۳۰ام، مهر ۱۳۹۱
پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب
اخبار دزفول، خوزستان، جهان
Dezmehrab.ir
زمان انتشار: ۳۰ ام مهر ۱۳۹۱ ساعت ۹:۱۳ ب.ظ | کد خبر: 852  

 درصد بحران فتنه ۸۸، فرانسه را زیر و رو می‎کرد/ زمزمه فروپاشی آمریکا و استقلال طلبی ایالت‌هایش به گوش می‌رسد

گروه استان‌ها – خرسان رضوی:سه سال پیش خبر شهادت مردی از دیار خراسان داغ بزرگی را بر دل ملت شهیدپرور ایران گذاشت و امروز تنها چند ورقی از خاطرات و رشادت‌های او برای ما باقی مانده است تا مسیرمان را گم نکنیم.

 

راه دوری نیست، همین کوچه پس کوچه شهر امام رضا(علیه‌السلام) است، راه دوری نیست همین حرم امام رضا(علیه‌السلام) است و خادمی کنار درب ورودی صحن انقلاب که نامش نورعلی است و با دنیایی از فضایل انسانی. بله همان نورعلی شوشتری خودمان که هر رزمنده و فرمانده‌ای او را می‌شناسند و با خاطرات شیرین و درس‌آموز او زندگی می‌کنند.

او که برگ زرینی از سند افتخارات خود در هشت سال دفاع مقدس داشت، با تدبیر و اتکاء به خداوند و اهل بیت(علیهم‌السلام) به دل دشمن حمله می‌کرد و پیروزی‌های غیورآفرینی را برای کشورمان رقم می‌زد.

شهید شوشتری از خون‌دل خورده‌ها و ریش سفیدان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی محسوب می‌شد که آخرین تدبیر فرماندهی خود را وحدت بین شیعه و سنی دانست و توانست خود و همرزمانش را ملقب به وصف شهدای وحدت کند.

مهر ۸۸ سردار وحدت و سازندگی شهید نورعلی شوشتری به دست مزدوران استکبار در استان سیستان و بلوچستان  به شهادت رسید؛ از آن روز سه سال می گذرد و ظهر جمعه ای که گذشت سومین سالگرد این شهید با حضور جمعیت عظیم از مردم در محل منزل این شهید برگزار شد، شهیدی که امام (ره) بعد از فرماندهی موفق عملیات مرصاد درباره وی فرمودند: «در این دنیا که نمی توانم کاری بکنم. اگر آبرویی داشته باشم در آن دنیا قطعاً شما را شفاعت خواهم کرد.»

ما برای رسیدن به اهدافمان معمولا به شیوه‎های مختلف برنامه‎ریزی می‎کنیم، این شیوه‎ها در طول زمان، تغییر و تحول و تکامل پیدا می‎کنند. بسیاری از دانشگاه‎ها مأموریت‎شان این است که این شیوه‎ها را بهبود ببخشند و دانشی را تولید کنند که این دانش بتواند شیوه‎های ما را اصلاح کند؛ برای این که کسی پولدار شود باید چه کارکند؟ برای این که کسی زیر دستان خودش را در مدرسه تربیت کند، یا آموزش دهد، چه کار کند؟ یک مؤسسه می‎گوید من بهتر زبان خارجه آموزش می‎دهم؛ یک کسی می گوید نه، من به یک شیوه دیگری، به شیوه‎ای که که زبان مادری را آموختی به آن شیوه برنامه‌ریزی می‎کنم تا بتوانی زبان را خوب یاد بگیری؛ بالاخره روش‎های رسیدن به انواع هدف‎ها متفاوت است.

گاهی در علوم تربیتی بحث می‎شود، گاهی در علوم اجتماعی، گاهی در علم اقتصاد و گاهی در مدیریت؛ شاید همه این‎ها به نوعی مدیریت کردن باشد، مربی بودن و معلم بودن هم یک نوع مدیریت کلاس است، ما هم زندگی‎های خودمان را مدیریت می‎کنیم که چطور به اهداف خوب خودمان برسیم، همه هم معمولا اهداف خوبی را در نظر می‎گیرند.

