخلاق اسلامی مراجعه کنید، میفهمید یکی از علل بدحجابی چیه! آره جذاب نبودن و بداخلاقی مشوقین به حجاب .این فقط یه مثال کوچیکه!
    تو این گفته شک نکنید! اگر روش ترویج به فرهنگ اسلامی، روشی درست باشه شک نداشته باشید، مشکلی نداریم. تو لاک خودمون موندن و بی توجهی به دغدغه های دیگران نتیجه نداره.
    پیشنهاد من : برای ارائه روشهای بهتر، با چندین و چند جامعه شناس و روانشناس مشورت کنید.
    من کوچیک همه شما هستم.
    محتاجیم به دعا دوست عزیز

  9. محمد says:

    سلام خدمت«دوست»
    تذکر آیین نامه ای از طرف متصدیان سایت خدمت حضرتعالی عرض می کنم و آن اینکه انتساب مطلب آقای «رحیم» به دوستان مهراب مخالف شئون اخلاقی ای هست که نوشته حضرتعالی هم مشئون از آن شئون است. تمام نوشته جاتی که در وسعت اصول انقلاب توسط دوستان ارزشی شهرستان ارائه می شود در این سایت به نمایش گذاشته می شود. لذا خود حضرتعالی نیز می توانید اگر نگاشته ای دارید در این سایت به نمایش بگذارید.

  10. یه آشنا says:

    سلام بر جناب سید
    فکر نمی کنم این که نویسنده گفته کنسرت فلان و فلان مناسب سبک زندگی اسلامی نیست تندروی ای درونش نهفته باشه این که یک نفر دغدغه دارده و مسائل شهرش را پیگیری می کنه خودش قابل تحسینه می تونی معنی تندروی و کندروی رو دقیقا بگی یعنی چی این جور اتهام زدن که متاسفانه الان در فضای کشور هم باب شده زیاد جالب نیست. درضمن با اون قسمت از حرفت که ما باید تعریف خودمون رو از شادی در اسلام بدیم و حدو مرزشو مشخص کنیم موافقم
    التماس دعا

    • سید says:

      سلام دوست عزیز
      اینجا من باید از آقای قاسمی بابت مطلب قشنگش تشکر کنم. من بحثم فقط سر کنسرت نبود. ایراد من فقط به بعضی از رفتارهای فعالان فرهنگی بود. من فقط به یه نمونه ش اشاره کردم.
      تندرویی های مثل برخورد های بد با افراد ضدفرهنگ اسلامی، محدود کردن مردم طبق افکار خاص، ….. این بحث اونقدر طولانی و کش دار هست که امیدوارم جایی برای ارائه حضوری و آزاد نظرات باشه که حداقل به یه نتیجه مشخص برسه.

  11. صادق says:

    سلام بر همه دوستان
    ظاهرا یه چیزایی قاطی پاتی شده انتقاد آقای دوست به اصل مطلب بوده نه نظر آقای سید حالا از این گذشته یه خواهشی دارم از دوست: در مورد این روحانیت اصیل و سینه سوخته های شهر که نمی دونم کجا هستن یه توضیحی بفرمایند و کارهایی که دارن انجام می دن!!!!!!! در ضمن معنی زمین سست و علم نامعلوم و این حرفارو هم نفهمیدم من هم با برخی جاهای نوشته آقای رحیم مخالفم مثل اینکه یه کم نوشتشون بدبینانه است ولی سعی نمی کنم او را به کنج رینگ برده نابود کنم زمین سست و این حرفا
    چرا دچار توهم توطئه می شیم همیشه.
    شما ودوستانتون یعنی چی بابا تورو خدا ول کنید این حرفا رو!!!!!!!!!!
    و من الله توفیق

  12. وسمه گر says:

    با سلام به دوستان عزیز
    مطلب آقای قاسمی جالب و زیباست. ولی نقدهایی هم که بعضی دوستان اشاره کردن هم جای بحث داره و نظراتشون محترمه.برادرم آقای سید هم نقد جالب توجهی داشتن. متاسفانه توی شرایطی هستیم که باید مواظب وضع فرهنگی شهرمون باشیم.
    موفق باشید برادر قاسمی
    فی امان الله

  13. خودم says:

    باسلام خدمت همه
    اینجانب خاک پای همه
    ۱- معمولا اونایی که میگن ماچندتا بیشتر پیرهن پاره کردیم و یا مثال های دیگه از این قبیل برای عمق سابقه کاری خود روبیان میکنن بدونید کار مهمی نکردن. چون خیلی ها هستن که در حال حاظر بجز پیراهن شلوار هم پاره کردن.
    تواین وضع گرونی این چه جای پیرهن پاره کردنه برادر.
    باید رفت توکار اقتصاد مقاومتی.
    بعد از جنگ تحمیلی اینقدر نشستیم پیرهن پاره کردیم. که این شد نتیجش هالا تمام لباس های مردم روز به روز داره کوتاه تر میشه .
    از اونور کشور “بوق” داره تهاجم میکنه از اینور مانشستیم داریم ….
    حالا خداییش با اینهمه پیرهن پاره کن که داریم و اینقدر پیراهن که پاره کردیم به کجا رسدیم .
    بهتره برگردیم یکم پشت سرمون روهم نگاه کنیم ببنیم نتیجه کاری این پیراهن پاره کنان تا الان چه جور جواب داد .
    واقعا چجور جواب داده ؟
    البته ببخشید برادران
    همه چیز اولش سخته یک بار انجام شد دیگه عادی میشه.
    مگه نه ؟

  14. Green Duck says:

    الان که سرکلاس مدیریت تولید نشسته ام، داشتم مطالب رو می خوندم، ولی چون باید از زیر نگاه های استاد یواشکی فرار کنم تا تابلو نشه، وقت نکردم همه رو بخونم،
    فقط باید بگم:
    دوستان، دغدغه فرهنگی فراموش نشه!!!
    همیشه توفیق خدمت به انقلاب نیست….
    جدی می گم!

  15. سبحان says:

    سلام بر برادر وسایر دوستان بزرگوار.
    خوشحالم که نقد و نقد کشی شده.برادرگرامی جناب آقای قاسمی با نظر شما در مورد بعضی از مسئولین بزرگوار موافقم .اما و اما کلکم راع و کلکم مسؤول عن رعیته
    من و شما هم در این قبال مسئولیم.قرار نیست فقط حرف بزنیم.البته چون سنتون کمه ایرادی بهتون نیست.ایشالله چندسال دیگه.موفق و سربلند

  16. مخاطب says:

    با سلام خدمت تمامی دوستانی که روی این مطلب نظر داده اند حتما همگی شما نظرها و راهکارهای خوبی برای پاسداشت خون شهدا و ادامه راه شهدا برای رسیدن به شهری عاری از هر مشکل و غرب زدگی دارید، خواهشمند است شما هم نظرها و راهکارهای خود را نوشته و برای مدیر سایت بفرستید تا همه مردم شهر آنها را مطالعه کنند و سرلوحه کار خود قرار دهند .
    به امید اینکه مسؤلین شهری هم آنها را مطالعه کنند و در هر چه بهتر شدن شهرمان از این راهکارها و نظرات استفاده کنند.
    ممنون(التماس دعا)

ارسال نظر

     


-->