آیا درد را می دانیم؟ - پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب شهرستان دزفول
18th، می 2013
پایگاه خبری تحلیلی دزمهراب
اخبار دزفول، خوزستان، جهان
Dezmehrab.ir
زمان انتشار: 18 th می 2013 ساعت 11:01 ق.ظ | کد خبر: 3047  

 

مولای ما برای شما می نویسیم وخود می دانی که اول برای اصلاح خود وبعد به دنبال قدمی برای ظهورت هر چه زود ترهستیم به امید آن روز…

آیا درد را می دانیم؟

آیا درمان را می دانیم؟

آیا وقت داریم؟

این بار باید به یکی دو نسل قبل تر بر گردیم تا بتوان یک نقد منصفانه تری انجام داد،  به جایی که شاه بود و شاهانه زندگی می کرد و مانند فرعون خدایی. کسی حق نظر نداشت وبا سفرهای پیاپی اروپا از غرب خوشش آمد و گفت از پا تا به سر باید اروپایی شد (زن ما، مرد ما، دختر و پسر ما…). تکلیف مردم خداشناس هم مشخص بود؛ اسلام توی خون و پوست و گوشتشان رخنه کرده بود، عاشق واقعی خدا و ائمه بودند، با تمام آن آزادی ها تکلیف خود را در وهله اول مشخص کردند بعد به پای این تکلیف ماندند؛ وآنها که تکلیفشان شد اسلام، در اول از خود نگهداری کردند بعد از نزدیکان خود هرجا که میرفتند با آنها می رفتند و آنها را حمایت میکردند؛ چون می دانستند در این مسیر آجان است که چادر نمیخواهد . مغازه های رنگارنگ هست که فحشا را تبلیغ می کنند، قمارخانه ها و مشروب فروشی است پس پا به پای این نوگلان آمدند و راه را از چاه و راه را از بیراهه نشان دادند و در کنار تمام این دقت ها و مواظبت ها از این عزیزان در جامعه پدران و مادران به فکر انقلاب کردن و تغییر این منادی کفر هم بودند و فرزندان هم که همیشه مانند یک رادیو ضبط قوی عمل میکنند این دقت در اعمال پدر و مادر در خصوص خود و پای آرمان های خود ماندن را می دیدند…

روزها گذشت انقلاب شد شاه رفت حکومت با رفراندوم ۹۸ درصدی اسلامی شد امام آمده بود آن قمار خانه ها، مشروب فروشی ها و آجان های از خدا بی خبر برچیده شدند و آن آدم ها به ظاهر توبه کردند و خداشناس شدند .

تا آمدیم به خودمان بیاییم جنگ تحمیلی شروع شد و گفته امام عزیزمان که گفت نیروهای من در گهواره ها خوابند به واقعیت نشست و همانهایی که دیدند مجاهدت های پدران و مادران خود را در زمان شاه،    ضبط شده های خود را اجرایی کردند و رفتند برای امام جان دادند و برای وطن خون .

و باز این سلسله ی مبارک که فرزندان دیدند و ضبط کردند ادامه پیدا کرد و بعد از جنگ فرزندان کوچک آن دلیران و شهیدان و جانبازان از رشادت پدران خود شاد و مادران خوشحال از این مردان مرد. و واقعا خانواده ها به فکر فرزندان خود بودند که از دور مراقب این نوگلان باشند که درست است که کشور اسلامی است ولی باید مراقب گرگهای همیشه بیدار و روبه صفتان مکار بود؛ که این عزیزان را به بیراهه نبرند. پس مواظبت پدر و مادر را ولو از دور احساس می کردند .

و باز هم انقلاب ما به پیش رفت با تمام نقاط قوت و ضعف ، بالا و پایین های مسیر، کشور ما در برابر تهدیدهای جنگ سخت خود را بشدت قوی کرد و چشم هر دشمنی را از دست اندازی به این کشور ناامید کرد ولی جنگ نرم …

آری دشمن درست حدس زده بود، باید این رابطه ی عاشقانه و صادقانه را بر هم میزد باید بین نسلها جدایی می انداخت. که در نوشته قبل گونه ای از این تفاوت بوجود آمده در بین نسلهای ما را به رشته تحریر کشیدیم و گفتیم که چگونه پدران جدید و مادران نسلهای بعد از انقلاب با چه حربه هایی جذب شدند که خودمان متوجه نشدیم و فرزندان ما هم به چه صورت به بازیهایی که به دور از اخلاق و شأن یک کودک، جوان و مسلمان است به گوشه رفت و در اتاق خود محصور شد. کارش شد مبارزه فرضی در گیم نت ها که در بیشتر مواقع دشمن رو در رویش شد یک مسلمان و کشتنش شد افتخار کودک ما و مادر و پدر این خانواده به جای این که بپرسد چه میبینی؟ و چکار میکنی؟ به فکر این است که به هر قیمتی که هست فرزندش سرگرم باشد که خود او به کارش و به حالش برسد و …(فرزند این خانواده چه چیزی ضبط میکند؟)

 

حالا که موضوع بحث و دغدغه اینجانب در این دو دل نوشته مشخص شد بیاییم با شرکت در بحث پیش آمده و بیان راهکارهای عملی نسبت به این معضل، در جهت رفع آن گامی برداریم. راهکارهای زیر پیشنهاد شده است که مطمئنا می توان در جهت عملیاتی نمودن آنها مشارکت نمود. منتظر دیدگاه های ارزشمند شما و مشارکت در این بحث هستیم.

 

اما چند راهکار :

۱-    باید به گفته آقا در مورد نقش زن در اسلام و گفتمان زن مسلمان بصورت تهاجمی و محکم روی آورد که  به جای الگوی زن غربی الگوی زن مسلمان جایگزین آن شود.

۲-    فعال کردن سینما و تلویزیون خاک گرفته ی ما که درست است امام گفت مال تمام اقشار است ولی باید به گفتمان اسلام و مقابله با غرب، حرفی برای گفتن داشته باشد.

۳-    روان شناسی بسیار قوی مذهبی های ما در مقابل روانشناسان شبه روشنفکر و سکولارزده برای خانواده هایی که از این  جدایی بین نسلها رنج می برند .

۴-     فعال سازی و از حاشیه در آوردن مساجد ما که فقط برای مراسمات حزن واندوه نباشند و یک محیطی شاد و سرشار از شادمانی و خاطراتی زیبا باشد .

 

 نویسنده:احمد صفار

نظر بینندگان
  1. محمد says:

    راهکار گره خوردن همت های جدا از هم به یکدیگر و هم افزایی دوستان قدیمی و جدید است و این علاوه بر مهربانی تقوا نیاز دارد.
    والسلام

ارسال نظر

     


-->