آدم‎های خوب معمولا اهداف خوبی دارند، این اهداف ممکن است از نظر خوبی شدت و ضعف داشته باشند، ولی مسأله اصلی، شیوه برنامه‎ریزی است و از آن طرف خداوند متعال چون «لاجبر و لا تفویض بل امر بین الامرین» کارهای ما دستش است؛ ما گاهی از اوقات برنامه‎ریزی می‎کنیم، طبق برنامه‎ریزی باید فردا به این هدف می‎رسیدیم اما خداوند متعال ما را پس فردا به هدف می‎رساند. ما برنامه‌ریزی می‎کنیم و طبق برنامه‌ریزی باید پس فردا به هدف می‎رسیدیم، خدا می‎آورد نزدیک و فردا به این هدف می‎رسیم. ما برنامه‌ریزی می‎کنیم که به یک هدفی برسیم، خدا اصلا برنامه ما را به هم می‎زند و ما به آن هدف نمی‎رسیم، بعد ما را به یک هدف دیگر می‎رساند. بالاخره خدا برنامه‌های بنده‌هایش را به هم می‌ریزد؛ هیچ وقت هم دنیا را دست هیچ کس نداده است؛ نه صهیونیست‎ها کنترل عالم دستشان است، نه قدرت‎های استکباری، نه قدما نه متأخرین، نه متدینین، نه ملحدین نه منافقین، هیچ کدام کار دستشان نیست، نه خوبان همه امور تحت کنترل‌شان است و با برنامه آنها کار پیش می‎رود و به نتیجه می‎رسد نه بدها؛ بارها خداوند متعال این را در قرآن کریم بیان کرده؛ حالا یک قواعد کلی هم هست که به آن قواعد کلی اشاره می‎کنم، یک نمونه‎اش همین است که می‎فرماید «الَّذِینَ کَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِیلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ»

کسانی که کافر می‎شوند و معاند هستند، مانع سر راه رسیدن به خدا ایجاد می‎کنند، فقط کفر خودشان نیست و دیگران را هم می‎خواهند به کفر بکشند. خدا اعمال‎شان را تباه می‌کند و به نتیجه نمی‎رسند، کارشان ثمر ندارد، حالا هرکار دل‎شان می خواهد انجام دهند، و این خیلی عجیب است.

سه معضل اصلی امروز آمریکا

یکی از معجزات قرآن همین قاعده است، اگر بخواهم یک نمونه‎اش را برای شما عرض کنم، مثلا کشوری مثل آمریکا آیا خودش می‎خواست و علاقه‎مند بود اقتصادش دچار این مشکل شود، بله؟ خیر. آیا علاقه‎مند بود اعتبار جهانی‎اش کاسته شود؟ نه! آیا علاقه‎مند بود که نفوذ سیاسی‎اش در جهان کاهش پیدا کند، خیر!

اعتبار اجتماعی حاکمیت آمریکا در کشور خودش کاهش پیدا کرد. شاید دو سال پیش این حرف را می زدی به عنوان خیال پردازی دستگیرت می کردند که می گفتی مردم آمریکا می‎خواهند به عنوان جنبش والستریت ۹۹ درصد علیه یک درصد قیام کنند، می خندیدند؛ ولی شما این را به عینه می‎بینید و آنها با مشکلات عدیده‎ای دارند، کنترل می‎کنند.

همین سه مورد اعتبار اجتماعی در داخل، نفوذ سیاسی در جهان و این مشکل اقتصادی؛ آیا آمریکا می‎خواست به اینجا برسد؟ معلوم است که نه؛ ۳۰ سال پیش تا الآن در هر سه موضوع، آمریکا اعتبارش کاهش پیدا کرده است، آن وقت ما در نقطه مقابل آمریکا، نسبت به ۳۰ سال پیش نفوذ سیاسی ما در جهان چقدر افزایش پیدا کرده است؟ اعتبار اجتماعی داخلی‎مان چقدر افزایش پیدا کرده که توانستیم بحران‎های عظیمی را به سادگی پشت سر بگذاریم که ۵۰ درصد بحران ۸۸ اگر در فرانسه اتفاق افتاده بود، فرانسه زیر و رو می‎شد.

آنها ۹ دی که ندارند، فقط ۱۰ دی دارند و ۸ دی! آیا ما در ۳۰ سال پیش، پیش‎بینی می کردیم به اینجا برسیم؟ خوش بین‎ترین افراد هم پیش‎بینی نمی‎کردند، به هیچ وجه؛ ولی ما به اینجا رسیدیم، آنها به اینجا رسیدند.

۳۰ سال است که شاخصه رشد آمریکا رو به افول است

معادله، معادله خیلی عجیبی است؛ بگذارید من از این معادله یک نتیجه گیری کنم و بعد بحث خودم را در مدیریت زندگی و مدیریت جهان که کار دست کیست، ادامه دهم.

اگر شما جرأت کردید خارج از مجلس این شهید – که مجلس شهید بصیرت می آورد – این حرف را به هر فردی که خواستید بزنید. ۳۰ سال است شاخصه‌های رشد آمریکا نشان داده که نه تنها رشدش متوقف شده، بلکه افول کرده است! در کلیدی‎ترین شاخصکندهایش سه نمونه‎اش را گفتم، نفوذ سیاسی بین المللی، اعتبار اجتماعی داخلی و وضعیت اقتصادی.

۳۰ سال است که ما رشد کردیم، او به اضافه غارت همه کشورهای جهان سقوط کرده، ما یک کشور را هم در جهان غارت نکردیم، یک روستای لب مرز عراق و افغانستان را هم نگرفتیم که بگوییم آقا پول کشاورزی‎تان مال ما، چه برسد به نفت! مدیریت در ایران بهتر است یا آمریکا؟ شما از این جلسه بیرون برو به احمق‎ها بگو مدیریت در ایران بهتر از آمریکاست، اگر قبول کردند! چون احمق هستند دیگر؛ احمق به خودش زحمت فکر کردن نمی‎دهد، کسی که احمق باشد که نمی‎توان به آن چیزی حالی کرد، یعنی مدیریت در کشورما قوی تر از آمریکاست؟ خب بله دیگر.

با یک محاسبه ساده می‌گویند که مدیریت جهان در ۳۰سال بعد با ایران است

بعضی‎ها بچه هستند، این بچه‎ها فقط نوک دماغ‌شان را می‎بینند. به او بگو این شکلاتی که الآن می‎خواهی، نخواه، من دو هفته دیگر، یک دوچرخه برایت می‎خرم؛ اصلا دو هفته نمی‎فهمد که چیست چه اینکه از دوچرخه صحبت کنی! بگو بنز! می‌گوید من الان شکلات می‎خواهم. نمی‎توانند زمان را در نظر بگیرند، برخی‌ها مشکلات الآن را می‎بیینند، نمی‎توانند روند رشد ۳۰ ساله ما را نگاه کنند. هر بیننده‎ای که احمق نباشد اگر یهودی باشد، زرتشتی باشد، هرچه باشد، وقتی به این رشد ۳۰ ساله نگاه می‎کند، می‎گوید اینها ۳۰ سال دیگر همه جهان را گرفته‎اند، اصلا همه جهان زیر نظر آنها نخست وزیر و رییس جمهورهای‌شان را عوض می‎کنند. هر آدمی که فقط احمق نباشد، یک محاسبه ساده کند.

نفوذ ما الآن در کشورهای منطقه چقدر است؟ تازه ما دخالت نمی‎کنیم، می‎دانید که ما سیرترشی هفت ساله انداختیم، ما هنوز نخواستیم که از نفوذ بین‎المللی‎مان استفاده کنیم، درحد تأمین منافع خودمان داریم استفاده می‎کنیم، دخالت‌های‌مان را شروع نکردیم، ما البته اگر دخالت کنیم، درست دخالت خواهیم کرد، نه مثل آمریکایی‎ها ظالمانه دخالت کنیم.

در تمام زمینه‌ها جلوتر از کشورهای جهانیم

من نمی‎خواهم حرف دینی باشما بزنم و بگویم پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله‌وعلیه‌وآله فرمودند که ایرانی‎ها اکثر فرمانده‎هان پای رکاب حضرت هستند و اکثر فرمانده‌هان عالم را تشکیل می‎دهند، نمی خواهم از روایت استفاده کنم و بگویم علم به ثریا برسد، فقط ایرانی جماعت دستش به آن خواهد رسید، این را رسول خدا‎ صلی‌الله‌وعلیه‌وآله فرموده‌اند. می‎خواهم یک محاسبه عادی کنم، ۳۰ سال پیش تا الآن کجا بودیم، الآن کجا هستیم؟ محاسبه کن! طبق همین محاسبه، ۳۰ سال آینده کجا خواهیم بود؟ رشد تصاعدی ما را در این نمودار حساب کن، نه این که مشکل نداریم، نه این که کشور ما صد درصد اسلامی است، نه نه، به هیچ وجه! ما به سوی کشوری اسلامی داریم حرکت می‎کنیم، برای اسلامی شدن به معنای تمام و کمال خیلی ضعف داریم، یکی از نقطه ضعف‎های‌مان همین حماقت‌ها است که بین ماها وجود دارد. این‎که نمی‎فهمیم که ما ۳۰ سال جلوتر از همه کشورهای جهانیم در همه زمینه‎ها!

هر کشوری از نظر علمی در آمریکا و در اروپا رشد کرده باشد، همه جهان آمارها گفتند ۱۳ برابر الی ۱۶ برابر رشدش کمتر از ماست. من می‎خواهم به شما بگویم، شما یقین داشته باشید ما ۲۰ برابر آنها جلوتر هستیم، چرا؟ چه کسی نمی‌داند که رشد علمی آمریکا محصول دزدی مغزها از کشورهای جهان سوم است؟ ولی آیا ما با دانشمندان افغانی و عراقی و آذربایجانی و شوروی و جنوب کشور و خلیج فارس و این ور و آن ور تا اینجا رشد کردیم؟ ما با خودمان رشد کردیم ولی آنها اگر رشد کردند با مغزهایی که دزدیدند رشد کردند، حالا ۳۰ سال بعد جریانات چه شکلی خواهد شد؟

من دارم بحث سیاسی می‎کنم یا بحث دینی رفقا؟ بله؛ من بحث دینی می‎کنم، چون دین به عقل دعوت کرده، عقل اینها را می‎گوید، اصلا شما یهودی باش نعوذبالله، اما یهودی باش کجای این استدلال‎ها به باور غیبی متصل است که بگوید من پیغمبر شما را قبول ندارم؟! بابا پیغمبر را نمی‎خواهد قبول داشته باشی، اصلا هیچ چیز را قبول نداشته باش، آمریکا سقوط کرده در ۳۰ سال یا نه؟ غارت کرده و سقوط کرده؛ ما رشد کردیم یا نه؟ این را همه جهان دارند می‎گویند؛ جهان را غارت نکردیم و رشد کردیم؛ می فهمید معنایش چیست؟ پس مدیریت اینجا قوی‎تر است، همین روند ادامه پیدا کند، در سال‎های آینده چه خواهد شد؟ ما چه خواهیم شد، آمریکا چه خواهد شد؟ در سال‎های آینده اثری از کشور آمریکا باقی نخواهد ماند.

مشکل اصلی آمریکا فروپاشی است/ زمزمه اعلام استقلال ایالت‌های آمریکا به گوش می‌رسد

می‌دانید الان مشکل آنها چیست؟مشکل‎شان فروپاشی آمریکاست، زمزمه اعلام استقلال ایالت‎ها به گوش می‌رسد. این زمزمه یک دفعه محقق می شود، جلوی چشمهای شما! مثل شوروی که یک دفعه و یک شبه منحل شد. عملیات فروپاشی انجام نمی‎گیرد، انجام نمی‎گیرد، تا یک دفعه می‎گیرد و تمام می‎کند و می‎رود و هرکسی باید زود خودش را جمع کند تا می‎تواند از آن یکی بگیرد و ببرد؛ فرسایشی نخواهد بود.

یک نمونه مثال زدم که کار دست استکبار جهانی نیست، کار دست ما هم نیست، خرمشهر را خدا آزاد کرد، کار دست ما هم نیست؛ حضرت امام فرمود از اول دست خدا همراه این انقلاب بوده، مقام معظم رهبری هم در اولین سخنرانی بعد از ولایت‎شان فرمودند که حضرت امام همیشه می‎فرمودند کار را کس دیگری دارد اداره می‎کند. امام اگر از بین ما رفت خدای امام هست، که دست او بر سر ماست و یک عباراتی شبیه این؛ یک دفعه مردم شعار دادند «دست خدا برسرماست خامنه‎ای رهبر ماست» شعار آنجا از دل مردم جوشید؛ همان خدا هست و کارش را می‎کند؛ الآن از خود آقا از خود امام بپرسید که شما کار را مدیریت کردید، متواضعانه خواهند فرمود نه کار خدا بوده است.

خاطره‌ای که مرحوم بهاءالدینی از امام نقل می‌کرد

آقای بهاءالدینی رضوان خدا بر او باد، آن عارف جلیل‎القدر همان اولی که امام به ایران آمده بودند از ایشان پرسیده بودند که می‎دانی چه خطراتی سر راه انقلاب است؟  امام به آقای بهاءالدینی فرموده بودند آقای بهاءالدینی کار دست من نیست.  آقای بهاءالدینی بارها این خاطره را نقل کردند، تمام نزدیکان ایشان این خاطره را می‎دانند، چون برای همه گفتند، آقای بهاءالدینی بعد فرمودند بعد از این که امام فرمود کار دست کس دیگری دارد اداره می‎شود، من خیالم از انقلاب راحت شد.

آقا کار اگر دست کس دیگر است، ما هیچ کاری نکنیم، ما که نگفتیم همه‌اش دست کس دیگری است، حداقل بگو ۵۰ – ۵۰ دیگر! تا معامله جوش بخورد و مشتری شویم، “لاجبر ولا تفویض بل امر بین الامرین، ما برنامه‌ریزی می‎کنیم، خدا برنامه برنامه‌ریزی می‎کند، خدا برنامه‌ریزی‎های ما را به هم می‎زند، برنامه‎های خودش را اجرا می‎کند، ما را به نتیجه بعضی از برنامه‎های‎مان می‎رساند، به نتیجه بعضی از برنامه‎ها‎ی‎مان هم نمی‎رساند، این مقدمه کلام بنده است.

این بحثی که کردیم یک بحث کلیدی است، این روایت از امیرالمؤمنین‌علیه‌السلام را حتما شنیدید که می‎فرماید « عَرَفتُ اللهَ بِفَسْخِ الْعَزائم » (نهج البلاغه /حکمت ۲۵۰) حضرت می‌فرماید که میدانی من خدا را از کجا می‎شناسم، آن جایی که برنامه‎ها را به هم می‎زند، این قصه جدی محل معرفت الله است، برنامه ریختی، چه کار می خواهی بکنی؟ نمی خواهد، به هم می‎زند! اصل تو را نابود می‎کند! هر که را به شکلی، خوبها را به یک شکل و بدها را شکل دیگر؛ کار دست خودش است. به خوبها می‎گوید چه کاری می‌خواهی انجام دهی؟ می‌گوید من می خوام، می خوای خدمت کنی؟ نمی خوام صبر کن اینجوری نمیشه اینجوری! یه جور دیگه کار رو می بره جلو؛ بعد میگه خدایا چقدر بهتر شد، کار دست خودم است! ما برنامه‌ریزی می‎کنیم برای رسیدن به هدف خدا هم برنامه‌ریزی ما را به هم می‎زند. خودش برنامه‌ریزی می‌کند، بعضی از برنامه‎های ما را محقق می‎کند، بعضی از برنامه‎های ما را به هم می‎ریزد و محقق نمی‎کند، بعضی‎هایش را هم بهتر محقق می‎کند بالاخره کار دست خودش است، ما هم باید دست و پای خودمان را بزنیم، این مقدمه کلام.

برنامه ریزی خدا پیچیده است

این که همه ما باید دست و پای خودمان را بزنیم، می‎خواهم کمی این دست و پا رو جمع کنیم، درست دست و پا بزنیم، آدم قوی دست و پا می‎زند در آب ولی شنا نمی‎کند، اصلا باید شنا کنید، خود خدا هم فرموده بیایید شنا کنید، چرا دست و پایی می‎زنید که نتیجه نداشته باشد؟ تو هم شنا کن، بعد من اصلا کمکت می‎کنم سرعت زیاد شود، بعد جالب است پروردگار عالم، می‎فرماید بیا من به تو بگویم چه طور دارم برنامه‌ریزی می‎کنم! بیا من به تو توضیح بدهم، راز و رمز برنامه‎های خودم را به تو بگویم، تو هم می خواهی برنامه‌ریزی کنی، عین من برنامه‌ریزی کن. قطعا تیرت به هدف خواهد خورد؛ به سنگ نمی‎خورد، واقعا شیوه برنامه‌ریزی‎اش را به ما می‎گوید، بله، خدا شیوه برنامه‌ریزی‎اش را به ما می‎فرماید، در قرآن فرموده ولی خیلی پیچیده است، اصلا خودش هم صریحا ذکر می‎فرماید،

مقدمه کلام این است که عرض کردم اما ذی المقدمه این است که ما چه جور خودمان را با شیوه برنامه‌ریزی‎های خدا هماهنگ کنیم که برنامه‌ریزی‎های ماهم درست در بیاید؛ خداوند متعال می فرماید بیا تا توضیح دهم؛ مثلا می‎خواهی روزی پیدا کنی؟ بیشتر از حد حساب و کتاب خودت روزی به تو برسد. تقوای الهی را داشته باشی، تقوایی که برخی از گوشه‎هایش می‎گوید پول را بده بره؛ تقوایی که بعضی از گوشه‎هایش به تو می‎گوید که این پول را برندار، به ضرر تو است اما حرام را رها کن، تقوایی که گاهی ضد پول است، گاهی هم به نفع پول است، می‌گوید تنبلی نکن! کار کن، تقوا داشته باش “من حیث لایحتسب” به تو روزی می‎رسانم، به چشم خودت اطمینان نکن، آقا این پول روی زمین مانده، حالا درست است که یک مقدار شبهه‎ناک است، اما آن را برداریم، اگر این کار را نکنیم، فقیر می‎شویم، می‎گوید ببین، مگر نگفتی که این شبهه‎ناک است؟! رها کن، بگذار فقیر شوی، بالاخره سرطان و هزار تا بدبختی دیگر دارد، از حلقومت بیرون می

ارسال نظر

     


-->